دسته‌بندی نشده , مدیریت ریسک

مدیریت ریسک کرونا

ویروس کرونا به دلیل بی‌توجهی عده‌ای به مفهوم مدیریت ریسک وارد کشور شده است. به راحتی می‌شد با جلوگیری از پروازهای مستقیم چین به تهران ( حتی پرواز مستقیم شهر ووهان به تهران توسط هواپیمایی ماهان) و خرید فوری تجهیزات تشخیص و نصب در مبادی ورودی کشور و حتی قرنطینه افرادی که از چین به ایران می‌آمدن، از وقوع این ریسک اجتناب کرد. اما حال به هر دلیلی این ویروس وارد کشور شده، عده‌ای از هم‌وطنان ما به آن مبتلا شده‌اند و عده‌ای نیز متاسفانه فوت کرده‌اند و حتی این ویروس از ایران به کشورهایی مانند کانادا، عراق، لبنان، امارات و عمان هم صادر شده است!

آن‌چه گفته شد شرح ما وقع بود اما حال چه کنیم که اوضاع از این بدتر نشود؟ نگارنده به عنوان یک فرد عادی جامعه دسترسی خاصی به مسئولین کشور ندارم اما تصمیم گرفتم برای خودم و مخاطبان این وبلاگ مواردی جهت مدیریت ریسک کرونا یادداشت کنم شاید مفید باشد. (حداقل برای خودم)

متأسفانه اخیرن زیاد می‌شنویم که می‌گویند نرخ تلفات ویروس کرونا تنها ۲ درصد است بنابراین نتیجه می‌گیرند که این ویرس چندان خطرناک نیست. به عنوان فردی‌که اندک دانشی از مدیریت ریسک دارم و در این زمینه مشغول به کار هستم، عمیقن متأسف می‌شوم که عدد ۲ درصد را به عنوان شاخص ارزیابی ریسک ویروس کرونا از زبان مسئولین کشور می‌شنوم.

عدد دو درصد اعلام شده مربوط به اثر این ریسک است و نه احتمال آن. به عبارتی در صورت ابتلای ۱۰۰ نفر به ویروس کرونا طبق آمار ۲ نفر از آن‌ها فوت خواهند کرد. در حالیکه برای ارزیابی یک ریسک تنها درصد احتمال وقوع مرگ پس از ابتلا را نباید سنجید. بلکه برای ارزیابی آن باید احتمال ابتلا به ویروس را ضرب در اثر آن نمود و سپس به ارزیابی ریسک پرداخت. در مورد این ریسک عدد ۲ درصد اعلام شده تنها مربوط به اثر ابتلا به این ریسک است و ربطی به احتمال وقوع آن ندارد. بنابراین بسته به این که شما در چه کشوری، چه شهری، با چه سیستم درمانی و چه میزان میزان شیوعی زندگی می‌کنید، عدد احتمال این ریسک متفاوت خواهد بود. احتمال ابتلا به ویروس کرونا در شهر ووهان چین با شهر قم و تهران یا تورنتو تفاوت دارد و هیچ ربطی هم به آن عدد ۲ درصد اعلام شده ندارد.

ما در مدیریت ریسک با دو شاخصه مهم روبه رو هستیم: احتمال و اثر. هدف اصلی استراتژی‌های مدیریت ریسک این است که احتمال و اثر ریسک‌های مهم را کاهش دهند. در مورد اثرات ریسک ویروس کرونا تا این لحظه علم پزشکی نتوانسته است اقدام خاصی بکند. هزاران متخصص همین حالا در دانشگاه‌ها و مراکز تحقیقاتی بزرگ دنیا مشغول کار و تحقیق و آزمایش هستند تا راهی برای کاهش اثرات این ویرس بیابند. اما تا این لحظه مسجل است که در صورت ابتلای افراد سالخورده یا دارای بیماری‌های ریوی و قبلی و … احتمال مرگ فرد مبتلا وجود دارد. بنابراین در بررسی استراتژی‌های مدیریت ریسک تمام تمرکز باید بر کاهش احتمال ابتلا به این ویروس باشد.

۱- استراتژی انتقال یا Transfer

در مدیریت ریسک یکی از متداول‌ترین روش‌های مدیریت ریسک انتقال اثرات ریسک است. متداول‌ترین روش این استراتژی استفاده از خدمات بیمه است. متأسفانه در مورد این ریسک خاص، استراتژی انتقال در مورد اثرات این ریسک چندان کار نخواهد کرد. به عبارتی در صورتی که فردی مبتلا به این ویروس شود شاید تنها بتوانند از خدمات بیمه‌ای که از قبل خریداری کرده برای کاهش هزینه‌های درمان خود استفاده کند و اثر هزینه‌ای ریسک را به شرکت بیمه منتقل نماید.

