اکسل , برنامه ریزی و کنترل پروژه

روش ساده ساخت گانت چارت در اکسل

بعضی اوقات پیش میاد که برای تهیه یک برنامه زمان‌بندی ساده چند خطی به جای استفاده از مایکروسافت پراجکت یا پریماورا P6 از نرم‌افزار اکسل استفاده کنیم. در این حالت روش‌های مختلفی هست که بتونید گانت چارت اون برنامه زمان‌بندی ساده چند خطی رو در همون نرم‌افزار اکسل ترسیم کنیم.

برای این کار باید از ابزار ترسیم نمودار Stacked Bar در اکسل استفاده کنید. برای اینکه کار شما ساده بشه، یک نمونه گانت چارت ساده تهیه شده با این روش در اکسل جهت دانلود در اختیارتون قرارداده میشه. نحوه کار با این فایل اکسل نیز در خود فایل به صورت مفصل توضیح داده شده.

برای دانلود این فایل روی لینک زیر کلیک کنید:

دانلود یک نمونه گانت چارت در اکسل
پسوورد فایل زیپ: sharifiz.com

 

مرکز دانلود

برنامه ریزی و کنترل پروژه , پریماورا

چهل سوالی که ممکن است در یک مصاحبه شغلی در خصوص نرم‌افزار پریماورا Primavera P6 از شما بپرسند.

معمولن در مصاحبه‌های شغلی موقعیت‌های کاری مربوط به برنامه‌ریزی و کنترل پروژه، یکی از متداول‌ترین سوالات که از فرد متقاضی کار پرسیده می‌شود، سوالات تخصصی و فنی در خصوص نرم‌افزارهای تخصصی این فیلد کاری است. بسته به این‌که نرم‌افزاری که در پروژه‌های آن شرکت مورد استفاده است چیست، معمولن سوالاتی تخصصی در مورد آن نرم‌افزار در مصاحبه‌های شغلی پرسیده می‌شود تا میزان مهارت متقاضی آن شغل سنجیده شود.

من سعی کردم لیستی از این سوالات احتمالی را در خصوص نرم افزار پریماورا Primavera p6 تهیه کنم. اما ذکر چند نکته قبل از خواندن این سوالات ضررویست:

۱- این سوالات لزومن شاید همه سوالات درست و صحیح و با کاربرد واقعی نباشند، اما تجربه ثابت کرده است که برخی از آن‌ها که شاید چندان منطقی هم نیستند ممکن است در جلسات مصاحبه شغلی پرسیده ‌شوند.
۲- تمام سوالاتی که در مصاحبه شغلی در مورد نرم‌افزار پریماورا پرسیده می‌شود، تنها محدود به موارد زیر نیست و شاید سوالات دیگری نیز باشد که از قلم افتاده‌اند.
۳- حتی اگر قصد حضور در یک مصاحبه شغلی را ندارید، خواندن این سوالات و جواب دادن به آن‌ها باعث می‌شود یک تخمین کلی از مهارت خودتان در نرم افزار Primavera به دست بیاورید. (اگر فرض کنیم هر سوال نیم نمره دارد، بعد از خواندن هر چهل سوال حساب کنید از ۲۰ نمره به خودتان چه نمره‌ای می‌دهید.)

