مدیریت پروژه

مدیریت پروژه در فوتبال

ابتدای بحث باید بگم که یک مسابقه فوتبال دقیقن یک پروژه هست و تمام مشخصات یک پروژه رو داره. اول اینکه محصول و نتیجه منحصر به فردی داره، در طول تاریخ شما نمی‌تونی دو تا مسابقه فوتبال رو پیدا کنی که شبیه هم بوده باشن. دوم اینکه زمان شروع و پایان داره و سوم اینکه وضوح تدریجی هم شاملش میشه، یعنی هرچی به دقیقه نود بازی نزدیک‌تر میشیم، نتیجه بازی واضح‌تر میشه. پس فوتبال یک پروژه هست و این پروژه برخی اوقات خیلی پروژه مهمی هست و در مسابقاتی مثل جام جهانی یا لیگ قهرمانان اروپا، بعضی مسابقات حدود سه میلیارد نفر بیننده زنده تلویزیونی داره و ارقام بسیار بزرگ مالی نیز در هر مسابقه جابه‌جا میشه، یعنی بعضی از مسابقات فوتبال ابر پروژه‌های بسیار مهم و حیاتی هستند، بنابراین شک نکنید برای پروژه هایی با این اهمیت و هزینه،  قطعن از تکنیک‌های مدیریت پروژه هم استفاده میشه.

جالبه که بدونید سرمربی فعلی تیم ملی فوتبال کشورمون، یعنی آقای کارلوس کیروش در فوتبال دنیا معروفه به یکی از اساتید کنترل پروژه فوتبال و از ابزارها و تکنیک‌های مدیرت پروژه برای هر مسابقه فوتبال حداکثر استفاده رو میکنه. بیاین با هم بعضی از این روش‌ها رو مرور کنیم.

حتمن دیدید که کارلوس کیروش در مسابقات و تورنمنت‌های مختلف از جمله‌های “ما بازی به بازی پیش می‌ریم”، “مهم‌ترین بازی ما، بازی بعدی ماست.” و “هر بازی شرایط خاص خودشو داره” استفاده می‌کنه. ایشون با این جملات دارن تأکید می‌کنند که هر مسابقه فوتبال یک پروژه با محصول منحصر به فرده و باید برای هر مسابقه تمام مراحل آغازین، برنامه‌ریزی، اجرا، مانیتور و کنترل و حتی فاز اختتام رو جداگانه پیاده‌سازی کرد.

برنامه‌ریزی برای منابع، یکی از مهم‌ترین آیتم‌های مدیریت پروژه در فوتبال هست. مهم‌ترین و اصلی‌ترین منبع برای یک مربی که در اینجا نقش مدیر پروژه رو ایفا می‌کنه، بازیکنان هستند. کارلوس کیروش همواره منابع خودش رو به ریزترین شکل ممکن تحت نظر داره و همیشه سعی می‌کنه منابع جوان و با انرژی رو برای استفاده در آینده به تیم خودش تزریق کنه. به عقیده من مدیریت منابع توسط کارلوس کیروش سبب شده همواره بازیکنان تیم ملی حتی فراتر از اون عملکرد و راندمانی که در تیم باشگاهی‌شون دارند، در تیم ملی داشته باشن و این یعنی حداکثر بهره‌وری منابع و استفاده از منابع با بالاترین راندمان و کیفیت ممکن که این امر قطعن بدون برنامه‌ریزی ویژه برای منابع امکان‌پذیر نیست. کیروش تو بررسی‌های خودش متوجه که شد منابع داخلی پروژه‌هاش(یعنی بازیکن‌های شاغل در لیگ داخلی ایران) راندمان و کیفیت بازیکنان لژیونر رو ندارند (به دلیل اختلاف سطح تمرینات و امکانات تیم‌های ایرانی با تیم‌های اروپایی) و به خاطر همین سعی کرد زمان بیش‌تری رو برای بهبود کیفیت منابع داخلیش صرف کنه که البته در این راه مشکلاتی هم براش پیش اومد که از حوصله این بحث خارجه.

کار مهم دیگه‌ای که کارلوس کیروش در بحث مدیریت پروژه فوتبال انجام میده، مدیریت ریسکه. ما همیشه می‌بینیم که کارلوس کیروش از قبل ریسک‌های پیش‌ روی یک پروژه فوتبال رو رصد میکنه و براشون برنامه پاسخ به ریسک و استراتژی می‌چینه. اون همیشه سعی می‌کنه علاج واقعه رو قبل از وقوع بکنه. یک مثال براتون بزنم: بازی مرحله رفت ایران مقابل سوریه در مقدماتی جام‌جهانی ۲۰۱۸ رو یادتونه؟. کیروش از قبل می‌دونست که بازی قراره در کشور مالزی و در یک چمن بی‌کیفیت برگزار بشه و از طریق اطلاعات هواشناسی مطمئن بود که روز بازی بارندگی هم خواهیم داشت. حالا استراتژی کیروش برای مقابله با این وضعیت چی بود؟ اون هر چی بازیکن قدرتی و اغلب شمالی(گیلانی و مازندرانی) رو تو ترکیب اصلی تیمش چید، از امید ابراهیمی گرفته تا سوشا مکانی و عزت‌الله پورغاز. بازیکن‌هایی که در چنین زمین‌هایی سابقه بازی کردن داشتن و اگر بدشانس نبودیم تو اون بازی هم به راحتی پیروز می‌شدیم. حالا فرض کنید اگر یک مربی بدون دانش مدیریت پروژه سرمربی ایران بود. مثلن یک سرمربی سنتی ایرانی! قطعن بدون در نظر گرفتن این ریسک‌ها تیمش رو به زمین مسابقه می‌فرستاد و بعد از اتمام مسابقه هم شروع می‌کرد به غر زدن در مورد کیفیت زمین و وضعیت آب و هوا و گیر دادن به زمین و زمان. یعنی ریسک‌ها رو IGNORE می‌کرد و بعد راجع به همون ریسک‌ها غر میزد!

