عمومی

برای مهاجرت به خارج با تخصص مدیریت پروژه یا برنامه‌ریزی و کنترل پروژه، چه کارهایی باید انجام دهید؟

تقریباً هر روز این سوال از من پرسیده میشه، از سوی افرادی که قصد مهاجرت به خارج از ایران رو دارن و می‌خوان بدونن برای مهاجرت از طریق تخصص‌های شغلی مربوط به مدیریت پروژه یا برنامه‌ریزی و کنترل پروژه چه کارهایی باید انجام بدن، چه چیزهایی رو باید یاد بگیرن، چه مدارک حرفه‌ای رو باید اخذ کنن و امثالهم. خب من خودم مهاجرت نکردم و تخصصی هم در زمینه مشاوره مهاجرت ندارم، اما چون این سوال تقریباً هر روز از من پرسیده میشه، تصمیم گرفتم این مطلب رو بنویسم.

۱- اول از همه باید تأسف عمیق خودم رو اعلام کنم که در کشورمون شرایطی ایجاد شده که بسیاری از نیروهای متخصص، تحصیل‌کرده، با تجربه، کاردان، کاربلد و سرشار از انگیزه به وضعیتی رسیدن که تصمیم قطعی به مهاجرت گرفتن و طبق آماری که چند روز پیش می‌خوندم، حدود ۲ میلیون ایرانی در صف مهاجرت به کانادا، استرالیا و اروپا هستند و هروز صدها مدرک دانشگاهی ترجمه میشه و کلاس‌ها و معلم‌های زبان انگلیسی به قدری سرشون شلوغه که برای چند ماه بعد وقت میدن و خب این یعنی شرایط نرمال و مناسبی در کشورمون نداریم و امیدوارم این شرایط در آینده درست بشه وگرنه تا چند سال دیگه عملاً متخصص و کارشناس خبره‌ای تو ایران باقی نمی‌مونه و همه میرن.

۲- همون طور که عرض کردم بنده متخصص امور مهاجرتی یا وکیل مهاجرت نیستم اما یک چیزی رو تقریبن مطمئنم و اون اینه که شما اگه تو کشور خودتون و جایی که توش بزرگ شدید و مردم و فرهنگ و زبانش رو می‌شناسید، نتونید موفقیت خاصی کسب کنید، برای رسیدن به موفقیت در یک کشور غریبه با فرهنگ و زبان و مردم متفاوت، قطعاً کار سخت‌تری خواهید داشت. افرادی به من پیغام میدن که ما مدتی در ایران دنبال کار مرتبط با مدیریت پروژه و برنامه‌ریزی و کنترل پروژه گشتیم و کاری پیدا نکردیم، یا از کار قبلی‌مون اخراج و بیکار شدیم، پس حالا تصمیم گرفتیم مهاجرت کنیم و بریم کانادا یا استرالیا و اونجا در این زمینه کار کنیم. خب این یک مقدار به نظرم سخت و شاید غیرممکنه، چون وقتی شما نمی‌تونید تو کشور خودتون یک کار مرتبط با رشته خودتون پیدا کنید، بعید میدونم در یک کشور دیگه بتونید این کار رو انجام بدید. به عبارتی دلیل و بهانه مهاجرتتون نباید ضعف یا شکست‌هاتون باشه، اصلن منطقی نیست که وقتی کاری رو در کشور خودتون نتونستید انجام بدید، بعد تصمیم بگیرید مهاجرت کنید و اون کار رو در خارج از ایران انجام بدین.

