مدیریت پروژه

ویژگی‌های یک مدیر پروژه سنتی

در مطلب قبلی با عنوان “ده نکته طلایی برای مدیران پروژه‌ها“، ده مورد مهم برای مدیران پروژه‌ها ذکر کردم. اما همه مدیران پروژه‌ها به یک شکل عمل نمی‌کنند. به نظر من مدیران پروژه در ایران دو دسته هستند:

۱- مدیران پروژه سنتی
۲- مدیران پروژه مدرن

اصطلاح “مدیر پروژه سنتی” لزومن به معنی سالخورده و کهنسال بودن نیست. ممکن است یک فرد در عین جوانی و شادابی، در مدیریت پروژه تفکرات کاملن سنتی داشته باشد. به صورت تیتروار برخی از خصوصیات مدیران پروژه سنتی را ذکر می‌کنم:

۱- مدیران پروژه سنتی معتقدند برنامه‌ریزی و کنترل پروژه امری زائد، بی‌فایده، لوکس، تشریفاتی، غیرکاربردی و کلن بی فایده است و معمولن هم توجهی به برنامه‌ریزی و کنترل پروژه ندارند و اگر هم در جایی از این دانش یا متخصصین این دانش استفاده کنند، از روی اجبار است و نه اختیار و علاقه.

۲- متن قرارداد پروژه خود را تا به حال نخوانده‌اند، حتی یک بار هم به WBS پروژه خود نگاه نکرده‌اند و فقط اسم برنامه زمان‌بندی پروژه‌شان را شنیده‌اند و تنها می‌دانند چنین برنامه‌ای وجود خارجی دارد و از محتویات آن بی‌خبرند. معتقدند این کارها برای افراد بیکار است و آن‌ها به عنوان مدیر پروژه کارهای مهم‌تری دارند و فرصت نگاه کردن به برنامه زمان‌بندی که تنها یک نقاشی زیباست را ندارند.

۳- معتقدند در مدیرت پروژه مهم‌ترین موضوع مسائل اجرایی است و هیچ وقت نباید معطل برنامه‌ریزی شد و اغلب بدون برنامه‌ریزی کارها را در پروژه آغاز می‌کنند. ایمان دارند که به اصطلاح تا شلوارتان در پروژه خاکی و گلی نشده است، نمی‌توانید مشکلات و موانع پروژه را شناسایی کنید، پس لازم است که اول کارها رو شروع کنید و بعد در طول کار و اجرای پروژه به مشکلات بپردازید.

۴- فکر می‌کنند برای موفقیت پروژه‌شان، بقیه باید شکست بخورند، به عنوان مثال اگر کارفرما هستند، موفقیت پروژه خود را در شکست خوردن و ایجاد ضرر و زیان برای پیمانکار می‌دانند و اگر پیمانکار هستند بالعکس.

۵- به نیروی انسانی اهمیتی نمی‌دهند. معتقدند که ماشین‌آلات، تجهیزات، جرثقیل، بیل مکانیکی، لودر، کمپرسی و بچینگ برای پروژه‌شان ارزش افزوده، درآمد و پول ایجاد می‌کنند و نیروی انسانی مهم نیست و اهمیت ندارد که چه افرادی در پروژه کار می‌کنند، در هر صورت ماشین‌آلات کار خودشان را می‌کنند و پروژه را به پیش خواهند برد.

۶- گمان می‌کنند که دانش مدیریت پروژه و حوزه‌های آن مانند مدیریت محدوده، زمان، هزینه، ذینفعان، ریسک، ارتباطات، کیفیت، منابع، تدارکات و یکپارچگی و امثالهم و استانداردها و راهنماهایی مانند PMBOK و PRINCE2 و کتاب‌ها و مقاله‌های مدیریت پروژه توسط افراد بیکار نوشته شده و کار اجرایی پروژه احتیاجی به این مزخرفات ندارد و مدیر پروژه باید مرد عمل باشد و نه فردی که این دانش‌ها را مطالعه می‌کند.

۷- به شدت معتقدند مدیر پروژه باید فردی تکنیکال و فنی باشد و حتی مهم نیست از دانش مدیریت پروژه چیزی نداند، مهم این است که متخصص آن صنعتی باشد که آن پروژه در حیطه آن صنعت است. به عنوان مثال برای یک پروژه ساختمانی حتمن باید مدیر پروژه یک مهندس عمران باشد که انواع طرح اختلاط بتن را به خوبی بشناسد و یا در یک پروژه پتروشیمی، مدیر پروژه باید متخصص مهندسی شیمی یا فرآیند باشد و در یک پروژه نرم‌افزاری مدیر پروژه باید با چند زبان برنامه‌‌نویسی آشنا باشد و ترجیحن خودش برنامه‌نویس کامپیوتر باشد و با اصطلاحات فنی آن صنعت کاملن آشنا باشد که یک وقت خدای نکرده در زمینه اصطلاحات فنی و تخصصی در مقابل بقیه کم نیاورد! دانش مدیریت پروژه در اولویت‌های آخر است و اگر بلد نبود هم مهم نیست.

۸- پروژه را به صورت هیأتی مدیریت می‌کنند. بعدن در پستی جداگانه و به صورت مفصل در مورد “سبک مدیریت پروژه هیأتی” خواهم نوشت.