حتمن می‌دونید که نود درصد زمان یک مدیر پروژه صرف ارتباطات میشه، کارلوس کیروش هم دقیقن برای ارتباطات پروژه‌هاش برنامه‌ریزی دقیقی داره و یک استراتژی مشخص در این زمینه رو دنبال می‌کنه. کافیه به سایت‌های ورزشی سر بزنید و مصاحبه‌های کیروش با رسانه‌های خارجی و داخلی رو مقایسه کنید. کاملن موضوع و سبک صحبت‌هاش با رسانه‌های خارجی و داخلی متفاوته و در هر کدوم دنبال اهداف خاصی می‌گرده و یا جنگ‌های روانی کیروش در برخی از مسابقات رو به یاد بیارید. این که چه طور در آخرین بازی مقدماتی جام جهانی ۲۰۱۴ یک مصاحبه ساده سرمربی کره‌جنوبی رو تبدیل به یک جنگ روانی بزرگ کرد و باعث ایجاد هیجان و انگیزه فراوان بین بازیکنان تیم شد. کیروش در این راه از ابزارهای مختلفی برای ارتباطات استفاده میکنه، از فیس بوک گرفته تا مصاحبه‌های مطبوعاتی یا تلویزیونی و گاهی تنها با نشان دادن چهره عبوس و اخموش و گاهی با هم نشان دادن چهره خندان و شاد خودش. تمام این رفتارها با برنامه و هدف و از قبل برنامه‌ریزی شده است. کیروش به معنی واقعی یک استاد ارتباطاته.

ابزار مهمی دیگه‌ای که کارلوس کیروش در مدیریت پروژه فوتبال ازش استفاده می‌کنه، استفاده از تکنیک‌های مدیریت منابع انسانی پروژه‌ست. اون همیشه و به صورت مرتب از تکنیک‌ها و ابزارهای Interpersonal skills/ Training/ Team building/ Ground rules/ Collocation/ Recognition and rewards/ Personnel assessment tools در تیم ملی استفاده می‌کنه. یک نمونه‌ش Ground rules هایی هست که در اردوهای تیم ملی ایجاد کرده، هر بار دیر رسیدن به محل تمرین یک سری جرایم مالی داره و یا برخی از جریمه‌های دیگه که به بهترین شکل ممکن سبب ایجاد نظم گروهی در تیم ملی شده. طی هفت سال گذشته تیم ملی کیروش، منظم‌ترین و بی‎حاشیه‌ترین تیم ملی تاریخ ایران بوده و اصلن از اون باندبازی‌های سابق یا بازیکن‌سالاری‌های قدیم و حاشیه‌های همیشگی تیم ملی در دوران گذشته خبری نیست و این‌ها همه نتیجه استفاده کیروش از تکنیک‌ها و ابزارهای مدیریت منابع انسانی در پروژه‌هاشه. اون در این راه خیلی جدی و مصممه، اون قدری که بازیکن‌های مهمی مثل سید مهدی رحمتی یا هادی عقیلی رو به دلیل همین نظم گروهی از تیم پروژه‌ش برای همیشه کنار گذاشت.

و در نهایت وظیفه اصلی و غایی یک مدیر پروژه، مدیریت یکپارچگی پروژه است و کارلوس کیروش به عنوان یک مدیر پروژه حرفه‌ای تمام توانش رو به کار می‌گیره تا مدیریت یکپارچگی پروژه‌ها و مسابقات فوتبالش رو به بهترین شکل ممکن ارائه بده. مدیریت یکپارچگی اون چیزیه که مدیر پروژه نمی‌تونه تفویض اختیار کنه و تمام مسئولیتش بر عهده خودش هست و کیروش نشون داده که در این کار یک استاد واقعیه.

در حال حاضر مهم‌ترین تفاوت مربی‌های سنتی و مدرن فوتبال همین بحث به‌کار‌گیری مدیریت پروژه در فوتبال هست. مربیان بزرگی مثل گواردیولا، مورینیو و زیدان هم به وضوح از تکنیک‌ها و ابزارهای مدیریت پروژه استفاده می‌کنند. در حالی‌که این دانش هنوز در بین مربیان ایرانی جا نیافتاده و به نظرم آموزش مدیریت پروژه به مربیان فوبتال ایرانی، می‌تونه تأثیر بسیار مثبتی در پیشرفت اونا داشته باشه. چرا که فوتبال یک پروژه است، یک پروژه خیلی مهم، بزرگ، پر بیننده و پر هزینه و البته جذاب.

خواهش می‌کنم بدون ذکر منبع (نام نویسنده، آدرس سایت و آدرس کانال تلگرام) کپی نکنید!

 

در همین ارتباط بخوانید:

برنامه ریزی و کنترل پروژه , مدیریت زمان

همه چیز در مورد شناوری منفی در پروژه

کنار گذاشتن باورهای غلط:

از تیتر این مطلب مشخص است که ما می‌توانیم در برنامه زمان‌بندی پروژه، شناوری منفی داشته باشیم. پس این تعبیر غلط که “شناوری منفی کلن نداریم یا کلن نباید باشد” را فراموش کنید.

نکته بسیار مهم: شناوری مسیر بحرانی همیشه صفر نیست و ممکن است صفر، منفی یا مثبت باشد.