اما سوالات:
۱- نحوه نصب کردن نرم‌افزار P6 چگونه است؟
۲- آیا تا به حال یک ساختار شکست و یک برنامه زمان‌بندی را در پریماورا تهیه کرده‌اید؟ مراحل کار را از ابتدا تا انتها قدم به قدم توضیح دهید.
۳- نحوه انتقال یک WBS تهیه شده از اکسل به پریماورا چگونه است؟
۴- نحوه ایجاد EPS و OBS و WBS در پریماورا چگونه است؟
۵- در خصوص انواع تقویم Calendar، انواع Duration type، انواع قیدها Constraint توضیح دهید.
۶- نحوه تعریف و تخصیص baseline در P6 چگونه است؟
۷- چه طور می‌توانید اوزان فیزیکی محاسبه شده در اکسل را به برنامه زمان‌بندی در P6 منتقل کنید؟
۸- چه روش‌هایی برای آپدیت کردن و به روز نمودن و Actual کردن برنامه زمان‌بندی در P6 وجود دارد؟ مراحل آپدیت کردن یک برنامه زمان بندی را از ابتدا تا انتها توضیح دهید.
۹- نحوه استخراج S CURVE برنامه Baseline از یک برنامه زمان‌بندی در P6 را توضیح دهید.
۱۰- نحوه استخراج S CURVE برنامه Actual از یک برنامه زمان‌بندی در P6 را توضیح دهید.
۱۱- نحوه استخراج منحنی موزی از یک برنامه زمان‌بندی در P6 را توضیح دهید.
۱۲- تفاوت کاربرد ACTIVITY ID با ACITIVITY CODE و WBS در پریماورا چیست؟
۱۳- نحوه تعریف activity code برای پروژه چگونه است؟
۱۴- نحوه تعریف و تخصیص مدارک(WPS) به پروژه در پریماورا چگونه است؟
۱۵- نحوه استخراج Cash flow از برنامه زمان‌بندی در پریماورا چگونه است؟
۱۶- در خصوص فیلدهای سفارشی در پریماورا توضیح دهید. (نحوه سفارشی‌سازی یک فیلد و کاربرد آن)
۱۷- چگونه می‌توان فعالیت‌های دو هفته آینده را از برنامه زمان‌بندی فیلتر و استخراج کرد؟
۱۸- چگونه می‌توان فعالیت‌هایی که در مسیر بحرانی پروژه هستند و هنوز آغاز نشده‌اند، اما طی دو ماه آینده طبق برنامه باید آغاز شوند را فیلتر و استخراج کرد؟
۱۹- میزان “انحراف” پروژه از برنامه زمان‌بندی بیس‌لاین چگونه در پریماورا محاسبه می‌شود؟
۲۰- میزان “تأخیر” پروژه از برنامه زمان‌بندی بیس‌لاین چگونه در پریماورا محاسبه می‌شود؟
۲۱- در اواسط پروژه چگونه می‌توانید پیش‌بینی تاریخ پایان پروژه را در پریماورا محاسبه کنید؟
۲۲- برای محاسبه و آنالیز تأخیرات پروژه در پریماورا از چه روشی استفاده می‌کنید؟
۲۳- نحوه انتقال یک برنامه زمان‌بندی از پریماورا به اکسل و یا به مایکروسافت پراجکت و بالعکس چگونه است؟
۲۴- چگونه می توانید ACTIVITY ID های یک برنامه زمان‌بندی را به تفکیک سطح ۳ ساختار شکست تغییر دهید؟
۲۵- نحوه تخصیص و تسطیح منابع در پریماورا P6 چگونه است؟
۲۶- اگر در برنامه زمان‌بندی منابع را جهت فعالیت‌ها تخصیص داده باشید، به منظور وارد کردن اوزان فیزیکی در برنامه از چه روشی استفاده می‌کنید؟
۲۷- چگونه می‌توان هیستوگرام منابع را از برنامه زمان‌بندی نوشته شده در پریماورا استخراج کرد؟
۲۸- چگونه می‌توان در یک برنامه زمان بندی و در پریماورا فعالیت‌های open end را شناسایی کرد؟
۲۹- نحوه استفاده از ابزار Curtain در نرم افزار P6 چیست؟
۳۰- در خصوص نحوه استفاده از ابزار Global Change در نرم افزار پریماورا توضیح دهید.
۳۱- تفاوت Resource و Role در نرم افزار P6 چیست؟
۳۲- کاربرد ابزار Dissolve در نرم افزار P6 چیست؟
۳۳- تفاوت‌های محاسبه پیشرفت برنامه‌ریزی شده، پیشرفت واقعی، Activity % Complete، محاسبه Duration % Complete، Units % Complete، Physical % Complete، Performance % Complete در پریماورا چیست و هر کدام چگونه محاسبه می‌شود؟
۳۴- نحوه انجام محاسبات EVM در پریماورا P6 چگونه است؟
۳۵- نحوه استفاده از LAY OUT‌های مختلف در نرم‌افزار P6 چگونه است؟
۳۶- انواع فعالیت‌ها در پریماورا (Activity type) را نام ببرید و هرکدام را توضیح دهید.
۳۷- نحوه Summarize کردن در پریماورا را توضیح دهید.
۳۸- در خصوص تکنیک‌های مدیریت ریسک و مدیریت آستانه‌های پذیرش و مدیریت Issues در پریماورا توضیح دهید.
۳۹- نحوه استفاده از ابزار Claim Digger را در پریماورا توضیح دهید.
۴۰- در خصوص نحوه تعریف User Name و Password برای کاربران و محدود کردن سطوح دسترسی آنان در پریماورای تحت شبکه توضیح دهید.
۴۱- نحوه به اشتراک گذاشتن منابع در چندین پروژه به صورت همزمان را توضیح دهید.
۴۲- روش‌های شمسی‌سازی تاریخ‌ها در نرم‌افزار P6 را توضیح دهید.
۴۳- نحوه استفاده از Primavera time sheet جهت ثبت کارکرد نیروهای واحد مهندسی شرکت را توضیح دهید.
۴۴- از کدام یک از گزارشات خروجی نرم افزار پریماورا تا کنون استفاده کرده‌اید؟

خواهش می‌کنم بدون ذکر منبع، کپی نکنید!

 

در همین ارتباط بخوانید:

تخصص‌های مورد نیاز یک کارشناس حرفه‌ای برنامه ریزی و کنترل پروژه:

برای یادگیری برنامه‌ریزی و کنترل پروژه و نرم‌افزارهاش به چه کلاس و دوره آموزشی برم؟

چهل سوالی که ممکن است در یک مصاحبه شغلی در خصوص نرم‌افزار مایکروسافت پراجکت msp از شما بپرسند.