۲- استراتژی اجتناب یا Avoid

این تقریبن مهم‌ترین و اصلی‌ترین استراتژی است که می‌بایستی برای مبارزه با این ویروس اتخاذ نمود. یعنی همه ما باید با احساس مسئولیت‌پذیری بالا و تلاش زیاد تمام سعی خود را بکنیم که به هر طریقی از ابتلای خودمان به این ویروس اجتناب کنیم. بزرگ‌ترین خدمت ما به خودمان، خانواده‌مان، جامعه و اطرافیان است که تمام سعی خود را بکنیم که خودمان به این ویروس مبتلا نشویم. توصیه‌های بهداشتی از مراجع متعبر در این چند روز به کرات منتشر شده و بنده در جایگاهی نیستم که این توصیه‌ها را اعلام کنم. اما توصیه‌های غیر علمی، عجیب و غریب و بدون منبع علمی هم در این چند روز زیاد شنیده‌ایم. بنابراین بهتر است در این مورد تنها به مواردی که مطمئن هستیم از جانب متخصصین و پزشکان عنوان شده گوش بدهیم و تمامی توصیه آن‌ها را به کار بگیریم. عمده این توصیه‌ها بر این اصل استوارند که از انتقال ویروس از محیط اطراف به داخل بدن خود جلوگیری کنیم. برخی از این اقدامات موارد زیر است:


۱- شستشوی مرتب دست و صورت با آب گرم و مواد ضد عفونی کننده
۲- تا حد امکان عدم حضور در جاهای شلوع، سفر نرفتن، روبوسی نکردن و دست ندادن،
۳- استفاده از ماسک و دست نزدن به صورت تا قبل از ضدعفونی کردن دست‌ها
۴- تا حد امکان عدم حضور در جلسات داخل شرکت، عدم حضور در کنفرانس‌ها، همایش‌ها و کلاس‌های آموزشی، مراکز خرید، مترو، اتوبوس و حتی تاکسی‌های اینرتنتی
۵- لغو ماموریت‌ها و سفرهای کاری
۶- عدم استفاده از لوازم مشترک در شرکت‌ها مانند آبدارخانه، غذاخوری، یخچال و …
۷- پیگیری اخبار و توصیه‌ها فقط و فقط از مراجع معتبر علمی و عدم انتشار مطالب بدون پایه و اساس علمی در شبکه‌های اجتماعی

۳- استراتژی پذیرش و Accept

در این استراتژی فرض وقوع ریسک ابتدا به کرونا را قبول می‌کنیم و سعی می‌کنیم یک برنامه احتیاطی از حالا برای بعد از ابتلا داشته باشیم.(Contingency plan) باید بدانیم که در صورت مشاهده علائم ابتلا به این بیماری به خصوص مواردی مانند سرفه به همراه گلودرد، تب و لرز و سر درد، نزدیک‌ترین مرکز درمانی اعلام شده برای رسیدگی و تشخیص این بیماری به ما کجاست و بلافاصله به آن مرکز مراجعه کنیم. خانواده و همکاران و عزیزان برای ما مهم هستند بنابراین در صورت مشاهده علائم در خودمان به هیچج عنوان به آن‌ها نزدیک نشویم و تنها به مراکز درمانی مراجعه کنیم.

ریسک ویروس کرونا اثرات مهلکی بر اقتصاد کشور هم خواهد داشت. همین حالا در کشور چین به گفته کارشناسان اقتصادی ۱۸۶ میلیارد دلار از تولید داخلی اقتصاد کم شده، ۴۰۰ میلیارد دلار از ارزش بورس چین کم شده است، ۱٫۵ درصد از نرخ رشد اقتصاد ان کشور و ۹۲ درصد فروش خودذو کاهش یافته. بنابراین از الان باید بدانیم اقتصاد کشورمان هم دچار تلاطماتی خواهد شد و اقتصاد نحیف و بیماری که تا قبل از ویروس کرونا چندان شرایط مناسبی نداشت، ممکن است وضعش از این هم خراب‌تر شود.

به امید سلامتی همه مردم ایران و جهان و آروزی سلامتی و شادابی برای همه شما.

انشتار این مطلب حتی بدون ذکر منبع باعث خوشحالی نویسنده خواهد شد.