چه زمانی در برنامه زمان‌بندی شناوری منفی داریم؟

اگر در پایان برنامه زمان‌بندی، یک قید پایان محکم داشته باشیم، هر زمان که یکی یا چند تا از فعالیت‌های مسیر بحرانی از برنامه عقب افتاد،(دچار تأخیر شد) شناوری منفی ایجاد می‌شود. شناوری منفی یعنی شما از برنامه زمان‌بندی تأخیر دارید. فرق تأخیر با انحراف را که می‌دانید؟ اگر نمی‌دانید مطلب لینک زیر را مطالعه کنید:

سوال: آیا شناوری منفی (یا شناوری غیر صفر مسیر بحرانی) فقط در فاز کنترل پروژه هست و آیا در فاز برنامه‌ریزی پروژه و در ابتدای پروژه هم ممکن است شناوری منفی داشته باشیم؟

جواب: بله

بعضی اوقات همان اول برنامه‌ریزی ممکن است شناوری منفی داشته باشیم. به عنوان مثال شرایطی را فرض کنید که بعد از انعقاد قرارداد و پس از گذشت یک ماه از آغاز پروژه، شما کار برنامه‌ریزی پروژه را شروع کرده‌اید و در این مدت بسته کاری تجهیزکارگاه که در مسیر بحرانی هم بوده، باید انجام می‌شده که انجام نشده و در پایان پروژه هم به دلیل حساسیت در تاریخ پایان پروژه، قید must finish on داریم. در این حالت شناوری مسیر بحرانی در همان مرحله اول برنامه‌ریزی منفی خواهد بود.

بدیهی است که اگر در پایان پروژه قید پایان محکم داشته باشیم و در طول پروژه فعالیت‌های مسیر بحرانی از برنامه جلو باشند، شناوری مسیر بحرانی مثبت خواهد شد. (یعنی بزرگ‌تر از صفر)

آیا شناوری منفی مهم است؟

شناوری منفی خیلی مهم است. بعضی اوقات به همکاران ما در اواسط یا اواخر پروژه فشار میاورن که برنامه جبرانی تهیه کنند، آن هم در پروژه‌ای که قید پایان دارد. در این جا برخی از همکاران کار اشتباهی انجام می‌دهند و آن صفر کردن همه شناوری‌های منفی در هنگام تهیه برنامه جبرانی است. این کار بسیار اشتباه است. در این حالت دیگر نمی‌شود تشخیص داد که کدام فعالیت‌ها شناوری منفی داشتند. بنابراین فعالیت‌های با شناوری منفی که در اولویت جبران بودند، دیگر قابل تشخیص از فعالیت‌های با شناوری صفر نیستند.

معمولن در چه پروژه‌هایی شناوری منفی ایجاد می‌شود؟

برای پروژه‌هایی که تاریخ پایان برایشان خیلی مهم است، معمولن بلافاصله بعد از ایجاد تأخیر در یک یا چند فعالیت مسیر بحرانی، شناوری منفی را مشاهده می‌کنید. مثلن پروژه‌هایی که باید در دهه فجر یا هفته دولت به اتمام و مرحله افتتاح توسط مقامات رسمی برسند. یا پروژه‌های ساخت استادیوم‌های میزبان جام جهانی فوتبال.

در چنین پروژه‌هایی ذینفعان اصلی پروژه به هیچ عنوان حاضر نیستند تاریخ پایان پروژه جابه‌جا شود و هیچ گونه تأخیر را نمی‌توانند بپذیرند و به همین دلیل برنامه‌ریز بر روی مایل استون پایان پروژه یک قید محکم می‌گذارد و در این حالت اگر در طول اجرای پروژه، فعالیت‌های مسیر بحرانی دچار تأخیر شوند، به دلیل آن قید، شناوری منفی ایجاد می‌‎شود و نکته مهم این است که برای جبران عقب ماندگی، بر روی فعالیت‌های با شناوری منفی باید بیشتر تمرکز کنید.

به عبارتی در این پروژه‌ها اولویت‌های اصلی استراتژی جبران از عقب ماندگی و جبران تأخیر پروژه به ترتیب و به این صورت تعریف می‌شود:
۱- فعالیت‌های با شناوری منفی
۲- فعالیت‌های با شناوری صفر
۳- فعالیت‌های با شناوری مثبت ولی مقدار کم
۴- و در نهایت سایر فعالیت‌های پروژه

بنابراین باز هم تأکید می‌کنم که صفر کردن شناوری منفی در هنگام تهیه برنامه جبرانی کار اشتباهی است مگر اینکه بیس‌لاین پروژه تغییر نماید یا تاریخ پایان پروژه تغییر کند.

آیا وجود شناوری منفی در برنامه زمان‌بندی نشان دهنده یک مشکل در برنامه‌ریزی است؟

جواب این سوال لزومن و همیشه بلی نیست. این صحیح است که قید گذاشتن در برنامه زمان‌بندی( به خصوص در دل برنامه زمان بندی) کار چندان اصولی نیست و باعث کاهش پویایی برنامه می‌شود، اما بعضی اوقات چاره‌ای نیست. به خصوص در برخی از پروژه‌ها که واجب است قید پایان در برنامه باشد، مثلن فرض کنید در پروژ ساخت یک استادیوم‌ برای میزبانی جام جهانی فوتبال حضور دارید. در برنامه زمان‌بندی آن پروژه حتمن قید پایان وجود دارد چون امکان ندارد که به خاطر عدم تکمیل پروژه استادیوم، خود جام جهانی با تأخیر برگزار شود.

اما اینکه در مباحث کنترل پروژه از شناوری منفی به عنوان یک مشکل یاد می‌کنند به این معنی نیست که کلن نباید در پروژه قید پایان و شناوری منفی داشته باشیم. بلکه به این دلیل به شناوری منفی یک مشکل می‌گویند که شناوری منفی به معنی تأخیر در پروژه هست و تأخیر یک مشکل است که باید برایش چاره‌اندیشی کرد.