بیست سوالی که ممکن است در یک مصاحبه استخدامی برنامه‌ریزی و کنترل پروژه در خصوص نرم‌افزار مایکروسافت اکسل excel از شما بپرسند

میزان عدد حقوق و دستمزد در صنف برنامه‌ریزی و کنترل پروژه و مدیریت پروژه چقدر است؟

برنامه ریزی و کنترل پروژه

برای یادگیری برنامه‌ریزی و کنترل پروژه و نرم‌افزارهاش به چه کلاس و دوره آموزشی برم؟

یکی از متداول‌ترین سوالاتی که پرسیده میشه، به خصوص از جانب دوستانی که تازه وارد فیلد برنامه‌ریز‌ی و کنترل پروژه میشن و یا قصد ورود به این فیلد رو دارند اینه که برای یادگیری این علم و نرم‌افزارهای مربوط به اون مثل پریماورا و مایکروسافت پراجکت و اکسل کاربردی و امثالهم، در کلاس‌های کدام استاد و کدام موسسه شرکت کنیم؟ من تقریبن به اکثرشون جواب مشابهی میدم:

جمله‌ای از یک فرد مشهور است که میگه: “آیا وقتی می‌خواستید راه رفتن رو یاد بگیرید، به دوره آموزشی یا کلاس رفتید؟ نه خیر. بارها بلند شدید و زمین خوردید تا راه رفتن رو یاد بگیرید. پس حالا چرا برای یاد گرفتن هر چیزی، فکر می‌کنید حتمن باید به دوره آموزشی بروید؟”

بنابراین قبل از اینکه به کلاس و دوره آموزشی برید، سعی کنید خودتون چیزهایی رو یاد بگیرید. اگر دیدید که کافی نیست اون وقت به فکر رفتن به کلاس و دوره آموزشی باشید. یکی از کم‌خرج‌ترین راه‌ها مطالعه کتاب‌هاست. یعنی سعی کنید هر چی کتاب که ترجیحن ترجمه نباشند و تألیفی باشند، در زمینه برنامه‌ریزی و کنترل پروژه و نرم‌افزارهاش تهیه کنید و همه رو خط به خط شخم بزنید و سعی کنید هرچی از این کتاب‌ها یاد می‌گیرید رو به صورت واقعی و پروژه‌ای برای خودتون اجرا و تمرین کنید. اگر در جایی مشغول هستید که چه بهتر، می‌تونید آموخته‌هاتون از کتاب‌ها رو به صورت واقعی و روی پروژه‌های واقعی امتحان کنید و اگر هم فعلن کاری پیدا نکردید، سعی کنید برای خودتون روی کاغذ پروژه‌های فرضی تعریف کنید و روی اون‌ها تکنیک‌های برنامه‌ریزی و کنترل پروژه رو تمرین و تکرار کنید.

این کار اون قدرها هم که من نوشتم ساده نیست و زمان میخواد و پشتکار و اراده. خودیادگیری و خودآموزی و خودخوانی کلن کار ساده‌ای نیست. اما سعی کنید یک بار قبل از به کلاس رفتن امتحانش کنید. مهم‌ترین نتیجه‌ش اینه که به مهارت جستجو و مطالعه و خودیاگیری و کشف راه‌حل‌ها دست پیدا می‌کنید. چه بسا اگر همه این‌ها رو به صورت حاضر و آماده در اختیارتون قرار بدن اون وقت اگر در محل کارتون با مشکلی جدید مواجه شدید، به دلیل نداشتن مهارت خودیادگیری نتونید اون مشکل رو حل کنید. اما حالا اگر به هر دلیل دیدید که نمی‌تونید خودتون یاد بگیرید، اون وقت باید به سراغ کلاس‌ها و موسسات آموزشی برید.

پس برگردیم به سوال اصلی که کدوم کلاس و دوره آموزشی و کدوم موسسه رو بریم؟ اینجا جاییه که باید در مورد استاد اون دوره تحقیق کنید. یعنی فقط به نام موسسه و نام دوره نگاه نکنید، نام استادی که قراره به شما برنامه‌ریزی و کنترل پروژه و نرم‌افزارها و تکنیک‌هاش رو درس بده مهمه. استادی رو انخاب کنید که شغل اصلیش کار کردن در این حرفه هست و نه تدریس این حرفه. به عبارتی کسی رو پیدا کنید که با کار کردن واقعی در فیلد برنامه‌ریزی و کنترل پروژه(به صورت کارمند شرکت‌های پروژه محور یا مشاور این شرکت‌ها) پول در میاره و نه صرفن با تدریس موارد مربوط به برنامه‌ریزی و کنترل پروژه.

تجربه نشون داده در ایران، (معمولن و نه همیشه) آن‌هایی که تخصصی رو واقعن بلد هستند با اون تخصص کار واقعی انجام می‌دهند و و پول در میارن، اما اون‌هایی که چندان دانش کاربردی ندارند، تنها با تدریس اون تخصص کسب درآمد می‌کنند. به عنوان مثال فرض کنید شما می‌خواهید در یک دوره آموزشی نرم‌افزار پریماورا P6 شرکت کنید. اگر اون استاد سبک تدریش این جوریه که همون اول کار شروع میکنه به باز کردن نرم افزار و توضیح خط به خط منوها و تب‌ها، بدونید با یک فردی طرف هستید که کار اصلیش صرفن تدریس نرم افزاره. اما اگر استاد دوره چند جلسه اول، اصلن نرم‌افزار رو باز نکرد و مقدماتی در مورد اصول برنامه‌ریزی و کنترل پروژه و گام‌ها و مراحل اون گفت و بعد از چند جلسه مقدمه گفتن با ایجاد یک پروژه فرضی، تمام مراحل رو بر اساس اون پروژه فرضی و به صورت کاربردی از اول تا پایان در نرم‌افزار تدریس کرد، بدونید که استاد خوبی انتخاب کردید.