سایر مطالب مرتبط:

PMP , مدیریت پروژه

انتشار پیش نویس نسخه هفتم راهنمای PMBOK

موسسه PMI پیش‌نویس نسخه هفتم راهنمای PMBOK رو جهت دریافت نظرات مخاطبان تا قبل از انتشار رسمی منتشر کرده است. برای مشاهده این نسخه پیش‌نویس تنها کافیست که در سایت PMI اکانت بسازید. دسترسی به این نسخه پیش‌نویس رایگان است و تنها با ساخت یک اکانت(در این لینک) می‌توانید به این نسخه دسترسی داشته باشید.

شما می‌توانید بعد از ساختن اکانت در سایت PMI از لینک زیر به این نسخه دسترسی پیدا کنید:
دسترسی به پیش نویس نسخه هفتم PMBOK

توضیحات آقای نادر خرمی‌راد در خصوص انتشار پیش‌نویس پم‌باک ۷
توضیحات آقای نادر خرمی‌راد در خصوص نسخه هفتم PMBOK

سایر مطالب مرتبط:

تأخیرات و ادعا

روانشناسی کلیم، ادعا و لایحه توجیه تأخیرات پروژه

در مورد کلیم، ادعا، پرونده‌های توجیه تأخیرات و مباحث فنی پیمان و موضوعات حقوقی آن ده‌ها کتاب و مقاله نوشته شده است. اما موضوعی که کم‌تر به آن پرداخته شده بحث روانشناسی کلیم است. علت این است که مسائلی از این دست چندان پایه علمی، فنی و حقوقی ندارند و بیش‌تر امور تجربی هستند. در این مطلب سعی می‌کنم پاره‌ای از تجارب شخصی خود در این زمینه را یادداشت کنم. مطالعه این نوشته چه در جایگاه پیمانکار باشید یا مشاور یا کارفرما خالی از فایده نیست.(خوش حال می‌شوم اگر نظر یا تجربه خاصی دارید، بفرمایید)

۱- حجم زیاد پرونده توجیه تأخیرات و claim (تعداد صفحات زیاد)

معمولاً کارفرماها چندان علاقه‌ای به تأیید تأخیرات مجاز یک پروژه چند میلیون دلاری بر اساس تنها چند صفحه نامه ندارند. اما حجم زیاد مدارک و مستندات از نظر روانشناسی کلیم در اخذ رضایت کارفرما جهت تأیید پرونده توجیه تأخیرات تاثیر مثبت دارد. به عنوان مثال برخی از پیمانکاران کل صفحات برنامه زمان‌بندی، پرینت کل گزارشات روزانه و ماهانه و تمامی صورتجلسات و مکاتبات و دستورکارها را ضمیمه پرونده توجیه تأخیرات خود می‌کنند و این‌گونه پرونده کلیم خود را با اضافه کردن چند زونکن حجیم‌تر می‌کنند تا بازخوردی بابت نازک بودن(!) و در نتیجه ضعیف بودن پرونده ادعای خود دریافت نکنند.

۲- عدم اشاره به هزینه‌های مالی ناشی از تأخیر در پروژه تا زمان اخذ تأیید تأخیرات زمانی

اشاره به موضوعاتی مانند افزایش هزینه‌های پروژه به دلیل تاخیرات ایجاد شده یا ایجاد ضرر و زیان برای پیمانکار می‌تواند در روند اخذ تأیید تأخیرات زمانی خلل ایجاد کند. بر اساس تجربه پیشنهاد می‌شود ابتدا فقط و فقط در خصوص تأخیرات زمانی پروژه با کارفرما وارد مذاکره شوید و پس از اخذ تأیید ایشان در خصوص تمدید مجاز مدت زمان قرارداد، به سراغ بحث‌های مالی و افزایش هزینه و ادعای ضرر و زیان رفت. بسیار دیده شده که تنها یک اشاره کوچک به هزینه‌های مالی ناشی از تأخیرات سبب سخت‌گیری شدیدتر کارفرما یا مشاور در مرحله بررسی تأخیرات زمانی پروژه شده است.

۳- قرار دادن مواردی جهت خط زدن توسط کارفرما در پرونده توجیه تأخیرات

برخی از کارفرماها علاقه دارند بخشی از پرونده توجیه تأخیرات پیمانکار را خط بزنند. به عبارتی علاقه ندارند تمام پرونده و صد درصد توجیهات تأخیر پیمانکار را تأیید نمایند. لذا پیمانکار از روی قصد موارد و آیتم‌هایی را در پرونده توجیه تأخیرات قرار می‌دهند (با علم به اینکه مورد قبول کارفرما نخواهد بود) تا توسط کارفرما خط بخورد و در نتیجه با دست بازتری نسبت به تأیید موارد اصلی اقدام نماید. اصطلاح رایج در این زمینه این است که سهمی برای خط زدن کارفرما هم در پرونده کلیم گنجانده شود.

