مدیریت پروژه

سبک مدیریت پروژه بازدید محور

علوم، دانش و فنون مدیریتی و از جمله مدیریت پروژه در هر کشوری متناسب با فرهنگ و روابط حاکم بر آن کشور، دستخوش تغییراتی می‌شود که بعضی‌ها در اصطلاح به این تغییرات می‌گویند: “ساخت نسخه بومی‌سازی شده”.

در ایران هم بسیاری از موارد و فنون مدیریتی به نحوی بومی‌سازی و “ایرانیزه” می‌شوند و شاید هنگامی که این موارد بومی‌سازی را بررسی می‌کنیم، تفاوت‌های بسیاری بین آن چیزی که در دنیا اتفاق می‌افتد و آن چیزی که در کشور ما اجرا می‌شود، بیابیم، منتها همیشه این بومی‌سازی و ایرانیزه کردن مسائل، یک اتفاق بد و نادرست نیست و اتفاقن از نظر علوم مدیریتی لازم است که شما دانش‌ها و تکنیک‌ها را متناسب با فرهنگ حاکم بر کشور خودتان بومی‌سازی و سفارشی سازی کنید.

یکی از مواردی که در پروژه‌های ایران به کرات به چشم می‌خورد و اگر شما سابق بر این در پروژه‌ای بزرگ در ایران کار کرده باشید، حتمن تجربه آن را داشته‌اید، نوعی سبک مدیریت پروژه است که من اسم آن را گذاشته‌ام: “سبک مدیریت پروژه بازدید محور”.

اما سبک مدیریت پروژه بازدید محور چیست؟

در این نوع سبک راهبری پروژه، فعالیت‌های روزمره پروژه مثل همیشه با تأخیر فراوان در حال انجام است، هدر رفت منابع یک روال عادی و روزمره است، از راندمان پایین ماشین‌آلات گرفته تا راندمان پایین نیروهای انسانی و دوباره‌کاری‌ها و تأخیرات و انحرافات بسیار زیاد از برنامه‌های بیس‌لاین زمان و هزینه مثل خیلی از پروژه‌ها به وقوع می‌پیوندد، محل سایت پروژه پر از ضایعات و مواد دور ریختنی است و بی‌نظمی و عدم ترتیب مسأله عادی در پروژه است و حتی الزامات ایمنی و HSE هم به صورت ناقص رعایت می‌شود. برنامه‌ریزی و کنترل پروژه امری زائد و لوکس محسوب می‌شود و مدیریت ریسک و مدیریت هزینه و منابع پروژه نیز که فقط به درد کتاب‌ها و سمینارها می‌خورد و هرگز قابلیت اجرا در پروژه را ندارند. تقریبن همه مایل استون‌های پروژه غیرقابل دستیابی هستند و برنامه‌ای هم برای محقق کردن مایل استون‌های مهم پروژه وجود ندارد. پول هم که طبق معمول به اندازه کافی نیست و می‌توان همه مشکلات را به سادگی به گردن بی‌پولی و کمبود نقدینگی انداخت و مدیران ارشد پروژه همواره یا پشت کمبود نقدینگی پنهان می‌شوند یا پشت تأخیر در تهیه مدارک مهندسی و نقشه‌ها یا کسری متریال و تجهیزات. تحریم‌های آمریکا هم که از قدیم‌الایام از اصلی‌ترین بهانه‌ها برای توجیه همه تأخیرات و انحرافات پروژه است.

همه این موارد ادامه دارد تا این که خبری اعلام می‌شود. آن خبر چیست؟ بله، مثل اینکه قرار است دو ماه بعد معاون وزیر، یا خود شخص وزیر یا معاون رئیس‌جمهور و یا حتی خود رئیس‌جمهور محترم کشور از پروژه بازدید نمایند. حالا این بازدید یا ممکن است به منظور افتتاح پروژه باشد و یا ممکن است به جهت سر زدن از روال پیشرفت پروژه صورت پذیرد.