از طرفی دقت داشته باشید که صرف شرکت کردن در دوره‌های آموزشی، تضمین کننده موفقیت شما در بازار کار نیست. تقریبن در همه رزومه‌ها حضور در این دوره‌ها ثبت شده و دیده شده فردی علی‌رغم اینکه مبالغ زیادی صرف هزینه دوره‌ها و کلاس‌های آموزشی برنامه‌ریزی و کنترل پروژه و نرم‌افزارهای پریماورا و پراجکت و اکسل و امثالهم کرده، اما عملن چیز زیادی از اونها نمی‌دونه و در مصاحبه‌های شغلی از جواب دادن به سوالات ابتدایی هم ناتوانه و یا اگر هم جذب اون موقعیت شغلی شد، توانایی به کارگیری عملی این دانش رو نداره. بنابراین باز هم تأکید میکنم، اگر هم روزی قصد کردید دوره و کلاس برید، با دقت و وسواس استادتون رو انتخاب کنید.

خواهش می‌کنم بدون ذکر منبع، کپی نکنید!

در همین ارتباط بخوانید:
تخصص‌های مورد نیاز یک کارشناس حرفه‌ای برنامه ریزی و کنترل پروژه

چهل سوالی که ممکن است در یک مصاحبه شغلی در خصوص نرم‌افزار پریماورا Primavera P6 از شما بپرسند.

چهل سوالی که ممکن است در یک مصاحبه شغلی در خصوص نرم‌افزار مایکروسافت پراجکت msp از شما بپرسند.

بیست سوالی که ممکن است در یک مصاحبه استخدامی برنامه‌ریزی و کنترل پروژه در خصوص نرم‌افزار مایکروسافت اکسل excel از شما بپرسند

میزان عدد حقوق و دستمزد در صنف برنامه‌ریزی و کنترل پروژه و مدیریت پروژه چقدر است؟

تأخیرات و ادعا

مجاز کردن تأخیرات پروژه، خدمت یا خیانت؟

مهندس عباس مقدسی در سایت‌شون مطلبی نوشتن با عنوان “خدمت یا خیانت؟!“. در این مطلب ایشان به درستی مواردی رو مطرح کردن که تلاش ما به عنوان پیمانکار برای حداکثر مجاز کردن تأخیرات ایجاد شده در پروژه، شاید نه تنها خدمت به سازمان‌مون نباشه، بلکه ممکنه یک مدل خیانت هم باشه و در صورتی که فقط بر اساس واقعیات لوایح تأخیرات را به کارفرما و مشاور ارائه کنیم، در صورت غیرمجاز شدن بخشی از تأخیرات پروژه، سازمان و مدیران پروژه به این نتیجه می‌رسند که حواسشون بیشتر به تأخیرات پروژه باشه و تو پروژه‌های بعدی بهتر و سریع‌تر کار کنن.

با نفس سخن ایشان موافق هستم اما مواردی هست که در ادامه این بحث میشه عنوان کرد. این موارد از نظر من این‌ها هستند:

۱- آنالیز تأخیرات در طول پروژه

یک اشتباه مکرری هست که در خیلی از پیمانکارها دیده میشه و اون هم اینه که پرونده توجیه تأخیرات رو در انتهای پروژه و وقتی زمان قرارداد به اتمام رسیده تهیه می‌کنند. در حالی که روال درست اینه که در هر دوره مانیتور و کنترل پروژه که معمولن دوره‌های ماهیانه است، بحث انحراف و تأخیر پروژه آنالیز بشه و سهم کارفرما و مشاور و پیمانکار در تأخیرات، در هر ماه از پروژه محاسبه بشه. لزومی هم نداره این آنالیز رو به کارفرما و مشاور بدیم، اصلن شاید اگر این آنالیز تأخیرات ماهیانه رو بهشون بدیم، جبهه بگیرن و عصبانی بشن و بگن پیمانکار از اول پروژه فقط به فکر کلیمه.

اما انجام این کار باعث میشه اون بخشی از انحرافات یا تأخیرات ایجاد شده در طول پروژه که باعثش خودمون هستیم رو بشناسیم و به کمک تیم پروژه سعی کنیم این درصد رو به صفر برسونیم. به عبارتی به جای اینکه با یک نگاه Re active و در پایان پروژه به دنبال مجاز کردن تأخیرات باشیم، با یک نگاه پیشگیرانه و Pro active و در طول پروژه سعی کنیم سهم خودمون از تأخیرات پروژه رو به صفر برسانیم.

در این حالت سعی ما مبنی بر صفر کردن سهم خودمون از تأخیرات در طول پروژه، نه تنها یک تلاش غیراخلاقی و خیانت به سازمان نیست، بلکه یک خدمت بزرگ به خودمون و پروژه‌مون هست. در پایان پروژه هم در عرض چند روز پرونده توجیه تأخیرات‌مون آماده‌ست(چون همه چیز رو به شب امتحان موکول نکردیم) و به سرعت می‌تونیم یک پرونده توجیه تأخیرات پخته و مستدل و بدون حرف و حدیث به کارفرما و مشاور ارائه کنیم.