۴- مرتب و زیبا بودن گزارش توجیه تأخیرات

بسیار مهم است که پرونده توجیه تأخیرات یا لایحه کلیم پروژه به صورت بسیار مرتب، تمیز و کلاسه‌بندی شده و حتی رنگ‌آمیزی و نقاشی خوب داشته باشد. یک پرونده نامرتب، بی‌نظم و از نظر ظاهری نه چندان زیبا این پیغام را به کارفرما یا مشاور می‌رساند که پیمانکار چندان علاقه زیادی به مجاز شدن تأخیرات خود ندارد و برای کیفیت کار خود زمان و هزینه زیادی صرف ننموده. چه بسیار پرونده‌های توجیه تأخیراتی که از نظر فنی کاملن صحیح و منطقی بوده‌اند اما به همین دلیل توسط کارفرماها و مشاورها قلع و قمع شده‌اند و خط خورده‌اند.

۵- عدم استفاده از واژه کلیم-Claim

باید قبول کنید اینجا ایران است و در برخی از موارد روحیات ایرانی‌ها با بقیه ملت‌ها متقاوت است و ناچاریم بپذیریم که برخی از کارفرماها و مشاوران به خود واژه “کلیم” حساسیت و آلرژی دارند و اصولن در هیچ کدام از مراحل پروژه بهتر است که پیمانکار حتی اسم این واژه را به کار نبرد تا حساسیت بیجا ایجاد نشود. حتی نام پوشه‌ای که مدارک و مستندات توجیه تأخیرات یا ادعای کلیم و افزایش هزینه در این پوشه برای کارفرما ارسال می‌شود را نباید claim یا امثالهم گذاشت و بهتر است از واژه‌های جایگزین مانند پرونده توجیه تأخیرات و امثالهم استفاده کرد. یا حتی بعضی‌ها به جای واژه “توجیه” تأخیرات از عبارت “دلایل تأخیر پروژه” استفاده می‌کنند.

۶- شناخت دقیق روحیات و سبک کاری بررسی‌کنندگان کلیم

تمامی مواردی که در بندهای بالا ذکر شد به صورت قطعی نیست و همه چیز به سبک کاری و روحیات فردی طرف بررسی‌کننده پرونده توجیه تأخیرات و کلیم بستگی دارد. به عنوان مثال کارفرماهایی هستند که حتی یک صفحه مدرک اضافه و بی‌ربط را در پرونده توجیه تأخیرات بر نمی‌تابند و در صورت مشاهده چنین مواردی، سخت‌گیری بیش‌تری در اصل ادعای پیمانکار تحمیل می‌کنند. شناخت دقیق و جامع ذینفع کلیدی در این موضوع از جانب شخص یا گروه تهیه کننده کلیم، نکته بسیار کلیدی و حیاتی در سرنوشت آن پرونده است.

در پایان ذکر این نکته ضروریست که با توجه به ضعف‌ها، عدم به‌روزرسانی و حتی اشتباهات فراوان بخش‌نامه‌ها و مدارک دولتی مانند شرایط عمومی پیمان و سایر دستورالعمل‌های سازمان برنامه، همواره مشکلات، اختلافات و تعارضات زیادی بین پیمانکاران و کارفرمایان در پروژه پیش می‌آید که پاسخ آن‌ها را شاید نتوان از قراردادها و شرایط عمومی پیمان یافت و نباید فراموش کرد موضوع کلیدی در این اختلافات یک کلمه است: “تفاهم”.
تفاهم، تفاهم و تفاهم، هیچ چیز مهم‌تر از تفاهم نیست. همه چیز به تفاهمات فیمابین طرف‌های درگیر قرارداد بستگی دارد و از پروژه به پروژه دیگر و کارفرما یا مشاورهای مختلف، شرایط، روحیات و سبک کاری متفاوت است و مهم این است که دو طرف بر سر یک روش به تفاهم برسند و داشتن نگاه صُلب و غیرقابل تغییر در چنین مواردی، سدی در مقابل ایجاد تفاهم است و هرچه انعطاف‌پذیری بیش‌تری نشان داده شود و تفاهم زودتر حاصل شود، به نفع طرفین خواهد بود.