۹- به تفویض اختیار اعتقادی ندارند و در ریزترین و جزئی‌‌ترین مسائل پروژه باید حتمن شخص خودشان به عنوان مدیر پروژه دخالت کنند و بر همه امور پروژه از کوچک و بزرگ باید نظارت کنند و تصمیم‌گیری‌ها و حرف اول و آخر در همه امور پروژه با خودشان است. کارتابل و اینباکس ایمیل بسیار شلوغی دارند و هر روز ساعت‌ها در جلسات مختلف می‌نشینند و البته جلسات تنها برای این است که فقط خودشان سخن بگویند.

۱۰- معتقدند در پروژه دموکراسی نیست و مدیر پروه باید یک دیکتاتور مطلق باشد و نظر سایر افراد و تیم پروژه ذره‌ای اهمیت ندارد و تنها نظر آن‌هاست که درست و صحیح است و باید اجرا شود.

۱۱- به فاز اختتام پروژه اعتقادی ندارند، معتقدند اصل کار همان نود درصد پیشرفت پروژه بود که خودشان انجام داده‌اند و فعالیت‌های فاز اختتام پروژه مهم نیست و قبل از فاز اختتام پروژه، موفقیت خودشان و پروژه‌شان را جشن می‌گیرند!

خوشحال می‌شوم شما هم اگر موارد دیگری به ذهنتان میرسد، عنوان کنید.

خواهش می‌کنم بدون ذکر منبع (نام نویسنده، آدرس سایت و آدرس کانال تلگرام) کپی نکنید!

 

سایر مطالب مرتبط:

ده نکته طلایی برای مدیران پروژه‌ها

آیا پروژه‌های سازمانتان، شما را به یاد داستان “پنج مرد نابینا و یک فیل” نمی‌اندازد؟

مدیریت قند و چایی در پروژه‌ها

مهم‌ترین تفاوت‌های برنامه‌های زمان‌بندی در ایران با سایر کشورها

 

برنامه ریزی و کنترل پروژه , عمومی

آیا در تعطیلات عید نوروز، پروژه‌ها باید فعال باشند یا خیر؟

تجربه چندین سال کار در کارگاه‌ها و پروژه‌ها به من ثابت کرده است که تقریبن اکثریت مدیران ارشد شرکت‌ها، مدیران پروژه‌ها، کارفرماها و مشاوران از پیمانکاران می‌خواهند که در تعطیلات عید نوروز پروژه را تعطیل نکنند و به ادامه کار بپردازند. آن‌ها دلایل خود را دارند. اغلب می‌گویند که پروژه از نظر زمانی در مضیقه است و تأخیر دارد و تعطیلی عید نوروز، آن هم به مدت دو هفته به روند اجرایی پروژه صدمه می‌زند و سبب ایجاد تأخیر بیش‌تر در پروژه می‌گردد.

البته تا حدی هم حق دارند. مثال معروفی در مدیریت پروژه است که می‌گوید بیشترین میزان مصرف سوخت هواپیما در زمان تیک‌آف آن از روی زمین است. پروژه‌ها نیز اگر برای مدتی (ولو یک یا دو هفته) تعطیل شوند، استارت دوباره کار و بازگشتن به روند اجرایی سابق، انرژی زیادی می‌طلبد و کار سختی ا‌ست.

اما بنا به دلایل زیر عمومن پروژه‌ها در ایران و در تعطیلات عید نوروز که حدود دو هفته است، دچار وقفه و تعطیلی می‌شوند:

۱- کار نکردن نیروهای مستقیم پروژه در تعطیلات

تفاوت نیروهای مستقیم و غیر مستقیم را که می‌دانید؟ نیروهایی مانند کارگران ساده و فنی، آرماتوربند و قالب‌بند و بتن‌ریز، مونتاژکار، جوشکار، فیتر، رانندگان ماشین‌آلات سنگین و امثالهم در فرهنگ ایرانی تمام سال را کار می‌کنند تنها به امید تعطیلات عید نوروز. چه دوست داشته باشید چه نداشته باشید این فرهنگ ماست و در بخش نیروهای مستقیم و غیرکارشناسی تمایل به حضور در کنار خانواده در ایام عید نوروز بسیار پررنگ‌تر است. بارها دیده شده در پروژه‌ای نیروهای غیرمستقیم مانند مدیر پروژه، سرپرست کارگاه، دفتر فنی، کنترل پروژه و امثالهم در ایام عید در محل کارگاه پروژه حاضر بوده‌اند، اما به دلیل حضور نداشتن نیروهای مستقیم، عملن کار خاصی انجام نشده و پیشرفتی در پروژه حاصل نشده است و آن نیروهای غیر مستقیم علاوه بر این که از تعطیلات عید محروم شده‌اند، در محل پروژه هم بیکار بوده‌اند.

۲- عدم مجوز بتن‌ریزی در برخی از شهرها و جلوگیری از تردد ماشین آلات سنگین در برخی از مناطق و راه ها

در بسیاری از از شهرها و جاده‌ها در بازه‌های زمانی تعطیلات نوروز محدودیت‌هایی در زمینه حرکت ماشین‌آلات سنگین، جابه‌جایی مصالح، حمل بتن، حمل‌ بارهای ترافیکی و حتی بتن‌ریزی و تست‌های رادیوگرافی و … وجود دارد که سبب توقف برخی از امور اجرایی پروژه می‌شود.