۲- ارزیابی واحد برنامه‌ریزی و کنترل پروژه بر اساس میزان تأخیرات مجاز پروژه

در برخی از سازمان‌ها، معیار ارزیابی عملکرد واحد برنامه‌ریزی و کنترل پروژه، در میزان تأخیرات مجاز شده پروژه‌های شرکت توسط این واحد است. به این کار ندارم که آیا این معیار صحیحی جهت ارزیابی واحد برنامه‌ریزی و کنترل پروژه هست یا نه، اما واقعیت اینه که در برخی از سازمان‌ها شرایط این جوریه. یعنی هرچقدر واحد برنامه‌ریزی و کنترل پروژه بتونه مقدار بیشتری از تأخیرات پروژه رو (حالا به هر روشی) مجاز کنه، واحد موفق‌تریه. خب اینجا وقتی خود مدیران ارشد سازمان و استراتژی کلان شرکت، چنین درخواستی از شما دارند، شما هم به عنوان یک حرفه‌ای باید تمام تلاشتون رو در جهت اهداف شرکت بکنید. اما باز هم این امر توجیهی نمیشه که از روش‌های فریبکارانه، حیله‌گرانه و غیراخلاقی برای مجاز کردن تأخیرات استفاده کنیم.

۳- قیمت‌های پایین قراردادی

خیلی از پیمانکاران برای اینکه برنده مناقصه بشن، قیمت‌های پایین و غیرمنطقی ارائه می‌کنند و تنها راهی که با این قیمت پایین در پروژه ضرر نکنن، کلیم‌های مالیه. در این حالت حتی خود کارفرماها هم میدونن که قیمت قرارداد پیمانکار به قدری پایینه که کارش خوب انجام نمیشه و لنگ می‌مونه و در نهایت پروژه خودش متضرر میشه، بنابراین خود کارفرماها هم در این حالت ممکنه به پیمانکار از طریق کلیم کمک کنند. خب در این حالت که کارفرما هم راضیه، مجاز کردن تأخیرات به هر روشی چندان غیر اخلاقی به نظر نمی‌رسه. هر چند میگن اصول اخلاقی نسبی نیستند و یک کار یا اخلاقیه یا غیراخلاقی و حالت خاکستری وجود نداره.

۴- تکنیک‌های روانشناسی ارائه کلیم

یک سری تکنیک‌های روانشناسی در مورد کلیم و پرونده توجیه تأخیرات وجود داره، که معروف‌ترین آن‌ها تکنیک “مرگ رو گرفتن، تا به تب راضی شدنه”. به عنوان مثال شما می‌دونید که از ۳۰۰ روز تأخیر پروژه، ۵۰ روز تقصیر شما و ۲۵۰ روز تقصیر کارفرماست. اما تو لایحه‌تون ادعا می‌کنید که ۲۸۰ روز از تأخیرات بر عهده کارفرما و ۲۰ روز بر عهده پیمانکاره.

کارفرمایانی هستند که از خط زدن موارد ادعایی توسط پیمانکار خوششون میاد و اگه اون ۲۸۰ روز ادعایی شما رو خط بزنن و تبدیلش کنن به ۲۶۰ روز، احساس رضایت بهشون دست میده. وجود چنین کارفرماهایی باعث میشه پیمانکاران هم معمولن نه تنها در پرونده توجیه تأخیرات، بلکه در صورت‌وضعیت‌ها و قیمت‌های جدید و امثالهم همواره دست بالا رو بگیرن، چون همیشه یک درصدی از قبل تو ذهنشون برای خط زدن کارفرما و مشاور کنار گذاشتن. در این حالت هم موضوع چندان غیراخلاقی و خیانت محسوب نمیشه. چون شما برای گرفتن حق صد در صدی خودتون از کارفرما، مجبورید مقداری بالاتر ادعا کنید که پس از خط خوردن توسط کارفرما یا مشاور، به اون مقدار منصفانه مدنظر میرسه.

۵- کارفرما و مشاور غیرمنصف

و اما مورد آخر وجود کارفرما و مشاوران غیرمنصفه. در برخی از موارد عملکرد کارفرما در زمینه تحویل زمین، پرداخت صورت وضعیت‌ها، تأیید نقشه‌ها و مدارک و تأمین متریال، تغییرات مداوم و زیاد در اسکوپ و سایر عوامل سبب میشه که پروژه با تأخیر زیاد مواجه بشه و پیمانکار دچار ضرر و زیان بشه و از طرفی هیچ منطقی نیز در خصوص کلیم و توجیه تأخیرات از جانب پیمانکار نپذیره و خیلی محکم و ظالمانه بایسته و بگه: “کلیم بی کلیم” و در تمام صورتجلسات و نامه نگاری‌ها، به no claim بودن تأکید کنه و در مجموع با دیدگاه خیلی غیرمنصفانه و ظالمانه به پیمان دوطرفه نگاه کنه.