از طرفی همواره تأکید می‌شود که در پروژه باید نگاه “برد-برد” یا “برنده-برنده” حاکم باشد. به عبارتی باید بپذیریم که موفقیت در پروژه لزومن به معنی شکست خوردن طرف دیگری نیست. با پذیرفتن این طرز تفکر در هر دو سمت کارفرما و پیمانکار، تفاهم در مواردی مانند پرونده توجیه تأخیرات و کلیم‌های مالی ناشی از تأخیرات سریع‌تر حاصل می‌شود و این قطعن به نفع هر دو طرف است. چرا که کشاندن اختلافات این چنینی با توجه به نبود نهادهای قدرتمند داوری در ایران که مورد قبول طرفین قرارداد باشد و ارجاع موضوع به سیستم قوه قضاییه سبب تطویل موضوع و ایجاد خسارت‌های زمانی و مادی برای هر دو طرف خواهد شد. شاهد و مثال واضح این موضوع ماجرای کلیم شرکت پیمانکار در پروژه متروی شهر کرج است که عدم تفاهم طرفین، سال‌ها سبب توقف این پروژه و ایجاد ضرر و زیان برای هر دو طرف قرارداد (پیمانکار و شهرداری کرج) گشت.

پی‌نوشت: دوستان مدام می‌پرسند که چرا به جای تنوین عربی از “نون” استفاده می‌کنم. به عنوان مثال به جای “قطعاً” می‌نویسم “قطعن”. علت این است که چند سال پیش در آموزش پرورش دستوری آمد که از تنوین‌های عربی استفاده نشود و البته آن جا نگفتند که به جای تنوین عربی، از نون فارسی استفاده شود، بلکه پیشنهاد دادن که سعی شود در کل از واژگانی که تنوین عربی دارند استفاده نشود. واژگانی مثل اصلاً، قطعاً، مثلاً و … و توصیه کردند از معادل فارسی این واژه‌ها استفاده شود. منتها برخی از واژگان تنوین‌دار، معادل فارسی خوبی ندارند و بنده برای اینکه نه سیخ بسوزد، نه کباب، به جای تنوین از نون استفاده می‌کنم.

سایر مطالب مرتبط:

دسته‌بندی نشده , عمومی

کسب و کار غریبی که ما داریم … تقدیم به همه پروژه‌ای‌های ایران

ایرانی‌ها قدرشناس‌ترین ملت‌ها هستند. آن‌ها بیش‌تر از هر قوم دیگری قدر مفاخرشان را می‌دانند. عده‌ای این را «مرده‌پرستی» می‌نامند ولی «قدرشناسی» واژه‌ی مناسب‌تریست. شاعران، نویسندگان، کارگردان‌ها، موزیسن‌ها، حاکمان، فرماندهان، ورزشکاران، نقاشان، خطاطان و فیلسوفان زیادی هستند که نامشان را همه ایرانی‌ها می‌دانند و همواره با احترام از آن‌ها یاد می‌کنند. داستان سلحشوری، فداکاری، پشتکار و افتخارآفرینی آن‌ها نسل به نسل منتقل می‌شود. خیابان‌ها و مدارس و اماکن به نامشان نامگذاری می‌شود و در کتاب‌ها راجع راجع به آن‌ها نوشته می‌شود. چهره‌های ماندگارشان ثبت و معرفی می‌شوند و…

اما گروهی از ایرانیان هستند که دست‌آوردها و ثمره‌ی تلاش‌هایشان هنوز هست اما هیچ نامی از خود آن‌ها نیست. معمار مسجد امام اصفهان کیست؟ سازنده سی و سه پل اهل کجا بوده؟ هیچ جایی نامی از سازندگان باغ فین کاشان ثبت شده است؟ اصلن چرا راه دور برویم؟ نامی از سازندگان سد کارون ۳ و ۴ شنیده‌اید؟ پیمانکار ساخت نیروگاه شهید رجایی را می‌شناسید؟ نام و یاد آن‌ها لای آجر و سیمان و ملات و خاک دفن شده.

سال‌ها قبل در یک روزی، رئیس جمهور پروژه یک سد بزرگ را افتتاح کرد که من هم دو سال در آن پروژه بزرگ و عظیم کار کرده بودم. اما جالب است بدانید در روز افتتاح هیچ یک از سازندگان اصلی سد حضور نداشتند. همه به مرخصی اجباری رفته بودند. بله، حالا هر ایرانی می‌تواند به خوزستان برود و افتخار کند که یکی از بزرگ‌ترین سدهای دنیا در آن‌جا ساخته شده. اما هیچ کس نام سعید و رفقایش را نخواهد شنید که هر روز و هر شب در تونل‌ها مشغول انفجار و حفاری بودند. هیچ وقت اسم کمیل و دوستانش را را نخواهید شنید که با دوربین‌های نقشه‌برداری اجرای سازه‌های سد را کنترل می‌کردند. چه کسی نام بچه‌های بتن را به یاد می‌آورد وقتی چندین ماه متوالی رکورد چهل هزار متر مکعب بتن‌ریزی در ماه را ثبت کردند؟ آیندگان و اصلن چرا آیندگان، همین شما امروزی‌ها چه می‌فهمید یازده میلیون مترمکعب خاکبرداری و پنجاه میلیون مترمکعب خاکریزی یعنی چه؟ خیلی ها نمی فهمند ۱۰۰ روز کار پشت سر هم و بدون تعطیلی آخر هفته در بیابان یعنی چه؟ ۲۲ روز تنهایی و خوابیدن در کانکس چه حالی دارد؟ این‌که در هنگام تولد فرزندت نتوانی در کنار همسرت باشی چه احساسی دارد؟، این‌که هنگام بیماری عزیزانت تنها تلفنی جویای احوالشان باشی چقدر ناراحت کننده‌ست؟