 

خواهش می‌کنم بدون ذکر منبع (نام نویسنده، آدرس سایت و آدرس کانال تلگرام) کپی نکنید!

مدیریت پروژه

آیا پروژه‌ها در ایران زود آغاز می‌شوند؟

مثال معروفی است در بین اهالی پروژه‌های ایران که به قدری از منابع و افراد مختلف این مثال را شنیده‌ام که منبع اصلی آن برایم مشخص نیست. بیایید در ابتدای بحث این مثال را بررسی کنیم:

می‌گویند در منطقه‌ای دو پیمانکار حضور داشتند. یک پیمانکار ایرانی و یک پیمانکار ایتالیایی. هر دو با هم و در همسایگی هم کار پروژه‌های خود را شروع کردند، پیمانکار ایرانی مطابق روال همه پیمانکاران ایرانی، با ماشین‌آلات، بیل مکانیکی، گریدر، لودر و کمپرسی مشغول به خاک‌برداری شد اما پیمانکار ایتالیایی که پروژه‌شان در همسایگی کارگاه پیمانکار ایرانی بود، هر روز به کانکس‌هایشان می‌رفتند و تا پایان روز در کانکس‌ها می‌ماندند و هیچ کار اجرایی در محل پروژه انجام نمی‌دادند.

پرسنل پیمانکار ایرانی هر روز به این کار ایتالیایی‌ها می‌خندیدند و می‌گفتند: “اینا که کار نمی‌کنند، هر روز به داخل کانکس میرن و تا آخر وقت اونجا می‌شینن و نه خبری از بیل مکانیکی هست و نه لودر و کامیون و امثالهم و اینها اهل کار نیستند و عمرن بتونن این جوری پروژه رو تموم کنن.”

چهار ماه بعد پیمانکار ایرانی بعد از اتمام خاکبرداری‌های اولیه و تسطیح سایت متوجه شدند که هنوز نقشه‌های فونداسیون تجهیزات به صورت کامل در اختیارشان نیست و آن فونداسیون‌هایی هم که نقشه‌اش در اختیارشان بود و اجرا کرده بودند، هنوز آن تجهیزی که باید آنجا نصب می‌شد خریداری نشده بود و به سایت پروژه نرسیده بود. لاجرم کار اجرایی پروژه را تعطیل کردند. همان زمان که پیمانکار ایرانی کار را تعطیل کردند، پرسنل پیمانکار ایتالیایی بعد از چهارماه از کانکس بیرون آمدن و با نقشه‌های کامل، برنامه زمان‌بندی مشخص، منابع کافی و متناسب به سرعت کار را آغاز و پروژه را به اتمام رساندند و رفتند و پیمانکار ایرانی با این که چهار ماه زودتر کار را شروع کرده بود، تا ماه‌ها بعد نتوانست پروژه را به اتمام برساند.

واقعیت امر هم همین است. ما در ایران بخش اجرایی پروژه‌ها را خیلی زودتر از موعد مناسب شروع می‌‎کنیم. حتمن دیده‌اید که در سفرهای استانی مسئولین معمولن کلنگ چند پروژه به زمین می‌خورد و بخش عمده‌ای از این پروژه‌های کلنگ خورده هرگز آغاز نمی‌شوند. برخی دیگر نیز بعد از کلنگ‌زنی آغاز می‌شوند و تسطیح و فنس‌کشی هم انجام می‌شود و در همین مرحله متوقف می‌شوند. در برخی دیگر نیز چند سازه نصفه و نیمه اجرا می‌شود و کار متوقف می‌شود. حتمن در اطرافتان پرژه‌های این چنینی را دیده‌اید.

اما به عقیده بنده اگر پروژه‌ای را دیدید که زودتر از موجود بودن پنج آیتم زیر شروع شده است، یقین بدانید یک جای کار می‌لنگد و آن پروژه به زودی یا متوقف خواهد شد یا در ادامه کار دچار تأخیرات فراوانی خواهد شد.

۱- قرارداد، اسکوپ مشخص و واضح و منشور پروژه
۲- تعیین و تکلیف دقیق برنامه تأمین مالی پروژه
۳- برنامه زمان‌بندی
۴- نقشه، طرح و مدارک مهندسی برای فازهای ابتدایی پروژه
۵- متریال و تجهیزات، ابزار و منابع کافی حداقل برای شروع کار

بنابراین اصطلاحاتی مانند “حالا کلنگ پروژه رو بزنیم، بعد بودجه‌ش هم میاد” یا “بریم شلوارمون رو تو پروژه خاکی کنیم، بعد نقشه‌ها و متریال و تجهیزات هم می‌رسه” صرفن نشان‌دهنده ضعف مفرط دانش مدیریت پروژه تصمیم گیرندگان اصلی پروژه است و این باور که پروژه هر چه سریع‌تر استارت بخورد، زودتر به سرانجام می‌رسد، باوری کاملن غلط و از اساس اشتباه است. به عبارتی به جای اینکه از اول شروع به ضربه زدن با تبر به درخت کنید، مدت زمانی را صرف تیز کردن تبر کنید و بعد در زمان کوتاه‌تری درخت را با تبر قطع کنید.

خواهش می‌کنم بدون ذکر منبع (نام نویسنده، آدرس سایت و آدرس کانال تلگرام) کپی نکنید!