در این حالت برای پیمانکار سه راه باقی می‌مونه: اول اینکه کار رو بکشونه به مراجع حقوقی و دادگاه که در نهایت به دلیل تطویل زیاد پرونده‌های قضایی در ایران و تبعات همیشگی شکایت‌های حقوقی، بازنده اصلی همیشه پیمانکاره و نهایتش بتونه مقداری از ضررش رو جبران کنه. راه دوم اینه که بسیار اخلاق‌مدارانه آن چیزی که واقعن هست رو ادعا کنه که در این حالت کارفرمای ظالم پیروز قطعی خواهد بود و حالت سوم اینه که سعی کنه با هر روش و تکنیک و متدی، حداکثر میزان مجاز بودن تأخیرات رو از کارفرما بگیره. در این حالت هم باز هم در مرز بین رفتار اخلاقی و غیراخلاقی حرکت می‌کنیم و تصمیم‌گیری در مورد اخلاقی یا غیراخلاقی بودن این روش دشواره.

سخن پایانی:
اما در پایان باید بگم ریشه اصلی عدم تفاهم کارفرماها، مشاورها و پیمانکارهای ایرانی در مورد موضوع کلیم و ادعا و مجاز بودن و غیرمجاز بودن تأخیرات و مواردی از این دست، قدیمی بودن آیین‌نامه‌ها و شرایط عمومی پیمان و امثالهم است. این آیین‌نامه‌ها و بخش‌نامه‌ها برخی بیش از پنجاه سال پیش نوشته شدند اما هنوز در قراردادهای پیمانکاری استفاده می‌شوند و طبیعیه که بعد از گذشت این همه سال و پیچیدگی بیشتر پروژه‌ها، اون قوانین قدیمی چندان مناسب شرایط روز نباشه و بایستی یک بازنگری اساسی در قوانینی مثل شرایط عمومی پیمان و حتی قوانین مدنی کشوری انجام بشه. به عبارتی ابهامات و عدم شفافیت این قوانین سبب بروز عدم تفاهم و بسیاری از اختلافات بین پیمانکار و کارفرما میشه و به طبع اون ممکنه باعث بشه پیمانکار به روش‌های غیر اخلاقی متوسل بشه.

از طرفی هنوز نهاد داوری یا همون Arbitration در ایران جا نیافتاده و معمولن بعد از اینکه کارفرما و پیمانکار در موضوعی به تفاهم نمی‌رسند و کار بالا می‌گیره، مستقیم به مراجع حقوقی و دادگاه مراجعه می‌کنند، در حالیکه در خیلی از کشورها این اختلافات توسط نهاد داوری(Arbitration) حل و فصل میشه(آمار میگه در دنیا بیش از هشتاد درصد اختلافات در نخادی داوری حل و فصل میشه) و داوران به عنوان یک مرجع بی‌طرف (مرضی‌الطرفین) در خصوص اخلاقی بودن یا غیراخلاقی بودن ادعای پیمانکار تصمیم می‌گیرن.

خواهش می‌کنم بدون ذکر منبع، کپی نکنید!

برنامه ریزی و کنترل پروژه , تأخیرات و ادعا

حوادث قهری در پروژه، مسئولیت خسارت با کیست؟

عکس زیر رو یکی از پرسنل دفتر فنی یکی از پیمانکاران شاغل در پروژه‌ای در شهر اهواز از میز کار خودش در کارگاه پروژه منتشر کرده.

حوادث قهری در پروژه

نکته‌ای که در خصوص این عکس به ذهنم رسید آلودگی و وجود ذرات ریزگرد و گرد و غبار شدید در پروژه‌های این استان در چند روز گذشته است. در این حالت معمولن واحد HSE اجازه کار به پیمانکاران رو نمیده و اصلن به جهت کاهش شدید دید امکان کار کردن در پروژه نیست. اما سوالی که پیش میاد اینه که در این شرایط تکلیف این یک یا چند روز بیکاری پیمانکار و تأخیر ایجاد شده در پروژه چیست؟

ماده ۴۳ شرایط عمومی پیمان در خصوص حوادث قهری میگه :
جنگ ، اعم از اعلام شده يا نشده، انقلاب‌ها و اعت.صاب‌هاي عمومي ، شيوع بيماري‌هاي واگيردار ، زلزله ، سيل ، و طغيان‌هاي غير عادي‌ ،‌آتش‌سوزي‌هاي دامنه دار و مهار نشدني، طوفان، و حوادث مشابه خارج از كنترل دو طرف پيمان كه در منطقه اجراي كار وقوع يابد و ادامه كار را براي پيمانكار ناممكن سازد جزء حوادث قهري به شمار مي‌آيد و در صورت بروز آن‌ها، به ترتيب زير عمل مي شود. در بروز حوادث قهري، هيچ يك از دو طرف مسئول خسارت‌هاي وارده به طرف ديگر در اثر اين حوادث نيست.

گرد و غبار این چند روز استان خوزستان دقیقن فورس ماژور و مصداق حوادث قهری و شامل ماده۴۳ میشه. به عبارتی حوادثی این چنینی ACT OF GOD هستند و دو طرف پیمان تقصیری در این خصصوص ندارند.

به عبارتی اگر شما به عنوان پیمانکار بابت تعطیل شدن کارگاه و بیکاری پرسنل خودتون دچار خسارت و زیان شده‌اید، به کارفرما ربطی نداره و تقصیری در این خصوص نداره و از اون طرف پروژه متعلق به کارفرما هم یک روز تعطیل شده و ممکنه اتمامش به تأخیر بیافته و این موضوع تقصیر شما نیست و تأخیر غیرمجاز محسوب نمیشه.