اما بعد از اعلام این خبر چه اتفاقی می‌افتد؟

معمولن انقلابی در پروژه و تیم پروژه ایجاد می‌شود. من به صورت لیست‌وار و خلاصه برخی از تغییراتی که بعد از خبر اعلام بازدید مقام بلندپایه از پروژه ایجاد می‌شود را در پایین خدمتتان عرض می‌کنم:

۱- به صورت کاملن ناگهانی، برنامه‌ریزی و کنترل پروژه که تا قبل از اعلام خبر بازدید امری لوکس، اضافه و زائد و بی‌فایده بود، مهم می‌شود و تبدیل به قلب تپنده پروژه و عزیز دل مدیر پروه می‌گردد. از طرف مدیر پروژه به واحد برنامه‌ریزی و کنترل پروژه مسئولیت داده می‌شود که تمام تیم پروژه را به خط کند. همه از تاریخ بازدید مطلع شوند و برنامه‌های خود و منابع موردنیاز خود جهت به پایان رساندن تمامی کارها را تا دو ماه آینده و تا روز بازدید بزرگ اعلام نمایند و واحد برنامه‌ریزی نیز موظف است به صورت روزانه و حتی ساعتی و بعضی اوقات لحظه‌ای این پیشرفت در امور را کنترل و مانتیور نماید و به مدیر پروژه اطلاع‌رسانی کند.

۲- ناگهان تمام مشکلات بودجه‌ای و نقدینگی پروژه، مشکلات طراحی و مهندسی، مشکلات تدارکات و تأمین، تداخلات و اختلافات با کارفرما و مشاور، همه و همه در عرض چند ثانیه پاک و حل و فصل می‌شوند و از امروز به بعد همه ارکان پروژه بسیج می‌شوند تا روز موعود بزرگ با سرعت زیاد به انجام کارها بپردازند.

۳- حتی مدیریت پروژه و تیم پروژه که تا قبل از این به همان تکنیک‌ها و فرآیندهای سنتی مدیریت پروژه نیز اعتقاد نداشتند، ناگهان و در عرض چند ثانیه و در چرخشی عجیب و حیرت‌انگیز به استفاده از تکنیک‌های اجایل و اسکرام در پروژه رو می‌آورند و شخصی که تا دیروز حتی به برنامه زمان‌بندی و WBS هم اعتقاد نداشت، مانند اسکرام‌مسترها هر روز جلسه سرپایی (STAND UP MEETING) برگزار می‌کند تا از کارهای روز گذشته هر واحد و دپارتمان و برنامه‌های امروز آن‌ها مطلع شود تا کارها با حداکثر سرعت ممکن پیشرفت کنند تا در روز بازدید پروژه سربلند باشند!

۴- ناگهان تمام ماشین‌آلات خرابی که در تعمیرگاه خاک می‌خوردند، تعمیر و بازسازی می‌ شوند، ماشین‌آلاتی که در طول روز در پروژ شاید در مجموع دو ساعت کار مفید می‌کردند حالا ممکن است تا پاسی از شب و یا حتی به صورت دو شیفت با راندمان بالای ۹۵ درصد مشغول به کار شوند، تمام نیروهای انسانی پروژه که شاید تا قبل از خبر بازدید تنها ۲۰ درصد از زمان روز خود را به کار می‌پرداختند، حالا با تمام توان و انرژی مشغول به کار می‌شوند و همه مرخصی‌ها و رست‌های پرسنل تا اطلاع ثانوی لغو می‌شوند و همه می‌دوند و تلاش می‌کنند تا روز بازدید از پروژه، تمام تیم پروژه سربلند و پیروز باشند.

۵- تا قبل از روز بازدید تمام ضایعات و زباله‌های سایت پروژه جمع‌آوری و به محل انبار ضایعات یا خارج از پروژه منقل می‌شوند، تک تک مناطق سایت پروژه یک آب و جاروی مفصل می‌شود، خیابان‌ها و جاده‌های داخلی پروژه همه جدول‌بندی و حتی آسفالت و خط کشی می‌شوند و تا جایی که می‌شود به سرعت همه جا رنگ‌آمیزی و پرداخت می‌گردد، گیت و دروازه ورودی سایت پروژه که تا قبل از این برنامه‌ای برای ساختش وجود ندشت به سرعت و بسیار زیبا تکمیل می‌شود و حتی دیده شده هزاران درخت و گل تزئینی در جای جای پروژه کاشته می‌شوند و محل کارگاه پروژه تبدیل به یک باغ سرسبز و زیبا و تمیز می‌شود. با این که همه می‌دانند این گل‌ها و درخت‌ها دو هفته بعد از بازدید پژمرده خواهند شد و آسفالت جاده‌های کارگاه نیز تا چند ماه بعد از بازدید، به دلیل رفت و آمد ماشین‌آلات سنگین و دارای چرخ زنجیری و یا حفاری جهت اجرای لوله‌های UG یا کابل‌کشی‌های زیر زمینی تخریب و نابود خواهند شد.