۳- تعطیلی و نیمه تعطیلی بسیاری از ادارات، فروشندگان و تأمین کنندگان منابع و ماشین آلات

در ایام تعطیلات عید نوروز، بخش قابل توجهی از تأمین‌کنندگان، مصالح فروشان، ادارات صادر کننده مجوز و حتی برخی از بانک‌ها تعطیل هستند و بخش قابل‌توجهی از فعالیت‌های پروژه وابسته به این مواردی هستند که ذکر شده‌اند.

بنابراین به عقیده بنده بهتر است که روزهای تعطیلات عید نوروز در تقویم برنامه‌های زمان‌بندی پروژه‌ها تعطیل شود و همه با خیال راحت و بدون دغدغه به تعطیلات بروند. تجربه نشان داده حتی آن پروژه‌هایی که در ایام عید تعطیل نیستند و بر مشکلات اشاره شده در بالا غلبه می‌کنند، با راندمان بسیار پایینی کار می‌کنند و اغلب هزینه‌های سربار کار کردن در این دو هفته، بیش‌تر از درآمدهای کسب شده ناشی از کار انجام شده است.

پی‌نوشت: در نظر داشته باشید که اگر در پروژه‌ای کارفرما نامه‌ای در خصوص تعطیلات عید صادر نکرد یا با تعطیل شدن کارگاه در ایام عید مواقت نکرد، شما به عنوان پیمانکار نمی‌توانید پروژه را تعطیل کنید و اگر این کار را کردید، در انتظار نامه‌های اخطار قراردادی و تأخیرات غیرمجاز و جرائم باشید.

 

خواهش می‌کنم بدون ذکر منبع (نام نویسنده، آدرس سایت و آدرس کانال تلگرام) کپی نکنید!

برنامه ریزی و کنترل پروژه , مایکروسافت پراجکت

چهل سوالی که ممکن است در یک مصاحبه شغلی در خصوص نرم‌افزار مایکروسافت پراجکت msp از شما بپرسند.

معمولن در مصاحبه‌های شغلی موقعیت‌های کاری مربوط به برنامه‌ریزی و کنترل پروژه، یکی از متداول‌ترین سوالات که از فرد متقاضی کار پرسیده می‌شود، سوالات تخصصی و فنی در خصوص نرم‌افزارهای تخصصی این فیلد کاری است. بسته به این‌که نرم‌افزاری که در پروژه‌های آن شرکت مورد استفاده است چیست، معمولن سوالاتی تخصصی در مورد آن نرم‌افزار در مصاحبه‌های شغلی پرسیده می‌شود تا میزان مهارت متقاضی آن شغل سنجیده شود.

من سعی کردم لیستی از این سوالات احتمالی را در خصوص نرم افزار مایکروسافت پراجکت Microsoft project تهیه کنم. اما ذکر چند نکته قبل از خواندن این سوالات ضررویست:

۱- این سوالات لزومن شاید همه سوالات درست و صحیح و با کاربرد واقعی نباشند، اما تجربه ثابت کرده است که برخی از آن‌ها که شاید چندان منطقی هم نیستند ممکن است در جلسات مصاحبه استخدامی پرسیده ‌شوند.
۲- تمام سوالاتی که در مصاحبه شغلی در مورد نرم‌افزار مایکروسافت پراجکت پرسیده می‌شود، تنها محدود به موارد زیر نیست و شاید سوالات دیگری نیز باشد که از قلم افتاده‌اند.
۳- حتی اگر قصد حضور در یک مصاحبه شغلی را ندارید، خواندن این سوالات و جواب دادن به آن‌ها باعث می‌شود یک تخمین کلی از مهارت خودتان در نرم افزار MSP به دست بیاورید. (اگر فرض کنیم هر سوال نیم نمره دارد، بعد از خواندن هر چهل سوال حساب کنید از ۲۰ نمره به خودتان چه نمره‌ای می‌دهید.)