کسب و کار غریبی را انتخاب کرده‌ایم. هنرمند وقتی اثری هنری خلق می‌کند، بعد از آن در کنفرانس‌ها و نمایشگاه‌های مختلف به خاطر اثرش تقدیر می‌شود. فیلمساز خوب در جشنواره‌های فیلم احترام می‌بیند و جایزه و لوح می‌گیرد. برای ورزشکاران پیروز در استادیوم‌ها هورا می‌کشند. اما ما بعد از این که کارمان تمام شد، راهی خانه‌هایمان می‌شویم. هیچ کس یادی از ما نخواهد کرد. حتی شاید بعدها ما راه به اماکنی که ساخته‌ایم هم راه ندهند. همکاری داشتیم که به مدت ۱۵ سال در یک پروژه عظیم کار کرده بود. چند سال بعد از اتمام پروژه در یک روز تعطیل به همراه خانواده عازم محل همان پروژه‌ای شد که ۱۵ سال از عمرش را در آن جا سپری کرده بود و قصد داشت به همسر و فرزندانش نشان بدهد که کجا کار می‌کرده و افتخار کند که چه ساخته اما از درب نگهبانی آنجا هم راهش نداند و خودش می‌گفت حسابی جلوی خانواده شرمنده شده.

در محل پروژه‌ها یعنی همان جایی که ساعت‌ها و روزها و شب ها صدها مهندس و تکنسین و کارگر زحمت کشیده‌اند، حادثه دیدند، مریض شدند، خسته شدند، از خانه و زندگی و همسر و فرزند دور بوده‌اند، یک لوح سنگی قرار دارد، در گوشه‌ای از پروژه‌ها که روی آن نوشته‌اند: «این پروژه در زمان فلان دولت و فلان ریس جمهور و فلان وزیر به بهره‌برداری رسید.»‏. همین.

برخلاف آنچه که بعضی‌ها درباره افراد پروژه‌ای تصور می‌کنند، آن‌ها هم احساس دارند. آدم آهنی نیستند. مثل همه آدم‌های دیگر. آن‌ها سال‌ها هزاران کیلومتر دورتر از خانه و خانواده و دوست و فامیل و همشهری‌ها و در دل بیابان‌ها و کوه‌ها و دریاها کار می‌کنند. خاک‌برداری و خاکریزی می‌کنند. آرماتور و قالب می‌بندند و بتن می‌ریزند. لوله‌کشی و کابل‌کشی می‌کنند تا سد و نیروگاه و جاده و پل و پالایشگاه و پتروشیمی بسازن. بعد پروژه‌های‌شان که به اتمام رسید به پروژه دیگری می‌روند و در آخر هم مثل همه همکاران گذشته‌شان روزی در گوشه‌ای از این خاک و در گمنامی به زیر خاک خواهند رفت. البته منتی هم نیست. گله‌ای هم نیست. گر هم گله‌ای هست، دگر حوصله‌ای نیست. این شعر محمد زهری تقدیم به همه پروژه‌ای‌ها:

این صبحی که می‌خندد به روی بام‌هاتان
و این نوشی که می‌جوشد میان جام‌هاتان
گواه عزم ماست یاران
کز رزم ما جانانه‌تر شد.

PMP , مدیریت پروژه

دانلود ویدیوی آموزش جریان فرآیندی PMBOK نسخه ششم

آقای ریکاردو وارگاس یک از معروف‌ترین اساتید و مشاوران حوزه مدیریت پروژه دنیا هستند. ایشان علاوه بر بیش از ۲۰ سال کار، تحقیق و مشاوره در بیش از ۸۰ پروژه بزرگ، صاحب تألیفات ارزشمندی در حوزه مدیریت پروژه نیز می‌باشند. اخیرن ویدئوی آموزشی از ایشان دیدم که به زبان بسیار ساده اما صحیح و علمی، فرآیندهای نسخه ششم راهنمای PMBOK را توضیح می‌دهند. توصیه می‌کنم اگر به راهنمای PMBOK علاقه‌مندید، حتمن این ویدئو را مشاهده کنید.