 

 

۶- گزارشات واحد برنامه‌ریزی و کنترل پروژه که تا قبل از آن حتی هرگز خوانده هم نمی‌شد، ناگهان عزیز دل همه مدیران ارشد پروژه و سازمان می‌شود و این واحد باید پرزنتیشن و ارائه‌های زیبا و یا در بعضی اوقات فیلم و کلیپ‌های حماسی از دست آوردهای پروژه جهت ارائه به مسئول محترم در روز بازدید تهیه نمایند.

۷- در روز بازدید برای اولین بار در تاریخ پروژه همه با لباس فرم رسمی شرکت و مرتب و اصلاح شده در محل کار حاضر می‌شوند، ابزار و لوازم ایمنی و حفاظت فردی نو و سالم و کامل در اختیار همه است و ماشین آلات پروژه نیز همه تمیز و شسشتو داده شده مشغول به کار هستند و خلاصه همه چیز خوب و مرتب و عالیست.

۸- از نظر تمام تیم پروژه و مدیریت پروژه تنها یک مایل‌استون مهم در پروژه وجود دارد و آن هم مایل استون روز بازدید مقام مسئول بلندپایه از پروژه است و تمام تلاش‌ها و برنامه‌‌ها و حرکت‌ها در راستای تحقق سربلندی پروژه در تاریخ مایل استون مربوطه است.

همان طور که در ابتدای این مطلب گفتم، بومی‌سازی و ایرانیزه کردن مسائل همواره یک نقطه ضعف یا یک اتفاق بد نیست. به عنوان مثال همین “سبک مدیریت پروژه بازدید محور” نیز به نظرآن قدرها بد نیست، حداقل به بهانه بازدید یک مقم بلندپایه دولتی از پروژه، بسیاری از مشکلات پروژه حل و فصل می‌شود و پروژه برای مدتی با سرعت و پیشرفت حیرت‌انگیز به جلو می‌رود و همه جا تمیز و آسفالت و گل‌کاری می‌شود، بنابراین آن قدرها هم سبک مدیریت پروژه بازدید محور چیز بدی نیست و حتی من پیشنهاد می‌کنم در قراردادها و برنامه‌های زمان‌بندی پروژه، مایل استون بازدید مقام بلند پایه در فلان تاریخ درج شود تا شاید از ابتدای پروژه با همین سرعت و راندمان فعالیت‌های پروژه انجام گردد.

خواهش می‌کنم بدون ذکر منبع (نام نویسنده، آدرس سایت و آدرس کانال تلگرام) کپی نکنید!

 

در همین ارتباط بخوانید:

مدیریت پروژه , مدیریت ریسک

خلاصه همه آن چیز که باید در مورد مدیریت ریسک پروژه بدانید

در این مطلب سعی کردم یک خلاصه خیلی کلی از حوزه دانش مدیریت ریسک پروژه ارائه بدم. بنابراین اگر به مبحث مدیریت ریسک علاقه دارید اما حوصله یا وقت خواندن کتاب‌های سنگین مدیریت ریسک پروژه یا متن سخت راهنمای PMBOK را ندارید، مطلب زیر می‌تواند یک آشنایی کلی برای شما در زمینه مدیریت ریسک پروژه ایجاد کند.

 

تعریف ریسک:

ریسک یک رویداد احتمالی است که ممکن است رخ بدهد یا رخ ندهد. (An uncertain event)

ریسک اگر اتفاق بیافتد دیگه بهش نمیگیم ریسک.

 

ریسک اگر اتفاق بیافتد روی یکی از اهداف پروژه ما اثر می‌گذارد.

اگر ریسک بعد از اتفاق روی یکی از اهداف پروژه ما اثر نگذارد، ریسک هست اما ریسک پروژه ما نیست.

مثلن ریسک انفجار یک مخزن کروی یک پتروشیمی در هنگام بهره برداری ریسک هست اما ریسک پروژه ساخت اون مجتمع پتروشیمی نیست و جزو ریسک‌های دوره بهره‌برداری هست.

 

اما نکته مهم اینه که بدونید ریسک در صورت رخ دادن حتمن باید روی یکی یا چند تا از اهداف پروژه ما اثر بذاره.

 

ریسک مترادف با عدم قطعیت یا همون Uncertainly نیست. هر جا که Uncertainly وجود داره امکان وقوع یک ریسک هم وجود دارد. به عبارتی عدم قطعیت ممکن است دلیل ایجاد یک ریسک باشد و نه خود ریسک.