 

در همین ارتباط بخوانید:

مدیریت پروژه

ویژگی‌های یک مدیر پروژه سنتی

در مطلب قبلی با عنوان “ده نکته طلایی برای مدیران پروژه‌ها“، ده مورد مهم برای مدیران پروژه‌ها ذکر کردم. اما همه مدیران پروژه‌ها به یک شکل عمل نمی‌کنند. به نظر من مدیران پروژه در ایران دو دسته هستند:

۱- مدیران پروژه سنتی
۲- مدیران پروژه مدرن

اصطلاح “مدیر پروژه سنتی” لزومن به معنی سالخورده و کهنسال بودن نیست. ممکن است یک فرد در عین جوانی و شادابی، در مدیریت پروژه تفکرات کاملن سنتی داشته باشد. به صورت تیتروار برخی از خصوصیات مدیران پروژه سنتی را ذکر می‌کنم:

۱- مدیران پروژه سنتی معتقدند برنامه‌ریزی و کنترل پروژه امری زائد، بی‌فایده، لوکس، تشریفاتی، غیرکاربردی و کلن بی فایده است و معمولن هم توجهی به برنامه‌ریزی و کنترل پروژه ندارند و اگر هم در جایی از این دانش یا متخصصین این دانش استفاده کنند، از روی اجبار است و نه اختیار و علاقه.

۲- متن قرارداد پروژه خود را تا به حال نخوانده‌اند، حتی یک بار هم به WBS پروژه خود نگاه نکرده‌اند و فقط اسم برنامه زمان‌بندی پروژه‌شان را شنیده‌اند و تنها می‌دانند چنین برنامه‌ای وجود خارجی دارد و از محتویات آن بی‌خبرند. معتقدند این کارها برای افراد بیکار است و آن‌ها به عنوان مدیر پروژه کارهای مهم‌تری دارند و فرصت نگاه کردن به برنامه زمان‌بندی که تنها یک نقاشی زیباست را ندارند.

۳- معتقدند در مدیرت پروژه مهم‌ترین موضوع مسائل اجرایی است و هیچ وقت نباید معطل برنامه‌ریزی شد و اغلب بدون برنامه‌ریزی کارها را در پروژه آغاز می‌کنند. ایمان دارند که به اصطلاح تا شلوارتان در پروژه خاکی و گلی نشده است، نمی‌توانید مشکلات و موانع پروژه را شناسایی کنید، پس لازم است که اول کارها رو شروع کنید و بعد در طول کار و اجرای پروژه به مشکلات بپردازید.

۴- فکر می‌کنند برای موفقیت پروژه‌شان، بقیه باید شکست بخورند، به عنوان مثال اگر کارفرما هستند، موفقیت پروژه خود را در شکست خوردن و ایجاد ضرر و زیان برای پیمانکار می‌دانند و اگر پیمانکار هستند بالعکس.

۵- به نیروی انسانی اهمیتی نمی‌دهند. معتقدند که ماشین‌آلات، تجهیزات، جرثقیل، بیل مکانیکی، لودر، کمپرسی و بچینگ برای پروژه‌شان ارزش افزوده، درآمد و پول ایجاد می‌کنند و نیروی انسانی مهم نیست و اهمیت ندارد که چه افرادی در پروژه کار می‌کنند، در هر صورت ماشین‌آلات کار خودشان را می‌کنند و پروژه را به پیش خواهند برد.

۶- گمان می‌کنند که دانش مدیریت پروژه و حوزه‌های آن مانند مدیریت محدوده، زمان، هزینه، ذینفعان، ریسک، ارتباطات، کیفیت، منابع، تدارکات و یکپارچگی و امثالهم و استانداردها و راهنماهایی مانند PMBOK و PRINCE2 و کتاب‌ها و مقاله‌های مدیریت پروژه توسط افراد بیکار نوشته شده و کار اجرایی پروژه احتیاجی به این مزخرفات ندارد و مدیر پروژه باید مرد عمل باشد و نه فردی که این دانش‌ها را مطالعه می‌کند.

۷- به شدت معتقدند مدیر پروژه باید فردی تکنیکال و فنی باشد و حتی مهم نیست از دانش مدیریت پروژه چیزی نداند، مهم این است که متخصص آن صنعتی باشد که آن پروژه در حیطه آن صنعت است. به عنوان مثال برای یک پروژه ساختمانی حتمن باید مدیر پروژه یک مهندس عمران باشد که انواع طرح اختلاط بتن را به خوبی بشناسد و یا در یک پروژه پتروشیمی، مدیر پروژه باید متخصص مهندسی شیمی یا فرآیند باشد و در یک پروژه نرم‌افزاری مدیر پروژه باید با چند زبان برنامه‌‌نویسی آشنا باشد و ترجیحن خودش برنامه‌نویس کامپیوتر باشد و با اصطلاحات فنی آن صنعت کاملن آشنا باشد که یک وقت خدای نکرده در زمینه اصطلاحات فنی و تخصصی در مقابل بقیه کم نیاورد! دانش مدیریت پروژه در اولویت‌های آخر است و اگر بلد نبود هم مهم نیست.

۸- پروژه را به صورت هیأتی مدیریت می‌کنند. بعدن در پستی جداگانه و به صورت مفصل در مورد “سبک مدیریت پروژه هیأتی” خواهم نوشت.

۹- به تفویض اختیار اعتقادی ندارند و در ریزترین و جزئی‌‌ترین مسائل پروژه باید حتمن شخص خودشان به عنوان مدیر پروژه دخالت کنند و بر همه امور پروژه از کوچک و بزرگ باید نظارت کنند و تصمیم‌گیری‌ها و حرف اول و آخر در همه امور پروژه با خودشان است. کارتابل و اینباکس ایمیل بسیار شلوغی دارند و هر روز ساعت‌ها در جلسات مختلف می‌نشینند و البته جلسات تنها برای این است که فقط خودشان سخن بگویند.

۱۰- معتقدند در پروژه دموکراسی نیست و مدیر پروه باید یک دیکتاتور مطلق باشد و نظر سایر افراد و تیم پروژه ذره‌ای اهمیت ندارد و تنها نظر آن‌هاست که درست و صحیح است و باید اجرا شود.

۱۱- به فاز اختتام پروژه اعتقادی ندارند، معتقدند اصل کار همان نود درصد پیشرفت پروژه بود که خودشان انجام داده‌اند و فعالیت‌های فاز اختتام پروژه مهم نیست و قبل از فاز اختتام پروژه، موفقیت خودشان و پروژه‌شان را جشن می‌گیرند!

خوشحال می‌شوم شما هم اگر موارد دیگری به ذهنتان میرسد، عنوان کنید.

خواهش می‌کنم بدون ذکر منبع (نام نویسنده، آدرس سایت و آدرس کانال تلگرام) کپی نکنید!

 

سایر مطالب مرتبط:

ده نکته طلایی برای مدیران پروژه‌ها

آیا پروژه‌های سازمانتان، شما را به یاد داستان “پنج مرد نابینا و یک فیل” نمی‌اندازد؟

مدیریت قند و چایی در پروژه‌ها

مهم‌ترین تفاوت‌های برنامه‌های زمان‌بندی در ایران با سایر کشورها

 

مدیریت پروژه

ده نکته طلایی برای مدیران پروژه‌ها

نکاتی که در ادامه خدمتتون عرض می‌کنم لزومن بر اساس استانداردها و معیارهای مدون نیست (هر چند سعی شده چارچوبش از استانداردها پیروی کنه) ولی بیش‌تر بر اساس تجربیات شخصی خودم طی چند سال کار در پروژه‌ها این نکته‌ها به ذهنم رسید:

۱- بهترین نیروهای انسانی رو در پروژه استخدام کنید

اینو گذاشتم نکته اول برای اینکه به نظرم رمز شکست یا پیروزی هر پروژه‌ای، در نیروهای انسانی اون پروژه نهفته هست. حتی به نظرم فرق نمی‌کنه که شما مدیر یک پروژه نفت و گاز و پالایشگاه باشید یا سد و نیروگاه و جاده و تونل و حتی یک پروژه نرم‌افزاری و IT، شما هر چقدر دارایی‌های خوبی داشته باشید، ماشین‌آلات و تجهیزات مناسب و کافی در اختیارتون باشه، مواد و مصالح به اندازه کافی داشته باشید و از همه مهم‌تر پول و بودجه کافی و مناسب برای پروژه‌تون موجود باشه، اما اگر نیروی انسانی خوبی در پروژه نداشته باشید، شک نکنید به مشکل خواهید خورد. سعی کنید بهترین گزینه‌های ممکن رو حداقل برای پست‌های کلیدی انتخاب کنید. پست‌های کلیدی مثل سرپرستان واحدهای فنی مهندسی، بازرگانی و تدارکات، مالی و اداری، برنامه‌ریزی و کنترل پروژه، کنترل کیفیت، HSE، اجرایی برق و مکانیک و سیویل و پایپینگ، و … . معمولن اگر سرپرستان خوبی انتخاب کنید، این سرپرستان خوب به سراغ نیروهای خوب خواهند رفت.

۲- از شناسایی و مدیریت ذینفعان غافل نشید

همون اول پروژه که دارید در نوشتن منشور پروژه کمک می‌کنید یا منشور پروژه به شما ابلاغ شده و هنوز کار پروژه شروع نشده، سراغ مدیریت ذینفعان پروژه برید. به خصوص ذینفعان کلیدی پروژه‌تون رو شناسایی کنید و یک برنامه جامع و کامل و همه جانبه برای مدیریتشون بنویسید و حواستون به بقیه ذینفعان هم باشه. یک ذینفع کلیدی در کارفرما، مشاور یا حتی درون سازمان خودتون که به درستی شناسایی نشده و انتظاراتش برآورده نشده، ممکنه آسیب جدی به پروژه شما بزنه. فراموش نکنید که در مدیریت ذینفعان باید انتظاراتشون رو مدیریت کنید و انتظارات اون خواسته‌هایی هستند که شاید هرگز از جانب ذینفعان گفته نشن، اما در نهایت خواسته میشن.

۳- هر روز و هر لحظه به فکر STC پروژه باشید

فکر کنم دیگه همه مدیران پروه‌ها میدونن که پروژه‌ای موفق نامیده میشه که در چارچوب محدوده (Scope)، زمان (Time) و هزینه (Cost) انجام بشه. به عبارتی کتاب مقدس شما، ذکر هر روز و هرشب و هر لحظه شما، استراتژی و فکر و برنامه و عملکرد شما و تمام تصمیم‌گیری‌های شما به عنوان یک مدیر پروژه باید در راستای STC پروژه باشه. خاطرتون باشه که عدول از STC یک شبه اتفاق نمی‌افته، بلکه شما ذره ذره و قطره قطره از STC پروژه تجاوز می‌کنید و در آخر پروژه می‌بینید که چه فاصله دوری از STC دارید. پس نذارید این قطره قطره‌ها جمع بشه.

۴- بدون برنامه‌ریزی هیچ کاری رو در پروژه شروع نکنید

مهم‌ترین ویژگی شما به عنوان یک مدیر پروژه، Proactive بودن شماست، افراد Proactive هیچ کاری رو قبل از برنامه‌ریزی شروع نمی‌کنند. برنامه‌ریزی نکردن برای شروع هر کاری، یعنی به صورت برنامه‌ریزی شده به سمت شکست حرکت کردن، حتی برای کوچک‌ترین و کم‌اهمیت‌ترین فعالیت‌های پروژه، قبل از شروع برنامه‌ریزی کنید. در نظر داشته باشید که برنامه‌ریزی رو با مشارکت حداکثری اعضای تیم پروژه انجام بدین. هرچه مشارکت افراد در برنامه‌ریزی بیش‌تر باشه، مشارکت و تعهد اونها در اجرای برنامه نیز بیشتر خواهد بود.

۵- مدیریت ریسک شما رو نجات خواهد داد

همیشه علاج واقعه رو قبل از وقوع بکنید. یا اگر نمی‌تونید علاجی قبل از وقوع پیدا کنید، برای زمان وقوع اتفاق‌های بد(و یا حتی خوب) خودتون رو آماده کنید. سعی کنید قبل از شروع پروژه با مشارکت همه تیم پروژه‌تون، فرآیندهای برنامه‌ریزی و مدیریت ریسک رو انجام بدین. مدیریت ریسک باید به یک فرهنگ در تمام تیم پروژه‌تون تبدیل بشه. تفاوت یک مدیر پروژه سنتی و معمولی، با یک مدیر پروژه مدرن و موفق، در مدیریت ریسک‌های پروژه است. یادتون باشه وقتی مدیریت ریسک انجام میدین، شب‌ها با خیال آسوده‌تری می‌تونید بخوابید. جدی!

۶- حواستون به اتلاف منابع باشه

اتلاف منابع یکی از مصیبت‌های عظیم پروژه‌های ایرانه، به خصوص تو بخش‌های دولتی و شبه دولتی. حتی اگر برای سازمانتون یا کارفرماتون مهم نیست که منابع پروژه اتلاف بشه، شما به عنوان یک مدیر پروژه از نظر اخلاق حرفه‌ای وظیفه دارید از اتلاف منابع پروژه جلوگیری کنید، منابع اعم از ماشین‌آلات و دستگاه‌ها، نیروهای انسانی، مواد و مصالح و ابزارآلات و… همه سرمایه‌های کشور هستند، اجازه ندین سرمایه‌های کشورتون هرز برن و سعی کنید با مدیریت صحیح و تمرکز بالا در مدیریت منابع، بالاترین راندمان کاری منابع پروژ‌ه‌تون رو به دست بیارید و به محض اینکه کار منابع در پروژه به اتمام رسید، اونا رو مرخص کنید تا به پروژه‌های دیگه برن.

۷- ارتباطات رو جدی بگیرید و یک مذاکره کننده حرفه‌ای باشید

استانداردها میگن بیشترین کاری که هر مدیر پروژه براش وقت صرف میکنه، ارتباطاته. عقل سلیم حکم میکنه وقتی یک کاری رو بیشتر از بقیه کارها انجام میدین، بیشتر براش مطالعه و تمرین کنید. به خصوص در ایران شما به عنوان یک مدیر پروژه بیش از هر چیز دیگه‌ای به روابط عمومی مناسب و هوش هیجانی بالا احتیاج دارید و باید به معنای واقعی یک مذاکره‌کننده حرفه‌ای باشد. راستی من یک منبع خوب و رایگان و کاربردی برای آموزش مذاکره حرفه‌ای سراغ دارم. مجموعه دروس آنلاین کلاس‌های استاد محمدرضا شعبانعلی در دانشگاه شریف رو می‌تونید از لینک زیر به صورت رایگان تماشا یا دانلود کنید. به شما قول میدم که پشیمون نشید. (اگر احیاناً در تلگرام این مطلب رو می‌خونید، برای دیدن لینک‌ها باید به لینک اصلی این نوشته مراجعه کنید)

دوره آموزشی رایگان فنون مذاکره-محمدرضا شعبانعلی

۸- تفویض اختیار کنید و کارتابلتون رو خلوت کنید

اگر هر روز صدها نامه در کارتابل و اینباکس ایملیتون دارید و هر روز ساعت‌ها در جلسات مختلف هستید و تقریبن وقتی برای سر خاروندن هم ندارید، دقیقن به این معنی نیست که در مسیر درستی قرار دارید. با واگذار کردن خیلی از تصمیم‌گیری‌ها، نامه‌ها، امضاها و حضور در جلسات به اعضای زیر دست‌تون در پروژه، کارتابل و اینباکس خودتون رو خلوت کنید و زمان کم‌تری رو در جلسات تلف کنید، شما به عنوان یک مدیر پروژه کارهای مهم‌تری دارید.

۹- برنده-برنده فکر کنید

همیشه یادتون باشه برای این که به عنوان یک مدیر پروژه موفق بشید، لازم نیست کسی شکست بخوره. فرض کنید تمام تیم پروژه شما، کارفرما، مشاور، ناظر، ذینفعان، پیمانکاران و تأمین‌کنندگان و فروشندگان در یک کشتی نشستید، برای این که این کشتی به ساحل مقصود برسه لازم نیست کسی شکست بخوره و با از عرشه کشتی به دریا پرت بشه، اگر با نگاه برد-برد به قضیه نگاه کنید، هر کس می‌تونه سود و منفعت خودش رو از پروژه برداره و همه شاد و خوشحال به مقصد و موفقیت برسند. باور کنید شدنیه.

۱۰- فاز اختتام پروژه رو جدی بگیرید

کار رو که کرد؟ آن که تمام کرد. اینکه ۹۰ درصد پروژه‌تون رو با موفقیت و طبق برنامه به اتمام رسوندید، به معنی تمام شدن کار نیست، تازه کار اصلی‌تون در پروژه شروع شده، فاز اختتام پروژه جاییه که خیلی از مدیران پروژه جدی نمی‌گیرنش اما دقیقن در همین مرحله شکست می‌خورن. جدی نگرفتن فاز اختتام پروژه، بارها باعث شده پروژه‌های خیلی خوب و موفق با درصد پبیشرفت نود درصد، در انتها و به دلیل یک پایان و اختتام نامناسب، به عنوان یک پروژه شکست خورده معرفی بشن.

خواهش می‌کنم بدون ذکر منبع (نام نویسنده، آدرس سایت و آدرس کانال تلگرام) کپی نکنید!

امیدوارم این مطلب براتون مفید بوده باشه. راستی این آخرین مطلب این سایت در سال ۱۳۹۶ بود. ضمن تبریک سال نو و نوروز باستانی، براتون آرزوی موفقیت و شادمانی در سال جدید رو دارم.

برنامه ریزی و کنترل پروژه , عمومی

آیا در تعطیلات عید نوروز، پروژه‌ها باید فعال باشند یا خیر؟

تجربه چندین سال کار در کارگاه‌ها و پروژه‌ها به من ثابت کرده است که تقریبن اکثریت مدیران ارشد شرکت‌ها، مدیران پروژه‌ها، کارفرماها و مشاوران از پیمانکاران می‌خواهند که در تعطیلات عید نوروز پروژه را تعطیل نکنند و به ادامه کار بپردازند. آن‌ها دلایل خود را دارند. اغلب می‌گویند که پروژه از نظر زمانی در مضیقه است و تأخیر دارد و تعطیلی عید نوروز، آن هم به مدت دو هفته به روند اجرایی پروژه صدمه می‌زند و سبب ایجاد تأخیر بیش‌تر در پروژه می‌گردد.

البته تا حدی هم حق دارند. مثال معروفی در مدیریت پروژه است که می‌گوید بیشترین میزان مصرف سوخت هواپیما در زمان تیک‌آف آن از روی زمین است. پروژه‌ها نیز اگر برای مدتی (ولو یک یا دو هفته) تعطیل شوند، استارت دوباره کار و بازگشتن به روند اجرایی سابق، انرژی زیادی می‌طلبد و کار سختی ا‌ست.

اما بنا به دلایل زیر عمومن پروژه‌ها در ایران و در تعطیلات عید نوروز که حدود دو هفته است، دچار وقفه و تعطیلی می‌شوند:

۱- کار نکردن نیروهای مستقیم پروژه در تعطیلات

تفاوت نیروهای مستقیم و غیر مستقیم را که می‌دانید؟ نیروهایی مانند کارگران ساده و فنی، آرماتوربند و قالب‌بند و بتن‌ریز، مونتاژکار، جوشکار، فیتر، رانندگان ماشین‌آلات سنگین و امثالهم در فرهنگ ایرانی تمام سال را کار می‌کنند تنها به امید تعطیلات عید نوروز. چه دوست داشته باشید چه نداشته باشید این فرهنگ ماست و در بخش نیروهای مستقیم و غیرکارشناسی تمایل به حضور در کنار خانواده در ایام عید نوروز بسیار پررنگ‌تر است. بارها دیده شده در پروژه‌ای نیروهای غیرمستقیم مانند مدیر پروژه، سرپرست کارگاه، دفتر فنی، کنترل پروژه و امثالهم در ایام عید در محل کارگاه پروژه حاضر بوده‌اند، اما به دلیل حضور نداشتن نیروهای مستقیم، عملن کار خاصی انجام نشده و پیشرفتی در پروژه حاصل نشده است و آن نیروهای غیر مستقیم علاوه بر این که از تعطیلات عید محروم شده‌اند، در محل پروژه هم بیکار بوده‌اند.

۲- عدم مجوز بتن‌ریزی در برخی از شهرها و جلوگیری از تردد ماشین آلات سنگین در برخی از مناطق و راه ها

در بسیاری از از شهرها و جاده‌ها در بازه‌های زمانی تعطیلات نوروز محدودیت‌هایی در زمینه حرکت ماشین‌آلات سنگین، جابه‌جایی مصالح، حمل بتن، حمل‌ بارهای ترافیکی و حتی بتن‌ریزی و تست‌های رادیوگرافی و … وجود دارد که سبب توقف برخی از امور اجرایی پروژه می‌شود.

۳- تعطیلی و نیمه تعطیلی بسیاری از ادارات، فروشندگان و تأمین کنندگان منابع و ماشین آلات

در ایام تعطیلات عید نوروز، بخش قابل توجهی از تأمین‌کنندگان، مصالح فروشان، ادارات صادر کننده مجوز و حتی برخی از بانک‌ها تعطیل هستند و بخش قابل‌توجهی از فعالیت‌های پروژه وابسته به این مواردی هستند که ذکر شده‌اند.

بنابراین به عقیده بنده بهتر است که روزهای تعطیلات عید نوروز در تقویم برنامه‌های زمان‌بندی پروژه‌ها تعطیل شود و همه با خیال راحت و بدون دغدغه به تعطیلات بروند. تجربه نشان داده حتی آن پروژه‌هایی که در ایام عید تعطیل نیستند و بر مشکلات اشاره شده در بالا غلبه می‌کنند، با راندمان بسیار پایینی کار می‌کنند و اغلب هزینه‌های سربار کار کردن در این دو هفته، بیش‌تر از درآمدهای کسب شده ناشی از کار انجام شده است.

پی‌نوشت: در نظر داشته باشید که اگر در پروژه‌ای کارفرما نامه‌ای در خصوص تعطیلات عید صادر نکرد یا با تعطیل شدن کارگاه در ایام عید مواقت نکرد، شما به عنوان پیمانکار نمی‌توانید پروژه را تعطیل کنید و اگر این کار را کردید، در انتظار نامه‌های اخطار قراردادی و تأخیرات غیرمجاز و جرائم باشید.

 

خواهش می‌کنم بدون ذکر منبع (نام نویسنده، آدرس سایت و آدرس کانال تلگرام) کپی نکنید!