اما سوالات:
۱- آیا تا به حال یک ساختار شکست و یک برنامه زمان‌بندی را در MSP تهیه کرده‌اید؟ مراحل کار را از ابتدا تا انتها قدم به قدم توضیح دهید.
۲- نحوه انتقال یک WBS تهیه شده از اکسل به مایکروسافت پراجکت چگونه است؟
۳- در خصوص انواع تقویم Calendar و انواع قیدها Constraint در MSPتوضیح دهید.
۴- در خصوص Task Type و Effort Driven در نرم افزار MSP توضیح دهید.
۵- چگونه می توان در نرم افزار مایکروسافت پراجکت، یک تقویم اختصاصی ساخت؟ به عنوان مثال یک تقویم بسازید که هفت روز هفته، کاری و روزی ده ساعت کار است.
۶- نحوه تعریف و تخصیص baseline در MSP چگونه است؟
۷- چه روش‌هایی برای آپدیت کردن و به روز نمودن و Actual کردن برنامه زمان‌بندی در MSP وجود دارد؟ مراحل آپدیت کردن یک برنامه زمان بندی را از ابتدا تا انتها توضیح دهید.
۸- نحوه فرمول نویسی جهت محاسبه درصد پیشرفت برنامه‌ای در نرم افزار مایکروسافت پراجکت را توضیح دهید. در خصوص فرمول محاسباتی ضریب وزنی (W.F) زمانی در MSP توضیح دهید.
۹- نحوه استخراج S CURVE برنامه Baseline از یک برنامه زمان‌بندی در MSP را توضیح دهید.
۱۰- نحوه استخراج S CURVE برنامه Actual از یک برنامه زمان‌بندی در MSP را توضیح دهید.
۱۱- نحوه استخراج منحنی موزی از یک برنامه زمان‌بندی در MSP را توضیح دهید.
۱۲- در خصوص گروه بندی فعالیت ها در نرم افزار مایکروسافت پراجکت توضیح دهید.
۱۳- نحوه استخراج Cash flow از برنامه زمان‌بندی در پراجکت چگونه است؟
۱۴- در خصوص فیلدهای سفارشی در پراجکت توضیح دهید. (نحوه سفارشی‌سازی یک فیلد و کاربرد آن)
۱۵- چگونه می‌توان فعالیت‌های دو هفته آینده را از برنامه زمان‌بندی فیلتر و استخراج کرد؟
۱۶- چگونه می‌توان فعالیت‌هایی که در مسیر بحرانی پروژه هستند و هنوز آغاز نشده‌اند، اما طی دو ماه آینده طبق برنامه باید آغاز شوند را فیلتر و استخراج کرد؟
۱۷- در خصوص ابزارهای فیلتر و هایلایت در نرم افزار مایکروسافت پراجکت توضیح دهید.
۱۸- میزان “انحراف” پروژه از برنامه زمان‌بندی بیس‌لاین چگونه در msp محاسبه می‌شود؟
۱۹- میزان “تأخیر” پروژه از برنامه زمان‌بندی بیس‌لاین چگونه در پراجکت محاسبه می‌شود؟
۲۰- در اواسط پروژه چگونه می‌توانید پیش‌بینی تاریخ پایان پروژه را در msp محاسبه کنید؟
۲۱- برای محاسبه و آنالیز تأخیرات پروژه در msp از چه روشی استفاده می‌کنید؟
۲۲- نحوه انتقال یک برنامه زمان‌بندی از msp به اکسل و یا به پریماورا و بالعکس چگونه است؟
۲۳- نحوه تخصیص و تسطیح منابع در MSP چگونه است؟ (توضیح دادن ابزار تسطیح منابع، تسطیح منابع یک فعالیت، تسطیح تمام منابع، حذف اثر تسطیح، تنظیم‌های تسطیح و فیلدهای مربوط به تسطیح منابع)
۲۴- در خصوص مدیریت هزینه ها در پراجکت توضیح دهید. (توضیح در مورد تعریف هزینه‌ها، روش‌های تعریف هزینه، مفهوم هزینه ثابت آیتم‌ها، تعریف هزینه ثابت آیتم‌ها، تعریف هزینه منابع، تعریف هزینه متغیر، مفهوم منابع هزینه، تعریف منابع هزینه، تعریف بودجه، بررسی بودجه مالی و بررسی بودجه کاری)
۲۵- در خصوص کاربرد جدول Task usage و Resource Usage توضیح دهید.
۲۶- در خصوص ارتباط بین دو پروژه در نرم افزار مایکروسافت پراجکت توضیح دهید.
۲۷- چگونه می‌توان هیستوگرام منابع را از برنامه زمان‌بندی نوشته شده در پراجکت استخراج کرد؟
۲۸- چگونه می‌توان در یک برنامه زمان بندی و در msp فعالیت‌های open end را شناسایی کرد؟
۲۹- تفاوت‌های محاسبه پیشرفت برنامه‌ریزی شده، پیشرفت واقعی، در فیلدهای فیلد Physical % Complete، فیلد % Work Complete، فیلد % Complete، فیلد % Allocation در msp چیست و هر کدام چگونه محاسبه می‌شود؟
۳۰- نحوه انجام محاسبات EVM در مایکروسافت پراجکت چگونه است؟
۳۱- روش های نمایش دو یا چند رقم اعشار Complete% در MSP توضیح دهید.
۳۲- در خصوص شیوه ساخت یک فیلد اختصاصی برای نمایش مقدار گرد شده مدت زمان فعالیت توضیح دهید.
۳۳- تا چه حدی با مایکروسافت پراجکت سرور آشنایی دارید؟
۳۴- در خصوص شناسائی فعالیت Driving (محرک) در MSP با ابزار Inspector توضیح دهید.
۳۵- Elapsed Duration در نرم افزار MSP چیست؟
۳۶- در خصوص ایجاد فعالیت LOE در نرم افزار MSP توضیح دهید.
۳۷- در خصوص استفاده از Split در نرم افزار MSP توضیح دهید.
۳۸- در خصوص ایجاد فعالیت “غیر فعال” در پراجکت توضیح دهید.
۳۹- روش‌های شمسی‌سازی تاریخ‌ها در نرم‌افزار msp را توضیح دهید.
۴۰- از کدام یک از گزارشات خروجی نرم افزار پراجکت تا کنون استفاده کرده‌اید؟

خواهش می‌کنم بدون ذکر منبع (نام نویسنده و آدرس سایت و کانال تلگرام) کپی نکنید!

سایر مطالب مرتبط با این نوشته:

چهل سوالی که ممکن است در یک مصاحبه شغلی در خصوص نرم‌افزار پریماورا Primavera P6 از شما بپرسند.