 

قدیم‌ها میگفتن ریسک ها دو دسته هستند:

  • ریسک های تجاری Business Risk: که در صورت وقوع، یک عده خوشبخت میشن و یک عده هم بدبخت. (مثل گرون شدن قیمت دلار یا طلا)
  • ریسک‌های خالص یا Pure risk: که در صورت وقوع برای همه اثرات بدی داره مثل زلزله یا آتش سوزی جنگل

 

 

اثر ریسک:

۱- اثر مثبت Positive Risk, Opportunities

۲- اثر منفی Negative Risk, Threats

تهدید و فرصت مسائل مجزایی هستند و به هم تبدیل نمی‌شوند. تهدید به فرصت و فرصت به تهدید تبدیل نمی‌شود. (مثلن دیدید مسئولین میگن ما همه تهدیدها رو به فرصت تبدیل خواهیم کرد! از نظر PMBOK این کار غیرممکنه)

 

بیان حرفه ای ریسک:

Because of “one or more cause”, “risk” might occur, which would to “one or more effects”

به دلیل AAA ممکن است BBB که در آن صورتCCC.

هر ریسکی باید حتمن به شکل جمله بالا بیان بشه. در این جمله AAA همون علت وقوع ریسک هست، BBB خود ریسک و CCC نیز اثر ریسک.

AAA: Cause of Risk

BBB: Risk

CCC: Impact of risk

بنابراین ریسک با بیان دلیل و اثر بیان می‌شود. چون اگر ریسک را با این ادبیات بیان نکنید، ممکن است  Cause و Effect را با خود ریسک اشتباه بگیریم.

 

مهم‌ترین کار ما در مدیریت ریسک این است که کاری کنیم تهدیدها اتفاق نیافتند و کاری کنیم که فرصت‌ها اتفاق بیافتند.

 

چهارفاکتوری که همراه ریسک شناسایی می‌شوند:

۱- Probability احتمال وقوع ریسک

۲- Impact میزان اثر ریسک

۳- When زمان احتمالی وقوع ریسک

۴- How often چند بار ممکن است ریسک در پروژه تکرار شود.

 

فاکتورهای اول و دوم مهم تر هستند، چون برای اولویت‌بندی ریسک از آن‌ها استفاده می‌شود.

 

گام های مدیریت ریسک:

Step1: Plan Risk Management

Step2: Identify Risks

Step3: Perform Qualitative Risk Analysis

Step4: Perform Quantitative Risk Analysis

Step5: Plan Risk Responses

Step6: Implement Risk Responses

Step7: Monitor Risks

 

این گام‌ها رو می‌تونید در شکل های پایین ببینید:

 

گام اول: Plan Risk Management

قراره  تصمیم بگیریم چه جوری و با چه عمقی مدیریت ریسک را در پروژه پیاده کنیم. به عبارتی به قول PMBOK میخواهیم فرآیند مدیریت ریسک رو Tailoring کنیم. یعنی لباسی به اندازه پروژه خودمون برای مدیریت ریسک بدوزیم.

 

در این فرایند ما روش انجام مدیریت ریسک در پروژه یا همون متدولوژی خودمون رو انتخاب و تعریف می‌کنیم، مسئولیت ها و نقش های افراد رو در این پیاده‌سازی مشخص میکنیم، بودجه و زمانی که می‌خواهیم صرف مدیریت ریسک کنیم رو تعیین و برآورد می‌کنیم و نوع دسته‌بندی ریسک‌ها رو انتخاب می‌کنیم و در پروژه بررسی می‌کنیم که ذینفعان کلیدی پروژه چقدر روی زمان و هزینه و کیفیت و محدوده حساسیت و تلرانس دارند. (مثلن اگر متوجه شدید ذینفع اصلی و کلیدی پروژه تلرانس کمی روی زمان و هزینه براش قابل قبوله، این فرد یک فرد ریسک گریز هست)

 

خروجی گام اول: Risk Management Plan

اولین فرآیند مدیریت ریسک: Plan Risk Management

Inputs: PMP/charter/ st register/EEF/OPA

T & T: Analytical techniques/ expert judgment/meeting

Outputs: risk MP

 

ملحقات  و اجزای جدول RISK MP:

RISK CATEGORIES:

از ساختار شکست ریسک در فرایند شناسایی ریسک‌ها استفاده می‌کنیم.

RBS: Risk breakdown structure

نکته مهم: در RBS ما ریسک نداریم. RBS در شناسایی ریسک ها به ما کمک می کند.

 

در شکل زیر یک نمونه دسته بندی ریسک رو میتونید ببینید:

RISK MP: definition of impact scale

یک ریسک ممکن است چند تا اثر در پروژه داشته باشد. پس برای هر یکی از محدودیت های STCQ یک اثر ریسک را تعریف می‌کنیم. از این تعریف در فرایند ارزیابی کیفی ریسک استفاده میکنیم.