راستی در گزارشات روزانه‌تون حتمن شرایط آب و هوایی رو ذکر می‌کنید دیگه؟

خواهش می‌کنم بدون ذکر منبع، کپی نکنید!

برنامه ریزی و کنترل پروژه , مدیریت منابع

تعریف و تخصیص منابع در برنامه زمان‌بندی

در مطلب “مهم‌ترین تفاوت‌های برنامه‌های زمان‌بندی در ایران با سایر کشورها“، لیستی از تفاوت‌ها رو ارائه کردم و قرار شد به مرور راجع به هرکدام بنویسم. در اولین مطلب در خصوص برنامه‌ریزی غلتان یا Rolling Wave Planning نوشتم که از این لینک می‌توانید آن را مطالعه کنید:
برنامه‌ریزی غلتان یا Rolling Wave Planning

اما حالا می‌رسیم به یکی از مهم‌ترین ضعف‌های برنامه‌های زمان‌بندی در کشورمان که مشکل عدم تعریف و تخصیص منابع در برنامه زمان‌بندی است. اما چرا اکثر همکاران ما غالبن از تعریف و تخصیص منابع فعالیت‌ها در برنامه زمان‌بندی فراری هستند؟

این دلایل به ذهنم می‌رسد:

۱- برنامه‌ریزی از انتها به ابتدا

روال متداول تهیه برنامه‌ریزی در ایران گاهی با روال عادی آن تفاوت دارد. روال متداول منطقی این است که شما پس از تهیه WBS، مدت زمان فعالیت‌ها و روابط بین آن‌ها و منابع مورد نیاز هر فعالیت را برآورد کنید و پس از تعیین ماکزیمم سطح دسترسی به هر منبع، اضافه تخصیص منابع یا همان OVER ALOCATE ها رو حذف کنید و به اصطلاح تسطیح منابع انجام دهید و آن موقع شما یک برآورد مستدل و منطقی از مدت زمان اجرای پروژه خواهید داشت. اما غالبن این گونه نیست و تاریخ‌های شروع و پایان پروژه و مدت زمان پروژه از قبل مشخص است و شما مجبورید به عنوان یک برنامه‌ریز، برنامه زمان‌بندی را درون آن تاریخ‌های از پیش تعیین شده بگنجانید و یا به اصطلاح SET کنید.

به عنوان مثال خاطرتان هست که در دولت دهم پروژه‌های فازهای عسلویه در قالب پروژه‌های ۳۵ ماهه تعریف شد و همه برنامه‌ریزی‌ها می‌بایستی در قالب همان ۳۵ ماه دستوری از قبل تعیین شده گنجانده می‌شد. یا پروژه‌هایی هستند که تاریخ پایان آن‌ها فارغ از کلیه مسائل برنامه‌ریزی، ۲۲ بهمن یا هفته دولت و امثالهم است.

در چنین حالتی عملن شما نمی‌توانید آن گونه که شایسته است به تعریف و تخصیص منابع بپردازید و حتی اگر منابع را به درستی تعریف کنید و ماکزیمم سطح دسترسی به هر منبع نیز موجود باشد، پس از تسطیح منابع، برنامه زمان‌بندی شما به هم خواهد ریخت و شاید آن Targetهای زمانی مد نظر محقق نشود. در این حالت یا مجبور به اضافه کردن منابع می‌شوید یا حداکثر سطح دسترسی به منابع را تغییر می‌دهید که این کار ممکن است باعث شود برنامه‌ریزی منابع شما غیرواقعی گردد. چرا که اولن تارگت زمانی مشخص شده غیرواقعی بوده و آن تعداد منابع اضافه‌ای که شما در برنامه می‌گنجانید نیز هرگز در پروژه تهیه نخواهد شد.

۲- نامشخص بودن اسکوپ پروژه‌ها و احجام کاری

خیلی اوقات شما واقعن قصد دارید در پروژه منابع را وارد برنامه زمان‌بندی کنید اما اسکوپ پروژه شما به صورت کامل مشخص نیست و یا هنوز نقشه‌های اجرایی و دیتیل کار به دست شما نرسیده است. طبیعی است که در این حالت شما نمی‌توانید برآوردی از احجام کاری داشته باشید و به طبع آن، بدون داشتن احجام کاری نمی‌توانید منابع مورد نیاز فعالیت‌ها را برآورد کنید.

به عنوان مثال فرض کنید شما در پروژه EPC ساخت یک پالایشگاه قصد برآورد منابع جهت برنامه زمان‌بندی بخش Construction را دارید، ولی به دلیل عدم اتمام فاز مهندسی هنوز نمی‌دانید چه فونداسیون‌هایی در پروژه دارید و این فونداسیون‌ها چه ابعادی دارند و به طبع آن نمی‌توانید احجام آیتم‌هایی مانند خاک‌برداری و آرماتوربندی و بتن‌ریزی پروژه را برآورد کنید و خب وقتی برآوردی از این احجام ندارید، نمی‌توانید برآورد منابع مورد نیاز فعالیت‌ها را داشته باشید. در این حالت یک برآورد راف نیز می‌تواند خطای زیاد و اختلاف قابل توجهی با واقعیات پروژه داشته باشد.

