برنامه ریزی و کنترل پروژه

تخصص‌های مورد نیاز یک کارشناس حرفه‌ای برنامه ریزی و کنترل پروژه:

یک کارشناس حرفه ای برنامه ریزی و کنترل پروژه باید به این موارد اشراف داشته باشه:

– تسلط کامل به دانش و اصول برنامه‌ریزی و کنترل پروژه
– تسلط به مفاهیمی همانند استخراج scope از قرارداد، تهیه WBS، تهیه برنامه زمان‌بندی، تخصیص و تسطیح منابع، مدیریت هزینه پروژه‌ها، مدیریت ریسک، به روز نمودن و کنترل پیشرفت برنامه‌های زمان بندی، تهیه برنامه‌های اجرایی کارگاهی، تهیه برنامه‌های زمان بندی جبرانی
– تسلط به نرم افزار PRIMAVERA P6
– تسلط به نرم افزار Microsoft project
– تسلط کامل به نرم افزارهای بسته آفیس (به خصوص word, PowerPoint و اکسل، و به خصوص اکسل)
– آشنایی با راهنمای PMBOK و متدولوژی PRINCE2
– آشنایی با مباحث قراردادی پروژه‌ها
– توانایی مجاز کردن تأخیرات زمانی پروژه‌ها و تهیه کلیم‌های مالی
– توانایی تهیه و ارائه گزارشات تحلیلی پیشرفت پروژه
– تونایی عکس‌برداری مناسب و آرشیو تصاویر پیشرفت پروژه‌ها
– توانایی آنالیز تأخیرات پروژه و استخراج دلایل ریشه‌ای تأخیرات
– توانایی برقراری ارتباطات و تعامل گسترده با همه ذینفعان پروژه (از ذینفعان داخلی مانند مدیر پروژه و سرپرست کارگاه و همکاران اجرایی و فنی گرفته تا عوامل کارفرما و مشاور) و روابط عمومی مناسب
– توانایی نامه نگاری و مکتوب نمودن صورتجلسات با ادبیات مناسب
– توانایی تهیه دستورالعمل های برنامه ریزی و کنترل پروژه
– دقت و صحت و پشتکار و سرعت و پیگیری بالا در تهیه برنامه‌ها و گزارشات و کلیم‌ها و نامه‌ها و مسئولیت‌پذیری بالا نسبت به پروژه و شرکت
– توانایی کار در پروژه‌های خارج از شهر یا اعزام مأموریت به پروژه های دور
– آشنایی نسبی و کلی با حوزه تخصصی و نوع صنعتی که در آن پروژه فعال است. (به عنوان مثال آشنایی کلی با فعالیت و فرایندهای ساختمانی در پروژه‌های ساختمانی یا آشنایی کلی با فرآیندهای صنعت نفت در پروژه‌های صنعت نفت و گاز)
– این لیست تنها محدود به موارد بالا نیست (شما می‌توانید این لیست را کامل‌تر کنید)

خبر خوب: شما می‌توانید تمامی این تخصص‌ها رو کسب کنید. وقتی این تخصص‌ها را کسب کردید، دیگر لازم نیست شما به دنبال کار بروید، کار(کارفرماها، مدیران پروژه ها و شرکت‌ها) به دنبال شما خواهند آمد.

خبر بد: کسب این تخصص‌ها یک روزه و یک ماهه و یک ساله امکان پذیر نیست، سال‌ها تلاش و اراده و تجربه می‌خواهد. سال ها مطالعه کتاب و شرکت درکلاس و دوره و سمینار و سوال از متخصصین و تجربه عملی و حتی چند مورد شکست و ناکامی لازم است تا یک کارشناس ساده تبدیل به یک متخصص واقعی شود.

 

پی نوشت۱: سیلابس دروس دانشگاه ها، درسها و واحدهایی که در دانشگاه پاس می کنید، هر روز و هر سال فاصله بیشتری از واقعیات و نیازهای بازار کار می گیرند. این عین واقعیت است که سیستم دانشگاهی ما و اساتید ما نتوانستند متناسب با واقعیات بیرون، خود را به روز و آپدیت کنند. هنوز در دانگشاه ها یک درس سه واحدی به نام کنترل پروژه تدریس می شود که فاصله فراوانی میان آنچه که تدریس می شود و آنچه در دنیای واقعی کار اجرا می شود، وجود دارد. در هیچ دانگشاهی به صورت جدی و عملی نرم افزارهایی مانند پریماورا و پراجکت و یا اکسل کاربردری تدریس نمی شود.

به عبارتی لزوم داشتن مدرک لیسانس یا ارشد از یک دانشگاه خوب و با یک معدل خوب، تضمین کننده شانس خوب شما در بازار کار نیست. در بازار کار به مهارتهای نرم افزاری، تجربی و عملی شما نگاه میکنند و نه نام دانشگاه و معدل و حتی اسم رشته. بنده خودم هنگامی که دنبال یک کارشناس برنامه ریزی و کنترل پروژه جهت استخدام در پروژه می گردم، تنها آیتمی که ذره ای برایم مهم نیست، رشته تحصیلی و معدل و نام دانشگاه و ارشد یا لیسانس بودن اوست. چرا که در پروژه به مهارت ها و تخصص های موردنیاز یک کارشناس برنامه ریزی و کنترل پروژه نیاز داریم و نه مدرک ارشد و یا معدل بالا یا دانشگاه خیلی خوب و حتی نه لزومن مهندس صنایع بودن.

(این مطلب رو در کانال تلگرام فرصتهای شغلی برنامه ریزی و کنترل پروژه نوشته بودم که متأسفانه یک سری دوستان کم لطفی کردند و در بعضی از کانالها و سایت ها بدون ذکر منبع کپی پیست کردند. دیدم حالا که همه دارند کپی می‌کنند، چرا خودم مطلبی که خودم نوشتم رو در سایتم کپی نکنم)

خواهش می‌کنم بدون ذکر منبع، کپی نکنید!

برنامه ریزی و کنترل پروژه , مایکروسافت پراجکت

اوزان فیزیکی فعالیت های پروژه

در پست قبلی جواب سوال یکی از خوانندگان وبلاگ رو نوشته بودم. و حالا سوال دوم ایشون که سوال خیلی از افراد دیگه هم هست و یک مطلب بسیار ساده می باشد:

«مي شه لطفا» بگيد چطوري مي شه توي msp وزن داد به فعاليت ها. برنامه زماني كه قبلا» واسه پروژه هامون مي نوشتيم خيلي كلي بود. حالا مي خوان كه وزن ريالي و حجمي و زماني را هم مشخص كنيم. اگر ممكنه مي شه بگيد چطوري مي شه اين كارو كرد؟»

و اما جواب:
اول از همه باید بدونیم «وزن هر فعالیت» یعنی چی و اصلاً با چه هدفی اون رو محاسبه می کنیم. می دونید که فعالیت های هر پروژه تفاوت های زیادی از نظر حجم کاری، هزینه، استفاده از منابع و… با همدیگر دارند و خیلی کم پیش میاد(یا اصلاً هرگز پیش نمیاد) که همه فعالیت های یک پروژه از هر نظر مشابه هم باشند. به همین خاطر به فعالیت های مختلف وزن می دهند تا تأثیرشون در درصد پیشرفت فعالیت های مادر و همچنین درصد پیشرفت کل پروژه مطابق با اهمیت هر فعالیت باشد.

مبنای محاسبه وزن فیزیکی:
در مورد مبنای محاسبه وزن هر فعالیت بحث های زیادی انجام شده و پروژه های مختلف از روش های مختلف برای وزن دهی فعالیت ها استفاده می کنند. اما معمولاً از ۶ روش به عنوان مبنای وزن دهی استفاده می کنند. وزن دهی به فعالیت ها بر اساس: ۱- هزینه فعالیت ۲- مدت زمان فعالیت ۳- حجم کاری فعالیت ۴- استفاده از منابع(نفر-روز) ۵- نظرات کارشناسی و ۶- ترکیبی از پنج روش فوق

این که کدوم روش رو انتخاب می کنید بستگی به نوع WBS پروژه، نوع پروژه و نوع فعالیت ها و خیلی مسائل دیگه داره.

از نظر من بهترین روش برای وزن دهی، بر اساس حجم کاری فعالیتهاست. ولی خوب اغلب نمی تونیم از این روش استفاده کنیم. چون همیشه در عمل تعداد و تنوع فعالیت ها زیاده و چون واحد احجام فعالیت های مختلف فرق می کنه، همیشه نمیشه از این روش استفاده کرد. برای رفع این مشکل از یک واحد یکسان برای وزن دهی به فعالیت ها استفاده می کنیم. مثلاً هزینه فعالیت یا زمان اون رو به عنوان مبنای وزن دهی انتخاب می کنیم. اما این روش ها هم ایرادات خودشو داره! مثلاً ممکنه یک فعالیت هزینه زیادی داشته باشه ولی حجم کمی داشته باشه! بعد از وزن دهی بر مبنای احجام کاری دومین روش برتر استفاده از واحد نفر-روز به عنوان مبناست.

در مجموع وزن دهی فعالیت های پروژه یک کار سنگین و فوق العاده مهمه که معمولاً یک بار و اون هم در ابتدای پروژه انجام میشه و باید سعی کنیم که اون رو تا آخر پروژه تغییر ندیم. اما در خیلی از موارد هم می تونیم از اوزان فعالیت ها جهت سواستفاده در محاسبه درصد پیشرفت دلخواهمون استفاده کنید و کلاً بازی کردن با اوزان می تواند دست شما را در خیلی از مسائل باز بگذارد. (به خصوص در پروژه هایی که مبنای پرداخت مالی کارفرما به شما، درصد پیشرف پروژه باشد).اما چند نکته ریز و البته بدیهی:

۱- دو روش بری وزن دهی به فعالیت ها وجود داره: الف) وزن دهی از پایین به بالا ب)وزن دهی از بالا به پایین. در روش اول فقط بسته های کاری(سطح آخر WBS) رو در نظر می گیریم و کاری به سطح های بالاتر نداریم. اما در روش از بالا به پایین وزن بسته های کاری با توجه به فعالیت های سطح بالاتر WBS محاسبه می شود. کلاً روش دوم، معقول تر و حرفه ای تره.
۲- وزن فیزیکی سهم هر فعالیت از ۱۰۰ درصد حجم کل پروژه را نشان می دهد. به عبارتی وقتی میگیم وزن یک فعالیت ۱۰ است، یعنی اگر این فعالیت تکمیل شود، درصد پیشرفت فیزیکی پروژه ۱۰ درصد خواهد بود.
۳- جمع اوزان فیزیکی فعالیت ها پروژه باید ۱۰۰ یا مضربی از ۱۰۰شود.

به نظرم رسید که این مقدمه خلاصه رو حتماً باید قبل از توضیح مربوط به MSP بگم. هرچند خیلی خلاصه و اجمالی گفته شده و حتماً برای تکمیل اطلاعاتتون به کتاب های مربوطه و سایر منابع مراجعه کنید. در پست بعدی راجع به نحوه ی وزن دهی به فعالیت ها در پراجکت توضیح خواهم داد.

خواهش می کنم بدون ذکر منبع کپی نکنید.