این یک خط کش جهت ارزیابی کیفی احتمال و اثر ریسک است.

در شکل زیر می توانید یک نمونه از تعریف احتمال و اثر رو ببینید:

 

RISK MP: Probability and impact risk

این یک الک است که ما جهت اولویت‌بندی در فرایند سوم یعنی ارزیابی کیفی احتمال و اثر ریسک ها از آن استفاده میکنیم.

ماتریس احتمال و اثر سه ناحیه دارد: قرمز، زرد، سبز

سوال: محدوده قرمز و زرد و سبز این ماتریس چگونه تعیین می شود؟

بر اساس میزان ریسک گریزی و ریسک پذیری ذینفعان، این محدوده‌ها تعیین می‌شود.

 

اگر محدوده قرمز بزرگ بود> ریسک گریز

اگر محدوده قرمز کوچک بود> ریسک پذیر

در شکل زیر می توانید یک نمونه ماتریس احتمال و اثر رو ببینید:

گام دوم: Identify Risks

با ابزارهای مختلف ریسک‌های پروژه را شناسایی می کنیم. مثلن ۱۰۰ ریسک یا ۱۰۰۰ هزار ریسک شناسایی می‌کنیم.

خروجی گام دوم: Risk register

فرآیند دوم: Identify Risk

Input: all MP/all documents/EEF/ OPA

T&T: doc review/ information gathering techniques/assumption analysis/diagramming techniques/SWOT/Expert judgment

Outputs: Risk Register

 

فرایند شناسایی ریسک‌ها و مستند‌سازی ویژگی‌ها:

ویژگی ها: cause & effect

 

نکات:

شناسایی ریسک وظیفه همه در پروژه است.

در شناسایی ریسک، ریسک با کیفیت معنی ندارد. هرچه بیشتر ریسک شناسایی کنیم بهتر است.

از اول تا آخر پروژه باید فرایند شناسایی ریسک انجام شود.

نادیده گرفتن ریسک، ریسک را از بین نمی برد.

 

در بحث شناسایی ریسک سه نوع نگاه داریم:

۱- Past نگاه به گذشته

۲- Present نگاه به حال

۳- Future نگاه به آینده

 

در شناسایی ریسک هر سه نگاه بالا را باید داشته باشیم.

 

گام سوم و چهارم:  Perform Qualitative Risk Analysisو Perform Quantitative Risk Analysis

از آنجایی که ارزیابی کیفی ریسک توسط افراد خبره انجام می‌شود، ارزیابی کیفی دقیق‌تر است و استاندارد گام سوم را ابزار اولویت بندی معرفی می‌کند.

علی رغم تبلیغات شرکتهای سازنده نرم افزارهای مدیریت ریسک و نرم افزارهای کمی سازی، PMBOK گام چهارم یعنی ارزیابی کمی ریسک را اختیاری می‌داند و در غالب پروژه ها نیازی به انجام گام چهارم نیست.

 

گام سوم: Perform Qualitative Risk Analysis

Inputs: risk MP/scope baseline/risk register/EEFS/ OPA

T&T: RISK PROBABILITY & IMPACT ASSESSMENT/ PROBABILITY & IMPACT MATRIX/ RISK DATA QUALITY ASSESSMENT/RISK CATEGORIZATION/RISK URGENCT ASSESSMENT/EXPERT JUDGMENT

OUTPUTS: risk register updates

 

قدمهای گاوم سوم:

۳-۱: ارزیابی کیفی احتمال و اثر

۳-۲: اولویت بندی

۳-۳: ارزیابی فوریت ریسک

 

در گام سوم ریسک هایی که اولویتشان بالاست مشخص می شود.

ریسک ها با اولویت بالا: top risk

ریسک ها با اولویت پایین: low risk

 

تاپ ریسک ها یا برای تجزیه و تحلیل بیشتر به گام چهارم می روند یا مستقیم به گام پنجم می روند.

ریسکها با اولویت پایین به watch listمی روند، این ریسکها احتمال و اثرشون پایینه اما درادامه پروژه باید مراقبش باشیم.

 

گام پنجم: Plan Risk Responses

در اینجا ما برای مصیبت‌ها یا خوشی‌های آینده از قبل برنامه‌ریزی می‌کنیم. یعنی پیشگیری رو زودتر از درمان انجام میدیم یا حداقل اگه نتونیم پیشگیری کنیم، برای زمان واقعه از الان به فکر راه چاره خواهیم بود. به عبارتی علاج واقعه رو قبل از وقوع می‌کنیم.