۳- حجم زیاد کار تعریف، تخصیص و تسطیح منابع

اگر روزی در یک پروژه بزرگ همانند ساخت یک نیروگاه یا یک مجتمع پتروشیمی یا ساخت یک سد بخواهید در برنامه زمان‌بندی منابع وارد کنید، با حجم زیادی از کار مواجه خواهید شد. شما باید منابع نیروی انسانی، ماشین‌آلات و متریال و مصالح را ابتدا تعریف کنید و بعد ماکزیمم سطح دسترسی به این منابع را نیز تعریف نمایید و به تک‌تک فعالیت‌های پروژه این منابع را تخصیص دهید و سپس منابع را تسطیح کنید و در اکثر مواقع نیز گزینه تسطیح اتوماتیک منابع توسط نرم‌افزار، راهکار مناسبی نیست و شما مجبور می شوید به صورت دستی منابع را تسطیح کنید که خب در پروژه با چند هزار فعالیت چندان کار ساده‌ای نیست و از آن گذشته پس از انجام کلیه مراحل قبل، شما در طول پروژه می‌بایستی هم‌زمان با آپدیت و اصطلاحن actual کردن زمان‌ها و درصد پیشرفت‌ها، مقادیر منابع را نیز آپدیت و مقادیر واقعی آن را نیز وارد کنید که این هم کار زمان‌بری است. به عبارتی هر چه پروژه بزرگ‌تر و پیچیده‌تر باشد، حجم کاری که در خصوص منابع بایستی انجام شود، بزرگ‌تر و پیچیده‌تر خواهد بود و لذا خیلی از همکاران ما به دلیل حجم بالای این کار از انجام آن طفره می‌روند.

از آن گذشته بعضی اوقات واقعن کار تخصیص منابع در پروژه‌ها سخت و پیچیده می‌شود. به عنوان مثال فرض کنید شما در یک پروژه ساختمانی یک دستگاه لودر دارید که دائمن پشت بچینگ مشغول به کار است. در این حالت این منبع لودر را به کدام یک از فعالیت‌های پروژه می‌توانید تخصیص دهید؟ یا دستگاهی همانند باب‌کت در طول یک رو روز شاید در ده جبهه کاری فعالیت کند، اختصاص چنین منابعی به برنامه زمان‌بندی کار ساده‌ای نخواهد بود. یا در خیلی از برنامه‌های زمان بندی فعالیت داربست‌بندی در برنامه زمان‌بندی دیده نمی‌شود، در این حالت نیروهای داربست‌بند را به چه صورت می‌توانید به برنامه زمان‌بندی تخصیص دهید؟

۴- کارفرماها و مشاوران

برخی از همکاران می‌گویند که کارفرمای ما یا مشاور پروژه، از ما برنامه‌ریزی منابع را نمی‌خواهند و چون از ما نمی‌خواهند ‌ما هم انجام نمی‌دهیم! واقعیت امر هم این است که ما تا مجبور به انجام کاری نشویم، آن کار را انجام نمی‌دهیم.

از طرفی برخی نیز می‌گویند این ریسک وجود دارد که در صورتی که منابع و هیستوگرام منابع استخراج شده از برنامه را به کارفرما و مشاور ارائه دهیم، آن‌گاه در طول پروژه از جانب آن‌ها مورد سوال قرار خواهیم گرفت که فلان منبعی که با آن مقدار در برنامه دیده بودید، چرا اکنون در پروژه نیست و حتی ممکن است در کلیم‌ها و بررسی پرونده‌های توجیه تأخیرات ما اثر بگذارد.

اما راهکار چیست؟

از یک جایی باید شروع کرد. بهترین راه حل این است که از همان ابتدا سعی نکنید تمام منابع انسانی و ماشین‌آلات و متریال و مواد و مصالح را در برنامه زمان‌بندی وارد کنید. سعی کنید از سه یا چهار منبع شروع کنید. مثلن اگر جرثقیل تناژ بالا در پروژه دارید که معمولن هزینه‌های زیادی به پروژه تحمیل می‌کنند، این جرثقیل را به عنوان یک منبع در برنامه زمان‌بندی لحاظ کنید و هیستوگرام استفاده از جرثقیل را در پروژه استخراج کنید و اگر احتیاج است، تسطیح منبع هم انجام بدهید و بعد در طول اجرا کارکرد واقعی جرثقیل را با کارکرد برنامه‌ای آن مقایسه کنید. بعد از اینکه در یک پروژه منابع بحرانی را برنامه‌ریزی کردید، سعی کنید در پروژه‌های بعدی به سراغ منابع بیشتری بروید. در هر پروژه سعی کنید متناسب با وقت و نیروی کاری که در اختیار دارید، حتماً بحث برنامه‌ریزی منابع یا چند منبع بحرانی را استفاده کنید تا اثرات فوق العاده آن را در جهت پیشبرد اهداف پروژه‌تان ببینید و بیشتر از قبل احساس مفید بودن در پروژه داشته باشید.

ادامه دارد…
خواهش می‌کنم بدون ذکر منبع، کپی نکنید!

در همین رابطه بخوانید:
مهم‌ترین تفاوت‌های برنامه‌های زمان‌بندی در ایران با سایر کشورها
برنامه‌ریزی غلتان یا Rolling Wave Planning