برای یادگیری برنامه‌ریزی و کنترل پروژه و نرم‌افزارهاش به چه کلاس و دوره آموزشی برم؟

تخصص‌های مورد نیاز یک کارشناس حرفه‌ای برنامه ریزی و کنترل پروژه:

میزان عدد حقوق و دستمزد در صنف برنامه‌ریزی و کنترل پروژه و مدیریت پروژه چقدر است؟

برنامه ریزی و کنترل پروژه , تأخیرات و ادعا

تفاوت و فرق “تأخیر” با “انحراف” در پروژه‌ها

موضوع این مطلب، بسیار ساده، بدیهی و ابتدایی است، اما متأسفانه بعضاً دیده می‌شود که دو واژه “تأخیر” و “انحراف” به اشتباه و در جای نادرست استفاده می‌شوند.

انحراف چیست؟

فرض کنید درصد پیشرفت برنامه‌ای پروژه‌ای ۷۰ درصد و درصد پیشرفت واقعی پروژه ۳۰ درصد است.
به تفاضل درصد پیشرفت برنامه‌ای و درصد پیشرفت واقعی پروژه، “انحراف” می‌گویند. به عبارتی این پروژه ۴۰ درصد از برنامه زمان‌بندی اولیه انحراف دارد.(انحراف منفی). دقت داشته باشید که تنها با داشتن دو عدد درصد پیشرفت برنامه‌ای و درصد پیشرفت واقعی، نمی‌توانیم در مورد میزان “تأخیر” پروژه اظهار نظر کنیم.

بنابراین باز هم تأکید می‌کنم:
کلمه “انحراف” برای تفاضل درصد پیشرفت واقعی و برنامه‌ای استفاده می‌شود و استفاده از واژه “تأخیر” برای این میزان اختلاف نادرست است. “انحراف” اغلب از جنس درصد پیشرفت است و از جنس روز نیست. پس این جمله که “پروژه الف، ۱۰۰ روز انحراف دارد.” یک جمله اشتباه است.

تأخیر چیست؟

فرض کنید در پروژه‌ای که مدت زمان قرارداد آن شش ماه است، مشغول به کار هستید. شروع پروژه اول تیر و پایان آن، روز ۳۰‌ام آذر است. یعنی تاریخ پایان برنامه‌ای پروژه ۳۰ آذر است. حال فرض کنید در پایان شهریور شما برنامه زمان‌بندی را آپدیت کرده‌اید. یعنی در برنامه اولیه، تاریخ‌های شروع واقعی و درصدهای پیشرفت واقعی را وارد کرده‌اید و برنامه را schedule می‌کنید و فرض کنید در انتهای برنامه قید خاصی هم نداشته باشید. پس از schedule کردن برنامه تاریخ پایان پروژه روز ۳۰‌ام بهمن را نشان می‌دهد. در این حالت پروژه شما ۶۰ روز تأخیر دارد. دو ماه دی و بهمن، بازه زمانی تأخیر پروژه هستند.

بنابراین به تفاضل تاریخ پایان برنامه زمان‌بندی که اطلاعات واقعی در آن وارد و به‌روزرسانی شده است(در پریماورا schedule و در مایکروسافت پراجکت Re schedule شده است) با تاریخ پایان برنامه‌‌ریزی شده، تأخیر می‌گویند. تأخیر از جنس روز است و نه از جنس درصد پیشرفت. پس جمله “پروژه الف، ۱۰ درصد تأخیر دارد” یک جمله اشتباه است.

رابطه تأخیر و انحراف چیست؟

انحراف و تأخیر پروژه لزومن رابطه‌ای با هم ندارند و نمی‌توان از میزان انحراف پروژه در مورد میزان تأخیر آن اظهار نظر کرد و بالعکس. به عبارتی ممکن است پروژه‌ای انحراف نداشته باشد، اما تأخیر داشته باشد. یا پروژه‌ای انحراف داشته باشد اما تأخیر نداشته باشد. درصد پیشرفت کل پروژه و به طبع آن میزان انحراف کل پروژه، مستقل از روابط بین فعالیت‌ها و مسیر بحرانی پروژه محاسبه می‌شود. (به همین علت است که در برخی از پروژه‌ها، درصد پیشرفت واقعی و حتی برنامه‌ای پروژه و میزان انحراف پروژه را در یک فایل اکسل که در آن روابطی بین فعالیت‌ها نیست، محاسبه می‌کنند.)
اما محاسبه تأخیر کاملاً و صد درصد وابسته به روابط بین فعالیت‌ها و همین طور وابسته به مسیر بحرانی پروژه است.

تأخیر مهم‌تر است یا انحراف؟

هم تأخیر و هم انحراف موارد مهمی هستند که بایستی در دوره‌های مختلف پروژه بررسی و آنالیز شوند. قبلن مطلبی در مورد آنالیز تأخیر و انحرافات پروژه نوشته بودم که از لینک زیر می‌توانید آن را مطالعه کنید:

آنالیز تأخیر و انحراف پروژه

اما اگر نظر شخصی مرا بخواهید که معمولن نظر شخصی من از دیدگاه پیمانکاری است، تأخیر مقداری اهمیت بیش‌تری نسبت به انحراف دارد. چرا که هر چقدر بیشتر به بحث تأخیر پرداخته شود و سهم خودمان به عنوان پیمانکار و سهم کارفرما و مشاور از این تأخیر در طول پروژه آنالیز و تحلیل شود و در طول پروژه با آنالیزها و تحلیل‌ها و اقدامات اصلاحی و پیشگیرانه، بتوانیم سهم خودمان را به عنوان پیمانکار از تأخیر پروژه به حداقل برسانیم، در پایان پروژه کار راحت‌تری در مجاز کردن تأخیرات پروژه و کلیم‌های بعد از آن خواهیم داشت. هرچند بحث انحراف نیز در جای خود مهم است و باید به صورت مرتب در طول پروژه مانتیور،کنترل و آنالیز و تحلیل شود.

تأخیر در مقایل تعجیل/ انحراف مثبت در مقابل انحراف منفی

همان طور که در بالا گفته شد، در صورتی که تاریخ پایان برنامه به‌روز‌رسانی شده از تاریخ پایان برنامه‌ریزی شده بیشتر و دیرتر باشد، پروژه تأخیر دارد. اما اگر تاریخ پایان برنامه به روز رسانی شده، کم‌تر و زودتر از تاریخ پایان برنامه‌ریزی شده باشد، پروژه تعجیل دارد. به عبارتی تعجیل نقطه مقابل تأخیر است.

اما در مورد انحراف کلمه‌ای که در مقابلش باشد نداریم. بلکه انحراف مثبت داریم و انحراف منفی. واضح است که اگر درصد پیشرفت واقعی پروژه، کم‌تر از درصد پیشرفت برنامه‌ای باشد، پروژه انحراف منفی دارد و اگر درصد پیشرفت واقعی بیش‌تر از درصد برنامه‌ای باشد، پروژه انحراف مثبت دارد.

نکته مهم این است که هم تأخیر و تعجیل و هم انحراف مثبت و انحراف منفی، بایستی در طول پروژه آنالیز و تحلیل شوند. به بیان دیگر اینکه فرض کنیم در پروژه تعجیل و انحراف مثبت داریم و شرایطمان خیلی خوب است، دلیل نمی‌شود که این میزان تعجیل و انحراف مثبت بررسی و تحلیل نشود، شاید یک جای کار می‌لنگد که همه چیز این قدر خوب است!

در پایان توصیه می‌کنم مطالب زیر را، (نوشته‌های مهندس نادر خرمی‌راد عزیز در همین ارتباط) مطالعه کنید:

سایر مطالب مرتبط با این نوشته:

آنالیز تأخیر و انحراف پروژه
مجاز کردن تأخیرات پروژه، خدمت یا خیانت؟

خواهش می‌کنم بدون ذکر منبع، کپی نکنید!

برنامه ریزی و کنترل پروژه , تأخیرات و ادعا

آنالیز تأخیر و انحراف پروژه

نکته‌ای که همواره تأکید می‌شود این است که در گزارشات واحد برنامه‌ریزی و کنترل پروژه، بهتر است موارد آنالیز، تحلیل، بررسی و ارائه پیشنهاد و راهکار نیز گنجانده شود. به عبارتی گزارشاتی که تنها به ذکر یک سری عدد و درصد پیشرفت و احجام انجام شده و ارائه عکس می‌پردازند، چندان راهگشا نخواهند بود.

یک کارشناس حرفه‌ای برنامه‌ریزی و کنترل پروژه همواره باید سعی کند علاوه بر ارائه اعداد و ارقام و احجام و درصدهای صحیح و واقعی در گزارشاتش، تحلیلی هم نسبت به اوضاع پروژه داشته باشد و تأخیرات و انحرافات پروژه را نیز تحلیل و آنالیز نماید و در پایان برای جبران تأخیرات و انحرافات، راهکار و پیشنهاد و اقدام اصلاحی نیز ارائه کند.

یکی از مهم‌ترین تحلیل‌ها و آنالیزهایی که در گزارشات پیشرفت پروژه می‌توان ارائه نمود، گزارش آنالیز تأخیرات و انحرافات پروژه است. (تفاوت “انحراف” و تأخیر” را که می‌دانید؟) معمولن وقتی در پروژه تأخیر و انحراف اتفاق می‌افتد، تأخیرات و انحرافات ایجاد شده بر عهده یکی از عوامل درگیر پروژه یا بر عهده همه آن‌هاست(با سهم‌های متفاوت یا مساوی). به عنوان مثال در یک پروژه سه عاملی، تأخیرات و انحرافات ایجاد شده بر عهده یکی یا همه موارد زیر است:
۱- کارفرما
۲- پیمانکار
۳- مشاور

در آنالیز تأخیرات و انحرافات پروژه نه تنها باید سهم هر یک از عوامل پروژه در ایجاد تأخیر و انحراف محاسبه شود، بلکه می‌توان به تفکیک موارد زیر نیز تأخیرات و انحرافات را آنالیز نمود. (نکته مهم: این موارد می‌تواند تنها شامل آیتم‌های زیر نباشد. آیتم‌های زیر بر حسب تجربه نوشته شده و بر اساس استاندارد یا دستورالعمل خاصی نیست)

آنالیز تأخیرات و انحرافات سهم کارفرما و مشاور:
– تأخیر در تحویل زمین پروژه در ابتدای کار
– تأخیر در تحویل جبهات کاری در طول پروژه
– كسري متريال و تجهيزات (متریال و تجهیزاتی که تأمین آن‌ها با کارفرماست)
– کسری مدارک و نقشه‌ها (مدارک و نقشه‌هایی که تهیه آن‌ها در تعهد کارفرماست)
– عدم ارائه به موقع مجوز شروع به کار (پرمیت)
– متوقف نمودن کارها
– موانع دسترسي به محدوده كار
– بدی آب و هوا (این آیتم لزومن تقصیر کارفرما نیست، منتها چون ما با دید پیمانکاری در حال آنالیز هستیم، فرض می‌کنیم بدی و آب و هوا تقصیر کارفرماست!)
– اولویت قرار دادن فعالیت‌های خارج از زمان برنامه مصوب
– اولویت قراردادن فعالیت‌های خارج از اسکوپ برنامه مصوب
– تأخیر در اجرای فعالیت پیش نیاز
– عدم پرداخت به موقع مطالبات

شما به عنوان پیمانکار ، علاوه بر آنالیز سهم تأخیرات مربوط به کارفرما و مشاور، بایستی آن بخش از تأخیراتی که مقصر آن خودتان هستید را آنالیز نمایید. شما می‌توانید در هر دوره مانیتورینگ و کنترل پروژه (مثلن دوره‌های ماهیانه) در خصوص آن بخش از تأخیرات پروژه که خودتان مقصر هستید، تحلیل نمایید و این تحلیل باید با ارائه راهکار و اقدام اصلاحی یا اقدام پیشگیرانه باشد تا در دوره‌های بعدی سهم شما به عنوان پیمانکار از تأخیرات و انحرافات پروژه به حداقل برسد. این موارد می‌تواند شامل آیتم‌های زیر باشد. (نکته مهم: این موارد می‌تواند تنها شامل آیتم‌های زیر نباشد. آیتم‌های زیر حسب تجربه نوشته شده و بر اساس استاندارد یا دستورالعمل خاصی نیست)

آنالیز تأخیرات و انحرافات سهم پیمانکار:
– کسری مواد و مصالح (که تأمین آن‌ها بر عهده پیمانکار می‌باشد)
– کسری ابزار و تجهیزات اجرا
– کمبود ماشین‌آلات
– راندمان پایین ماشین‌آلات
– کمبود نیروی انسانی مستقیم پیمانکاران فرعی
– راندمان پایین نیروی انسانی مستقیم پیمانکاران فرعی
– کمبود نیروی انسانی مستقیم امانی
– راندمان پایین نیروی انسانی مستقیم امانی
– اولویت قراردادن فعالیت‌های خارج از زمان برنامه مصوب
– اولویت قراردادن فعالیت‌های خارج از اسکوپ برنامه مصوب
– تأخیر در اجرای فعالیت پیش‌نیاز

نکته مهم:

 پیش نیاز اصلی همه تحلیل‌ها و آنالیزهای بالا این است که عددهای درست،صحیح و واقعی از “انحراف” و “تأخیر” پروژه داشته باشید. به عبارتی باید یک برنامه زمان‌بندی دقیق و کامل و مطابق اسکوپ پروژه، با روابط صحیح و مدت زمان‌های منطقی و شناوری‌های درست و مسیر بحرانی واقعی داشته باشید و این برنامه زمان‌بندی بیس‌لاین را بر اساس اطلاعات واقعی و صحیح آپدیت و به‌روز نمایید. ریشه اصلی و فونداسیون آنالیز تأخیرات و انحرافات پروژه، برنامه زمان‌بندی مناسب و صحیح و واقعی که در آن قواعد تهیه ساختار شکست کار و قواعد تهیه برنامه زمان بندی پروژه رعایت شده باشد، است.

 

خواهش می‌کنم بدون ذکر منبع، کپی نکنید!

برنامه ریزی و کنترل پروژه , مدیریت پروژه , مدیریت منابع

تفاوت نیروهای مستقیم و غیر مستقیم در پروژه

حتمن می‌دونید که در گزارشات مختلف واحد برنامه‌ریزی و کنترل پروژه در پروژه‌های مختلف در بخش گزارش نیروهای انسانی شاغل در پروژه، معمولن یک دسته‌بندی صورت می‌گیره و اون هم تقسیم نیروهای پروژه به دو دسته نیروهای مستقیم و غیر مستقیم هست.

اما تعریف و تفاوت نیروهای مستقیم و غیر مستقیم پروژه چیه؟

نیروهای مستقیم:
این نیروها مستقیمن درگیر کار اجرایی در پروژه هستند. به عبارتی یک فعالیت یا چند فعالیت اجرایی در پروژه را انجام می‌دهند. اجازه بدین من کار شما رو راحت کنم و لیستی از همه نیروهایی که معمولن به عنوان نیروی مستقیم در پروژه‌ها لحاظ میشن رو خدمتتون ارائه بدم. (این لیست ممکنه محدود به همه موارد زیر نباشه)

تیم نقشه‌برداری(شامل نقشه‌بردار و کمک نقشه بردار)/ تیم رانندگان ماشین آلات سنگین(مثل رانندگان جرثقیل،لودر،بیل مکانیکی،کمپرسی و امثالهم)/تیم بچینگ/آرماتوربند /قالب‌بند /بتن‌ریز /بولت‌گذار/جوشکار /فیتر /کمکی جوشکار وکمکی فیتر/سینی‌کار/کابل‌کش/کانکشن کار/مونتاژ کار/تیم خم و برش آرماتور/سنگ‌زن/برش‌کار/کارگر فنی/کارگر ساده/

نیروهای غیر مستقیم:
اما نیروهای غیرمستقیم مستقیمن در کار اجرایی پروژه فعال و درگیر نیستند ولی وجودشون در پروژه ضروریه. در قدیم برخی به اشتباه به نیروهای غیرمستقیم می‌گفتن “نیروهای سربار” که اصلن واژه قشنگی نبود. چون این فراد نه تنها سربار پروژه نیستند، بلکه اگه وجود نداشته باشند عملن پروژه وجود نخواهد داشت.
موارد زیر در پروژه می‌توانند در دسته‌بندی نیروهای غیرمستقیم پروژه قرار بگیرن: (این لیست ممکنه محدود به همه موارد زیر نباشه)
مدیر پروژه /سرپرست کارگاه /تیم اجرا (سرپرست ، کارشناس و تکنسین اجرا)/تیم دفتر فنی (شامل : سرپرست، کارشناس ، تکنسین ، آرشیومن ، صورت وضعیت نویس و پرمیت‌من)/تیم کنترل کیفیت(QC) (شامل سرپرست، کارشناس و کمک کارشناس)/تیم برنامه‌ریزی و کنترل پروژه ( شامل سرپرست و کارشناس و کمک کارشناس( /تیم ایمنی HSE (شامل: سرپرست ، کارشناس و افسر ایمنی)/تیم امور اداری و پشتیبانی(شامل : سرپرست ، کارشناس اداری ، منشی و تکنسین تاسیسات برق و مکانیک تجهیز کارگاه)/تیم امور مالی (سرپرست و کارشناس مالی)/تیم کارپردازی (سرپرست ، کارپرداز و کمک کارپرداز )/تیم نگهبانی و خدمات (شامل : نگهبان ، خدمات و سرایدار و آشپز و کارگر رستوران)/تیم انبارداری تجهیزات (سرپرست ، انباردار ، کمک انباردار و اپراتور کامپیوتر و راننده لیفتراک)/تیم انبارداری مواد و مصالح / تیم ماشین آلات بدون رانندگان سنگین (سرپرست و کارشناس و کارمند و تکنسین و تعمیرکار ماشین آلات و سرویسکار )

اما چرا این دسته‌بندی انجام میشه؟

دلیلش به ماهیت کارکرد نیروهای مستقیم و غیرمستقیم در پروژه برمیگرده. یک راه حل خیلی ساده برای تشخیص نیروهای مستقیم از غیر مستقیم، هنگام تخصیص منابع در برنامه زمان‌بندی است. شما می‌توانید نیروهای مستقیم رو به فعالیت‌های پروژه در برنامه زمان بندی تخصیص بدهید، اما تخصیص نیروهای غیرمستقیم به فعالیت‌های برنامه زمان‌بندی به این راحتی‌ها نیست.

از طرفی در برخی از پروژه‌های Construction، یکی از شاخص‌هایی که بررسی میشه، نسبت نیروهای غیرمستقیم به کل پروژه است. البته استانداردی وجود نداره که بشه گفت نسبت نیروهای غیرمستقیم به کل نیروهای پروژه چقدر باید باشه، اما ترند و روند این نسبت رو در دوره‌های مختلف میشه مانیتور و کنترل کرد. معمولن در ابتدا و انتهای پروژه، نسبت نیروهای غیرمستقیم به نیروهای کل پروژه بیش‌تر از اواسط پروژه خواهد بود. در یک پروژه Construction معمولی(نه چندان بزرگ و نه چندان کوچک) نسبت نرمال نیروهای غیر مستقیم به کل پروژه بین ۱۵ تا ۳۰ درصده. (البته باز هم تأکید می‌کنم هیچ استاندارد و معیاری در این خصوص وجود نداره بگیم طبق اون باید عمل بشه.) از طرفی هرچه این نسبت عدد بزرگتری باشه باید مدیر پروژه یا سرپرست کارگاه به این فکر بیافتند که شاید هزینه‌هاشون در انتهای پروژه بیشتر از درآمدشون بشه.

یک کاربرد دیگه تقسیم نیروهای پروژه به دو بخش نیروهای مستقیم و غیرمستقیم در کلیم‌های مالی پروژه هست. مثلن فرض کنید پروژه شما یکسال بعد از اتمام قرارداد به پایان واقعی خودش رسیده و شما توانستید ده ماه از این یکسال تأخیر رو مجاز کنید و حالا قصد دارید هزینه‌های سربارتون که بابت این تأخیر مجاز به پروژه شما تحمیل شده رو به کارفرما کلیم کنید. در چنین شرایطی کارفرماها معمولن هزینه حقوق و دستمزد نیروهای غیرمستقیم در دوره تأخیرات مجاز رو تقبل می‌کنند و البته بدیهی هم هست، چون بابت کاری که نیروهای مستقیم شما در طول بازه زمانی تأخیرات انجام داده‌اند، صورت وضعیت کردید و پولش رو گرفتید.

در پایان توصیه می‌کنم در گزارشات مختلفی که ارائه می‌دهید، منابع انسانی پروژه را در قالب دسته‌بندی مستقیم و غیرمستقیم ارائه بدید و روند و TREND نسبت تعداد نیروی غیرمستقیم به مجموع کل نیروهای پروژه رو هم در قالب نمودار تحلیل و بررسی کنید.

خواهش می‌کنم بدون ذکر منبع، کپی نکنید!