 

در این گام برای top risk ها چاره‌اندیشی می‌کنیم و راهکارهای مختلف مقابله با ریسک را استخراج می‌کنیم

اما استراتژی‌های پاسخ به ریسک موارد پایین هستند:

استراتژی‌های پاسخ به تهدیدها(ریسک های منفی):

Avoid / Eliminate

Transfer/Deflect/Allocate

Mitigate

Accept

Escalate

 

استراتژی‌های پاسخ به فرصت‌ها(ریسک‌های منفی):

Exploit

Share/Partnership /Join Venture

Enhance

Accept

Escalate

 

 

گام ششم: Implement risk responses

این فرایند در ویرایش ششم PMBOK اضافه شده و در واقع یک فرایند جدید است. البته نه کاملن جدید، این فرایند در واقع قلب مدیریت ریسک پروژه است. در طول پروژه Risk Register  و Risk Report به صورت مستمر مرور میشن، اطمینان حاصل می‌کنیم که همه از ریسک‌های بالقوه آگاه هستند و برای پیاده‌سازی برنامه‌های پاسخ به ریسک آمادگی کافی رو دارند.

 

گام هفتم: Monitor risks

و در گام آخر ما دو کار عمده انجام میدیم.:

Risk Reassessment

Risk Audit

 

فراموش نکنید مدیریت ریسک در پروژه یک رویکرد پیشگیرانه است، یعنی تمام تلاشمون رو می کنیم تا قبل از وقوع ریسک برنامه‌ریزی‌های لازم رو انجام داده باشیم.

 

تمام اونچه که در بالا گفته شد یک خلاصه خیلی اجمالی و کلی از فرایندهای مدیریت ریسک در پروژه بود و شاید مطالب خیلی زیادی از قلم افتاده باشه، اما سعی کردم به صورت خلاصه و تیتروار کلیت موضوع رو برسونم، امیدوارم موفق بوده باشم.

 

خواهش می‌کنم بدون ذکر منبع (نام نویسنده، آدرس سایت و آدرس کانال تلگرام) کپی نکنید!

 

در همین ارتباط بخوانید:

مدیریت پروژه

استفاده از تکنولوژی‌های جدید، جهت کاهش زمان اجرای پروژه‌ها

شرکت‌های ساختمانی چینی با استفاده از تکنولوژی آماده‌سازی و ساخت متریال پیش ساخته در محل کارخانه و نصب سریع در محل اجرای پروژه، برج‌ها و آسمانخراش‌های بلندی را تنها طی سه هفته به اتمام می‌رسانند. ویدئوی زیر را ببینید: (اگر ویدئو را در پایین نمی‌بینید، اینجا کلیک کنید)

 

در منحنی‌های زمان و هزینه پروژه، نقطه‌ای وجود دارد که زمان پروژه در حداقل‌ترین حالت ممکن و بهینه‌ترین شرایط آن است و افزایش سرعت پروژه و عبور از آن نقطه ممکن است سبب ایجاد هزینه‌های بیشتر شود. شرکت‌های چینی با استفاده از تکنولوژی پیش ساخته، این نقطه زمانی را به پایین‌ترین حد ممکن رسانده‌اند و پروژه‌های برج‌های ساختمانی را در کم‌ترین زمان ممکن به اتمام می‌رسانند. اگر ویدئوی بالا را دیده باشید تمام اجزای یک برج در محل کارخانه ساخته می‌شوند و بعد برای نصب به محل پروژه منتقل می‌شوند. حتی اجرای کف و سقف یک طبقه نیز در محل کارخانه انجام می‌شود و کف بتن‌ریزی شده و حتی کاشی و سرامیک شده از کارخانه به محل نصب در پروژه منتقل می‌شود.

شرکت‌های ساختمانی ایرانی نیز اگر به سمت این فن‌آوری بروند، قطعن با بازخوردهای خوبی از جانب کارفرماها روبه‌رو خواهند شد، کدام سرمایه‌گذاری است که از ساخته شدن پروژه‌ش در سه هفته لذت نبرد؟