۳- یکی از مهم‌ترین حوزه‌های دانش مدیریت پروژه، حوزه ارتباطاته. در فیلد کاری پروژه و کلن در هر فیلد کاری دیگه‌ای، مهارت‌های زبانی، مکالمه و ارتباطات خیلی مهمه. فرض کنید شما در تهران قصد مصاحبه با کسی جهت استخدام به عنوان یک کارشناس برنامه‌ریزی و کنترل پروژه رو دارید، اگر اون فرد نتونه خوب و روان فارسی صحبت کنه و منظورش رو به روشنی بیان کنه، نتونه نامه یا صورتجلسه و گزارش بنویسه یا نتونه نامه‌ها و دستورالعمل‌های سازمانتون رو به خوبی بخونه و کلن در زبان فارسی ضعف داشته باشه، آیا هرگز چنین فردی رو استخدام می‌کنید؟ قطعن خیر. پس برای مهاجرت هم باید روی مهارت‌های زبان انگلیسی‌تون خیلی کار کنید. اگر می‌خواهید در خارج از ایران یک کار مرتبط با رشته خودتون پیدا کنید، باید زبان کشور مقصد رو به قدری خوب یاد بگیرید که مثل مردم همون کشور حرف بزنید، بنویسید، بخونید و گوش بدید.

۴- مدارک حرفه‌ای مدیریت پروژه می‌تونه کمک خوبی برای پیدا کردن شغل در خارج از ایران باشه. این مدارک توسط موسسه‌های بین‌المللی و جهانی مثل PMI و اکسلوس صادر میشه و به کارفرماها ثابت میکنه که شما زبان مشترک جهانی دانش مدیریت پروژه رو تا حد خوبی بلدید. البته باید توجه داشته باشید که هر کدوم از این مدارک در هر منطقه‌ای رواج بیشتری داره. مثلن تا جایی که من میدونم مدارک موسسه PMI مثل مدارک PMP, RMP, SP, PBA در آمریکا و کانادا و کشورهای حوزه خلیج فارس و تا حدی استرالیا رواج زیادی داره و مدرک PRINCE2 که از طریق موسسه اکسلوس انگلیس صادر میشه، در اروپای غربی طرفداران زیادی داره. بنابراین مقداری جستجو کنید تا متوجه بشید کدوم مدرک حرفه‌ای در کشور مقصدتون بیشتر رواج داره. چک کردن سایت‌های کاریابی کشور مقصدتون، می‌تونه به شما در این زمینه کمک کنه.

اگه تصمیم گرفتید مدرک PMP بگیرید، توصیه می‌کنم لینک زیر رو مطالعه کنید. در این مطلب از سیر تا پیاز در خصوص این مدرک رو نوشتم و سعی کردم به سوالات متداول در مورد مدرک PMP جواب بدم:

همه آن‌چه که لازم است در مورد اخذ مدرک PMP بدانید

۵- یک راه خیلی خوب که در آیتم قبلی گفتم، چک کردن سایت‌های کاریابی کشور مقصدتون هست. عنوان شغلی که به دنبالش هستید رو تو این سایت‌ها چک کنید و ببینید برای هر موقعیت شغلی معمولاً چه ویژگی‌هایی مدنظر کارفرماهای اونجا هست. خوشبختانه، برنامه‌ریزی و کنترل پروژه و مدیریت پروژه یک زبان جهانی و تقریبن مشترک بین ایران و سایر کشورهاست و شاید سبک و جزئیات کاری که ما در ایران انجام میدیم، مقداری با اون چیزی که در خارج انجام میشه متفاوت باشه، اما کلیات کار همونه، پروژه تعریفش مشخصه و ابزارها و تکنیک‌های مدیریت پروژه و برنامه‌ریزی و کنترل پروژه هم تقریبن در اکثر جاهای دنیا مشترکه. ابزارهایی مثل اکسل، مایکروسافت پراجکت و پریماورا در همه جای دنیا رواج داره ولی باید برید در اون سایت‌ها ببینید که چه تخصص‌ها و انتظاراتی ممکنه کارفرماها ازتون داشته باشند.

۶- دوستانی هستند که در سایر رشته‌ها درس خوندن یا کار می‌کنند، مثل مهندسین عمران و برق و مکانیک و یا حتی حسابداری و حقوق و تصمیم گرفتن بعد از مهاجرت در زمینه مدیریت پروژه و برنامه‌ریزی و کنترل پروژه کار کنند و می‌پرسن ما قبل از مهاجرت چی کار باید بکنیم و کجا کلاس بریم و چه مدارکی باید بگیریم؟ برنامه‌ریزی و کنترل پروژه و مدیریت پروژه و هر تخصص دیگری رو نمیشه با آمپول به صورت یک شبه یا یک ماهه و یا حتی یک ساله به کسی تزریق کرد. برای هر کاری شما باید زمان و انرژی صرف کنید و کتاب‌ها و منابع مختلف رو مطالعه کنید و کار عملی انجام بدین و تجربه کسب کنید و اگر لازم بود کلاس و دوره برید تا بعد از چند سال بتونید در یک تخصص یا مهارت تبدیل به یک کارشناس یا کارشناس خبره بشید. بنابراین یک ماه یا شش ماه یا حتی یکسال قبل از مهاجرت، فکر نکنم زمان کافی باشه که در یک فیلد به قدری متخصص بشید که در خارج از کشور بابت اون تخصصتون بهتون پول بدن.

۷- تا جایی که من شنیدم در خارج از ایران داشتن یک پروفایل خوب و حرفه‌ای در سایتی مثل لینکدین بسیار مهم و حیاتی هست. البته در ایران تقریباً کم‌تر کارفرمایی از لینکدین در خصوص جذب نیرو اقدام می‌کنه، اما اگر شرکت‌های پروژه‌محور بزرگ بین المللی رو دنبال کنید، می‌بینید که به صورت مستمر از طریق لینکدین آگهی جذب نیرو منتشر می‌کنند و افراد از همونجا برای موقعیت‌های شغلی مختلف اپلای می‌کنند. بنابراین حتمن یک پروفایل حرفه‌ای در لینکدین برای خودتون درست کنید.

۸- مشورت کردن قبل از انجام هر کاری خیلی خوبه، به خصوص برای قدم بزرگ و سختی مثل مهاجرت. برید در همون سایت لینکدین و هم‌وطنان ایرانی‌مون که در خارج از ایران در فیلد پروژه کار میکنند رو پیدا کنید و ازشون سوال بپرسید و ازشون مشورت بگیرید، یا در فروم‌ها و گروه‌های مهاجرت با اون‌ها مشورت کنید، قطعن اون‌ها می‌تونن راهنمایی‌های خوبی براتون داشته باشند.

۹- و در آخر بایید بگم مدارکی که موسسات و آموزشگاه‌های داخل ایران برای دوره‌های آموزشی برنامه‌ریزی و کنترل پروژه، نرم‌افزارهای MSP و PRIMAVERA و اکسل و یا دوره کلیم و ادعا و مدیریت هزینه و … صادر می‌کنند، حتی در خود ایران و در شرکت‌های ایرانی هم معتبر نیست و معمولن ارزشی ندارند و این مدارک صرفن جهت خوش کردن دل شاگردان و مشتریان صادر میشه، پس اگه جایی در ایران دیدید که مدعی هستند که اگر در دوره‌هاشون شرکت کنید، مدرک معتبر جهت اپلای در خارج از کشور برای شما صادر میکنند، شک نکنید که یک فریب کاری هست. مهم مهارت‌ها، دانش، تخصص و تجارب شماست و  نه مدارک این موسسات داخلی.

خواهش می‌کنم بدون ذکر منبع (نام نویسنده، آدرس سایت و آدرس کانال تلگرام) کپی نکنید!

سایر مطالب مرتبط:

عمومی

آداب سوال پرسیدن در شبکه‌های اجتماعی

فرض کنید شما در یک شبکه اجتماعی مثل لینکدین یا یک گروه تلگرامی با یک هم‌صنف یا متخصص باتجربه در زمینه کاری خودتون آشنا میشید و سعی می‌کنید سوال‌های کاری خودتون رو از اون فرد بپرسید. سعی کنید موارد زیر رو در پرسیدن سوال رعایت کنید (با مثال توضیح میدم که مطلب راحت‌تر خونده بشه)

۱- “سلام، می‌تونم یک سوال ازتون بپرسم؟” این بدترین نوع شروع مکالمه و پیغام دادن به یک فرد دیگر جهت پرسیدن سوال کاری و تخصصیه. خب اگر سوال دارید همون اول بپرسید. حتی دیده شده فردی بار اول پیغام داده “می‌تونم یک سوال ازتون بپرسم؟” و بعد جوابی نگرفته و این پیغام رو روزهای بعد هم فرستاده و در آخر که جوابی نگرفته، شروع کرده به فحاشی!

۲- “سلام. من در آپدیت کردن برنامه زمان‌بندی پروژه به یک مشکل برخوردم، درصد پیشرفت فعالیت‌ها رو باید در چه ستونی از P6 وارد کنم؟” سوال خوبیه و در جواب برای این سوال، یک لینک که حاوی مقاله‌ای کامل و جامع در این مورد هست برای سوال کننده می‌فرستید و این جواب رو از فرد سوال کننده دریافت می‌کنید: “ممنون از لینکی که فرستادید. اما میشه خلاصه‌اش رو توضیح بدین؟ من وقت ندارم مطالعه کنم!”
عزیزان! این بدترین جوابیه که میشه به یک راهنمایی بدین. اینکه انتظار داشته باشید مشکل شما در همون لحظه و همون ساعت توسط فرد جواب دهنده حل بشه و حتی حوصله خوندن یک مطلب ده خطی دیگه رو هم ندارین، مشکل خود شماست و نه کس دیگه.

۳- افرادی که در شبکه‌های اجتماعی به سوالات تخصصی و کاری شما پاسخ می‌دهند، نه وظیفه‌ای برای این کار دارند و نه اجباری. بنابراین هنگام سوال پرسیدن و پیگیری جواب‌ها، قدری متانت و صبر و بردباری به خرج بدین و خدای نکرده بی‌احترامی نفرمایید. مثلن فرض کنید شما در خیابان از یک رهگذر آدرس می‌پرسید، اگر او به شما جواب ندهد، آیا به او فحاشی می‌کنید یا به او لگد می‌زنید؟ قطعن خیر. پس به عنوان یک حرفه‌ای و متخصص سعی کنید همون رفتاری که بیرون و در سطح جامعه با افراد دارید رو در شبکه‌های اجتماعی هم رعایت کنید.

۴- “سلام، میشه بپرسم در کدوم شرکت کار می‌کنید و میزان حقوق خالص دریافتی شما چقدر است؟” باور کنید این سوال حداقل هفته‌‌ای دوبار از من پرسیده میشه. حالا اسم شرکت چندان چیز مخفیانه‌ای نیست ولی عدد حقوق و درآمد قطعن یک مسأله کاملن شخصیه. خیلی خیلی شخصی. متأسفانه در جامعه ما هنوز این مسأله جا نیافتاده که نباید در مورد میزان درآمد حتی افراد نزدیکی مثل برادر و خواهر و فامیل و همسایه و همکار سوال پرسید چه برسه به پرسیدن میزان حقوق افراد غریبه در شبکه‌های اجتماعی.

۵- من خودم از اون دسته افرادی هستم که زیاد سوال می‌پرسم. نمونه‌اش سوالاتیه که در طول سالیان قبل از آقای نادر خرمی‌راد پرسیدم (توی پرانتز بگم ایشون هزاران سوال افراد مختلف در زمینه برنامه‌ریزی و کنترل پروژه رو از طریق وبلاگشون و ایمیل تا حالا جواب دادن) تجربه به من ثابت کرده که سوال پرسیدن از طریق ایمیل معمولن بهتر جواب میده تا پیغام دادن در شبکه‌های اجتماعی. نمی‌دونم چرا ولی معمولن این جوریه.

۶- باز هم می‌خوام تأکید کنم که اگر از فردی سوالی پرسیدید و ظرف مدت یک هفته یا بیشتر به شما جواب نداد، یا جواب اون سوال رو بلد نیست یا کاملن مطمئن نیست یا وقت پاسخ دادن به سوال شما رو نداره و یا اصلن علاقه‌ای به پاسخ دادن به سوالات بقیه نداره. اما همه این‌ها دلیل نمیشه که شما مرتب پیغام بدین و سوال خودتون رو تکرار کنید و یا خدای نکرده عصبانی بشین و از کوره در برین. همون طور که در بند سوم گفتم، افرادی که ازشون سوال می‌پرسید، وظیفه یا تکلیف واجبی ندارند که به سوال شما حتمن جواب بدن. خواهش می‌کنم این موضوع رو درک کنید. البته من دست اون افرادی که همواره با روی گشاده و صبر و حوصله همه سوالاتی که در زمینه تخصصی کاری ازشون پرسیده میشه رو جواب میدن، می‌بوسم، اما قبول کنید همه افراد چنین روحیه‌ای ندارند و نمیشه از این بابت کسی رو سرزنش کرد.

۷- راستی سوال پرسیدن در گروه‌های شبکه های اجتماعی مثل تلگرام یا فوروم‌های اینترنتی خیلی بهتر از سوال پرسیدن به صورت مستقیم و از طریق پیغامه. چون ممکنه سوال شما، سوال افراد دیگه‌ای هم باشه و یا اصلن بتونید سوال خودتون رو با جستجو در همون گروه‌ها و از میان جواب‌های قبلی پیدا کنید و این شانس رو هم دارید که افراد بیشتری سوال شما رو ببینند و جواب‌های بهتری دریافت کنید و یا حتی ممکنه در صورت اینکه یک جواب نادرست دریافت کردید، بقیه افراد حاضر در گروه جواب صحیح‌تر رو براتون بنویسند.

۸- و مورد آخر اینکه یک تمرین خوب اینه که همیشه سعی کنید قبل از پرسیدن یک سوال، خودتون در مورد اون سوال تا می‌تونید تحقیق کنید. یعنی کتاب‌ها و جزوه‌ها و فایل‌ها و سایت‌هایی که فکر می‌کنید جوابتون رو بتونید اونجا پیدا کنید رو شخم بزنید. اول از همه این تمرین باعث میشه این رفتار براتون تبدیل به یک عادت خوب بشه و دوم اینکه عادت حاضری خوری رو و همه چیز رو همیشه آماده و کامل در اختیارتون بذارن و لقمه حاضر و آماده رو جویدن و امثالهم رو ترک کنید. خیلی اوقات ممکنه موقعیتی پیش بیاد که هیچ کسی نباشه که کمکتون کنه و در اون حالت مهارت پیدا کردن جواب سوالاتتون، خیلی کمک‌تون خواهد کرد.

در پایان این متن دوست بسیار عزیزم، علی نعمتی شهاب در بخش تماس وبلاگشون رو بخونید:

خواهش می‌کنم فراموش نکنید که مشاوره‌های من به افراد، صرفا از روی علاقه‌ام به کمک کردن به دیگران است و نه از روی نیاز به کسب درآمد یا چیزهای دیگر. بنابراین، حق پاسخ ندادن به سؤال یا درخواست مشاوره‌ای که در حیطه‌ی تخصص من نیست یا فراتر از خطوط قرمز شخصی من باشد؛ برای‌م کاملا محفوظ است. با این‌که سعی می‌کنم هیچ درخواست یا ای‌میلی را بی‌پاسخ نگذارم؛ اما ممکن است بسته به شرایط کاری و زندگی‌ برخی اوقات نتوانم به‌محض دریافت یک درخواست یا ای‌میل به آن پاسخ دهم و جواب دادن‌م کمی طول بکشد. اگر حداکثر ظرف یک هفته پاسخی از من دریافت نکردید، پیشاپیش از شما عذرخواهی می‌کنم: من نمی‌توانم به شما کمکی بکنم.

 

کپی این مطلب، حتی بدون ذکر منبع، از نظر من بلامانع است.