شما می‌توانید ویدئوی مذکور را از لینک زیر دانلود نمایید:

دانلود ویدیوی آموزش جریان فرآیندی PMBOK نسخه ششم

پسورد فایل زیپ: sharifiz.com

سایر مطالب آموزشی تهیه شده توسط آقای ریکاردو وارگاس را می‌توانید از لینک زیر و از سایت خود ایشان دانلود نمایید:
https://ricardo-vargas.com/downloads/

سایر مطالب مرتبط:

PMP , مدیریت پروژه

مدرک PMP و خطر توهم دانایی

در مورد مزایای اخذ مدارک حرفه‌ای بین‌المللی و معتبر در زمینه مدیریت پروژه مانند مدرک PMP بسیار نوشته‌اند و نوشته‌‌ام.(از جمله این لینک: چرا باید مدرک PMP بگیرم؟ )

اما کم‌تر دیده‌ام که در مورد خطرات احتمالی، ریسک‌ها و حتی معایب گرفتن این مدارک مطلبی نوشته باشند. به عقیده بنده حقیر یکی از مهم‌ترین خطراتی که پس از موفقیت در آزمون PMP افراد را تهدید می‌کند، خطر ایجاد “توهم دانایی” است. یعنی فرد پس از گرفتن این مدرک گمان می‌کند که خدایگان مدیریت پروژه است و دیگر به انتهای خط و لبه مرزهای دانش رسیده و دیگر چیز جدیدی برای یادگیری نخواهد داشت و از همه افرادی که این مدرک را ندارند خود را یک پله که چه عرض کنم، هزاران پله بالاتر می‌بیند.

اما دست نگه دارید. آزمون PMP تنها یک سنجش عمومی از میزان فهم و دانش شما در مورد راهنمای PMBOK است و لاغیر. راهنمای PMBOK همان طور که خودش هم می‌گوید مدعی نیست که جوابگوی نیاز همه پروژه‌ها و همه افراد شاغل در پروژه‌هاست. بلکه تنها مجموعه‌ از BEST PRACTICE ها را گردآوری کرده و سعی کرده در یک قالب نظام‌مند و اغلب به صورت تیتروار به معرفی ابزارها و فرایندهای مدیریت پروژه بپردازد. بسیاری از این ابزارها و فرایندها شاید تنها در قالب یک تیتر و چند پاراگراف توضیح داده شده‌اند و اگر فردی حداقل سه سال سابقه کاری در حوزه پروژه داشته باشد و حداقل سه الی پنج ماه به خوبی مطالعه کند، می‌تواند از پس آزمون آن بر بیاید.

اما مدرک PMP برای چه افرادی بیش‌تر خطر ایجاد توهم دانایی در پی دارد؟ به عقیده نگارنده افراد زیر:

  • افراد مغرور و پر ادعا
  • افراد کم‌تجربه
  • افراد بی‌سواد
  • افراد متعصب
مدرک pmp

ضرب‌المثل معروفی در زبان شیرین فارسی وجود دارد که می‌گوید “درخت هر چه پربارتر، افتاده‌تر”. تجربه هم ثابت کرده اکثر افرادی که سال‌ها در زمینه مدیریت پروژه کار کرده‌اند و انواع و اقسام مدارک حرفه‌ای بین‌المللی را اخذ کرده‌اند و سابقه همکاری با شرکت‌های معتبر بین المللی را دارند، اغلب افرادی افتاده و خاکی هستند. اما از آن طرف افرادی را می‌بینید که پس از گرفتن مدرک PMP چنان دچار غرور کاذبی می‌شوند و بقیه را از نگاه بالا به پایین نگاه می‌کنند که گویی مریم میرزاخانی دوم متولد شده در زمینه برنامه‌ریزی و کنترل پروژه هستند. از نکات بارز شخصیتی این افراد این است که شما در جلسات کاری پروژه‌ها هر چه بگویی ایشان یک بخشی از PMBOK را که به صورت طوطی‌وار حفظ کرده‌اند، تکرار می‌کنند و بقیه را هم متهم به بی‌سوادی و بی‌دانشی می‌کنند. در مجموع موفقیت چه بزرگ باشد چه کوچک برای افراد مغرور مانند بنزین روی آتش است و حتی موفقیت نه چندان بزرگی مثل کسب مدرک PMP نیز می‌تواند افرادی با شخصیت مغرور را متکبرتر از قبل نماید.

دسته بعدی که به شدت در معرض خطر توهم دانایی پس از اخذ مدرک PMP قرار دارند، افراد کم تجربه هستند. افرادی با حداقل‌ تجربه در پروژه‌ها یا حتی بدون تجربه و یا افرادی که در دوره دانشجویی این مدرک را کسب می‌کنند. درست است که موسسه PMI حداقل سه سال تجربه کاری در پروژه را شرط لازم برای کسب این مدرک معرفی کرده است، اما به عقیده من هر کس که کم‌تر از ده سال تجربه کار مستقیم در پروژه‌ها را داشته باشد و به سراغ اخذ این مدرک برود، در معرض خطر و ریسک توهم دانایی پس از قبولی قرار دارد. تجربه کم سبب می‌شود که فرد از درک بسیاری از واقعیت‌های جاری در پروژه‌ها عاجز باشد و به اصطلاح پروژه‌ایی‌ها دانش PMOایی پیدا کند. خطر دانش و رویکرد پی‌ام‌اویی بدون تجربه کار کردن مستقیم در پروژه‌ها و نگاه صرفاً فرایندی، استانداردی و PMBOKی به همه مسائل و عدم درک تفاوت‌های دنیای واقعی پروژه‌‌ها با دنیای راهنماها و استانداردها، در کمین چنین افرادی است. هر چقدر هم در کتاب‌ها، راهنماها، استانداردها، رویه‌ها و فرم‌ها مطالب خوبی نوشته شده باشد باز هم نمی‌تواند جایگزین مسائلی شود که در تجربه واقعی، عملی و اجرایی پروژه‌ها به دست می‌آید. لمس با پوست و استخوان موارد و اتفاقات پروژه‌های واقعی در هیچ کتاب و دوره و استانداردی یافت نمی‌شود. نتیجه عملکرد چنین افرادی این گونه می‌شود که به عنوان مثال در جایگاه کارفرما از پیمانکار پروژه، گزارش مدیریت ذینفعان یا مدیریت ریسک او را می‌خواهند!

دسته دیگر افراد بیسواد یا کم‌سواد هستند. افرادی که نه چندان سواد علمی دارند و نه سواد تجربی و تنها مانند یک شاگرد کلاس کنکور پای درس اساتید مدیریت پروژه نشسته‌اند و نکته‌ها و ریزه‌کاری‌های تست‌زنی این آزمون را فرا گرفته‌اند و مدتی مطالعه کرده‌اند و اغلب به جای درک و فهمیدن، موارد را حفظ کرده‌اند و موفق به اخذ مدرک PMP شده‌اند. خطر توهم دانایی چنین افرادی را بسیار تهدید می‌کند و ممکن است گمان کنند که دانش بسیار زیادی در زمینه مدیریت پروژه دارند و دیگر خود را بی‌نیاز از مطالعه بیشتر بدانند.

و دسته آخر هم افراد متعصب هستند. به عنوان مثال افرادی که بعد از اخذ مدرک PMP، به راهنمای PMBOK تعصب پیدا می‌کنند و سایر استانداردها و مدارک مانند مدرک PRINCE2 را به درد نخور می‌دانند غافل از این که دانش‌ها، راهنماها و استانداردهای مدیریت پروژه هیچ کدام نسبت به دیگری برتری مطلق ندارند. اصولاً در علم مدیریت، برتری مطلق وجود ندارد و همه این دانش‌ها و نظریه‌ها به نوعی مکمل هم هستند و نمی‌توان گفت کدام برتر از دیگری است و لزومی هم به مقایسه و رده‌بندی آن‌ها نیست.

اما افرادی که مغرور و مکتبر نیستند، تجربه عملی مناسبی در پروژه‌ها دارند، بی‌سواد نیستند و تعصبی هم بر استاندارد خاصی ندارند، پس از اخذ مدرک PMP حتماً متوجه خواهند شد که با چه دریایی گسترده‌ای از دانش در زمینه مدیریت پروژه مواجه هستند و می‌فهمند که مدرک PMP شاید ابتدای راه باشد و هیچ وقت نمی‌توان پایانی بر مطالعه مستمر، بهبود مستمر مهارت‌های شخصی و کسب تجربه و حتی چند بار شکست خوردن و از نو شروع کردن تصور نمود و به قول شاعر دریای مدیریت پروژه ساحل ندارد. هر حوزه دانشی در زمینه مدیریت پروژه خود صدها و هزاران حدیث مفصل دارد و با گرفتن مدرک PMP کسی مجتهد جامع‌الشرایط نمی‌شود.

خواهش می‌کنم بدون ذکر منبع (نام نویسنده، آدرس سایت و آدرس کانال تلگرام) کپی نکنید!

در همین ارتباط بخوانید:

همه آن‌چه که لازم است در مورد اخذ مدرک PMP بدانید