اجازه بدهید با یک مثال توضیح بدم که چه طور چنین روش اجرایی باعث کاهش هزینه‌های پروژه می‌شود. فرض کنید شما بخواهید یک پروژه ساختمانی را اجرا کنید. در فاز ساخت پروژه شما یک سری پرسنل نگهبان، نیروی ایمنی، سرپرست اجرا، دفتر فنی، مسئولین اداری و مالی و امثالهم دارید. علاوه بر آن هزینه‌هایی مثل برق و آب تجهیز کارگاه هم هست. اینها هزینه‌های غیرمستقیم پروژه هستند و چه پروژه یک ماه طول بکشد و چه ده سال شما در پروژه مجبور به پرداخت این هزینه‌های غیر مستقیم هستید. حال هرچه بتوانیم زمان پروژه را کاهش بدهیم و به آن نقطه بهینه در منحنی زمان-هزینه برسیم، در هزینه‌های غیرمستقیم صرفه‌جویی کردیم. از طرفی هزینه هایی مانند فرصت از دست رفته بابت بهره برداری از پروژه، هزینه اجاره انواع پمپ بتن و امثالهم هم به پروژه تحمیل خواهد شد.

اما چند نکته در کاهش زمان پروژه وجود دارد. تا یک جایی می‌شود زمان پروژه را با افزایش منابع و موازی‌سازی فعالیت‌ها کاهش داد و از آن نقطه بهینه به بعد دیگر کاهش زمان پروژه سبب افزایش شدید هزینه‌ها می‌شود یا اصلن کم‌تر از آن زمان اجرای کار غیرممکن خواهد بود. از طرفی در پروژه‌های ساختمانی بزرگ (مثل ساخت یک برج مسکونی یا اداری) اگر از تکنولوژی پیش ساخته جدید استفاده نشود، اصلن امکان کاهش زمان پروژه به کم‌تر از شش ماه میسر نیست.

به عبارتی شیوه سنتی ساخت ساختمان در ایران که تقریبن اکثریت مطلق پروژه‌ها با آن روش اجرا می‌شوند، جوابگوی کاهش زمان پروژه مشابه عملکرد شرکت‌های چینی نیست. علت این امر هم این است که عمده ساخت و ساز پروژه‌های ساختمانی در ایران یا توسط معماران و سازنده‌های سنتی انجام می‌شود یا توسط خود شخص مالک. شرکت‌های ساختمانی بزرگ سهم کمی از این بازار بزرگ دارند. البته در ایران هم تجربه‌های موفق استفاده از تکنولوژی پیش‌ساخته جهت کاهش زمان پروژه را داشته‌ایم. مثل ساخت پل طبقاتی صدر در شهر تهران که پایه‌های پل و قطعات بتنی آن در محل کارخانه ساخته می‌شد و در اتوبان صدر نصب می‌گشت. فقط تصور کنید اگر قرار بود همانند شیوه‌های سنتی ساخت، پایه ها و قطعات بتنی این این پل در محل پروژه آرماتوربندی، قالب‌بندی و بتن‌ریزی میشد، در آن صورت چقدر زمان پروژه زیادتر می‌گشت و چقدر هزینه‌های سربار و غیرمستقیم دامن‌گیر پروژه و کل شهر تهران می‌شد.

خواهش می‌کنم بدون ذکر منبع (نام نویسنده، آدرس سایت و آدرس کانال تلگرام) کپی نکنید!

در همین ارتباط بخوانید:

مدیریت پروژه , مدیریت ریسک

بیست سوالی که باید قبل از پیاده‌سازی مدیریت ریسک در پروژه پرسیده شود

این سوالات قطعن همه سوالاتی نیست که بایستی قبل از پیاده‌سازی مدیریت ریسک در پروژه، پرسیده شود و سوالات دیگری نیز هستند که باید به جواب برسند. منتها دریافت پاسخ دقیق این سوالات، تأثیر بسیار مهم و عمیقی بر چگونگی پیاده‌سازی مدیریت ریسک در پروژه شما خواهد داشت. در کل به نظرم این روش بسیار خوبی است که قبل از شروع هر کاری(به خصوص کارهای مهم و پیچیده)، یک سری سوال مکتوب در مورد بدیهیات آن کار بنویسید و به دنبال پاسخ دقیق و درست برای آن سوال‌ها باشید و بعد که این فرآیند را انجام دادید، وارد مرحله برنامه‌ریزی برای انجام آن کار شوید.

و اما سوالات:

۱- آیا مدیریت ریسک در پروژه یک گزینه اختیاری (Optional) است یا یک وظیفه اجباری؟
۲- آیا از نظر سازمان و تیم پروژه شما مدیریت ریسک امری زائد و لوکس است؟
۳- آیا می‌توان در سازمان یا پروژه‌ای که فرهنگ مدیریت ریسک(یا به طور کلی فرهنگ مدیریت پروژه) در آن وجود ندارد، فرآیندهای مدیریت ریسک پروژه را پیاده‌سازی کرد؟
۴- آیا می‌دانید در سازمان یا پروژه‌ای که اکثریت اعضاء آن اعتقادی به مدیریت ریسک ندارند و حتی مخالف اجرای آن هستند، چگونه می‌توان به فرهنگ سازی مدیریت ریسک و پیاده‌سازی آن اقدام کرد؟
۵- آیا می‌توان گفت حوزه دانش مدیریت ریسک، از حوزه‌هایی مثل مدیریت زمان، هزینه و کیفیت پروژه اهمیت کم‌تری دارد و باید در اولویت‌های بعدی قرار گیرد؟
۶- آیا مدیریت ریسک احتیاج به صرف زمان و هزینه ویژه و اضافه‌ای دارد؟
۷- آیا تنها مدیر پروژه یا تنها واحد برنامه‌ریزی یا اعضای PMO متولی حوزه مدیریت ریسک در پروژه هستند؟ چه کسانی در پروژه یا سازمان باید در شناسایی ریسک‌ها و برنامه‌ریزی پاسخ به ریسک‌ها مشارکت نمایند؟
۸- آیا ریسک‌ها و رویدادهای پروژه‌های قبلی سازمان در جایی ثبت و ذخیره یا تحلیل شده‌اند؟
۹- آیا در سازمان‌ یا پروژه‌تان دستورالعمل، آیین‌نامه، دارایی فرآیندی خاص یا سایر تجربیات پروژه‌های قبلی به منظور کمک به شما در انجام فرایندهای مدیریت ریسک وجود دارد؟
۱۰- آیا استنباط شما از مدیریت ریسک تنها در مورد آنالیز کمی ریسک‌ها و کاربرد آن در حوزه نرم‌افزارهای مدیریت ریسک مانند RISK ANALYSIS و امثالهم است؟

 


۱۱- آیا منظور شما از مدیریت ریسک پروژه، تنها مدیریت ریسک‌های با اثر منفی بر روی پروژه(تهدیدها/THREATS) است؟
۱۲- آیا مدیر پروژه باید تنها بر روی مشکلات فعلی پروژه تمرکز کند یا تمام تمرکزش باید بر پیشگیری یا چاره اندیشی برای مشکلات احتمالی آینده باشد؟
۱۳- آیا مدیریت ریسک می‌تواند برآوردهای زمان و هزینه پروژه را کاهش دهد؟
۱۴- مدیریت ریسک چه تأثیری بر اسناد و مدارک و بیس‌لاین‌های پروژه می‌تواند داشته باشد؟
۱۵- آیا مدیریت ریسک کاری است که باید در فازهای ابتدایی پروژه انجام شود یا از ابتدا تا انتهای پروژه اجرا می‌شود؟
۱۶- آیا می‌توان فرایندهای مدیریت ریسک را بدون در نظر گرفتن اشتهای به ریسک و میزان ریسک‌پذیری ذینفعان پروژه انجام داد؟
۱۷- از چه مدلی برای مدیریت ریسک پروژه استفاده می‌کنید؟ مدل هایی مانند ISO یا آن مدلی که در PMBOK ارائه شده است؟
۱۸- شما و تیم پروژه تا چه میزان با هفت فرآیند مدیریت ریسک اشاره شده در PMBOK،(برنامه‌ریزی مدیریت ریسک/شناسایی ریسک‌ها/ انجام تحلیل کیفی ریسک/ انجام تحلیل کمی ریسک/ برنامه‌ریزی پاسخ به ریسک/پیاده‌سازی پاسخ‌های ریسک/ مانیتور ریسک‌ها) وروردی‌ها و خروجی‌های این فرآیندها، ابزارها و تکنیک‌های هر فرآیند، اسناد و فرم‌های مربوطه با آن‌ها، استراتژی‌های پاسخ به ریسک‌های مثبت(فرصت‌ها) و استراتژی‌های پاسخ به ریسک‌های منفی(تهدیدها) آشنا هستید؟
۱۹- متدولوژی شما برای پیاده‌سازی مدیریت ریسک در پروژه چیست؟
۲۰- اگر خود پیاده‌سازی مدیریت ریسک در پروژه را به شکل یک پروژه منحصر به فرد ببینید، آیا ریسک‌های این پروژه (یعنی پروژه پیاده‌سازی مدیریت ریسک پروژه) را شناسایی کرده‌اید و برای پاسخ به آن ریسک‌ها برنامه‌ریزی کرده‌اید؟

خواهش می‌کنم بدون ذکر منبع (نام نویسنده، آدرس سایت و آدرس کانال تلگرام) کپی نکنید!

 

در همین ارتباط بخوانید: