مدیریت پروژه

سبک مدیریت پروژه بازدید محور

علوم، دانش و فنون مدیریتی و از جمله مدیریت پروژه در هر کشوری متناسب با فرهنگ و روابط حاکم بر آن کشور، دستخوش تغییراتی می‌شود که بعضی‌ها در اصطلاح به این تغییرات می‌گویند: “ساخت نسخه بومی‌سازی شده”.

در ایران هم بسیاری از موارد و فنون مدیریتی به نحوی بومی‌سازی و “ایرانیزه” می‌شوند و شاید هنگامی که این موارد بومی‌سازی را بررسی می‌کنیم، تفاوت‌های بسیاری بین آن چیزی که در دنیا اتفاق می‌افتد و آن چیزی که در کشور ما اجرا می‌شود، بیابیم، منتها همیشه این بومی‌سازی و ایرانیزه کردن مسائل، یک اتفاق بد و نادرست نیست و اتفاقن از نظر علوم مدیریتی لازم است که شما دانش‌ها و تکنیک‌ها را متناسب با فرهنگ حاکم بر کشور خودتان بومی‌سازی و سفارشی سازی کنید.

یکی از مواردی که در پروژه‌های ایران به کرات به چشم می‌خورد و اگر شما سابق بر این در پروژه‌ای بزرگ در ایران کار کرده باشید، حتمن تجربه آن را داشته‌اید، نوعی سبک مدیریت پروژه است که من اسم آن را گذاشته‌ام: “سبک مدیریت پروژه بازدید محور”.

اما سبک مدیریت پروژه بازدید محور چیست؟

در این نوع سبک راهبری پروژه، فعالیت‌های روزمره پروژه مثل همیشه با تأخیر فراوان در حال انجام است، هدر رفت منابع یک روال عادی و روزمره است، از راندمان پایین ماشین‌آلات گرفته تا راندمان پایین نیروهای انسانی و دوباره‌کاری‌ها و تأخیرات و انحرافات بسیار زیاد از برنامه‌های بیس‌لاین زمان و هزینه مثل خیلی از پروژه‌ها به وقوع می‌پیوندد، محل سایت پروژه پر از ضایعات و مواد دور ریختنی است و بی‌نظمی و عدم ترتیب مسأله عادی در پروژه است و حتی الزامات ایمنی و HSE هم به صورت ناقص رعایت می‌شود. برنامه‌ریزی و کنترل پروژه امری زائد و لوکس محسوب می‌شود و مدیریت ریسک و مدیریت هزینه و منابع پروژه نیز که فقط به درد کتاب‌ها و سمینارها می‌خورد و هرگز قابلیت اجرا در پروژه را ندارند. تقریبن همه مایل استون‌های پروژه غیرقابل دستیابی هستند و برنامه‌ای هم برای محقق کردن مایل استون‌های مهم پروژه وجود ندارد. پول هم که طبق معمول به اندازه کافی نیست و می‌توان همه مشکلات را به سادگی به گردن بی‌پولی و کمبود نقدینگی انداخت و مدیران ارشد پروژه همواره یا پشت کمبود نقدینگی پنهان می‌شوند یا پشت تأخیر در تهیه مدارک مهندسی و نقشه‌ها یا کسری متریال و تجهیزات. تحریم‌های آمریکا هم که از قدیم‌الایام از اصلی‌ترین بهانه‌ها برای توجیه همه تأخیرات و انحرافات پروژه است.

همه این موارد ادامه دارد تا این که خبری اعلام می‌شود. آن خبر چیست؟ بله، مثل اینکه قرار است دو ماه بعد معاون وزیر، یا خود شخص وزیر یا معاون رئیس‌جمهور و یا حتی خود رئیس‌جمهور محترم کشور از پروژه بازدید نمایند. حالا این بازدید یا ممکن است به منظور افتتاح پروژه باشد و یا ممکن است به جهت سر زدن از روال پیشرفت پروژه صورت پذیرد.

اما بعد از اعلام این خبر چه اتفاقی می‌افتد؟

معمولن انقلابی در پروژه و تیم پروژه ایجاد می‌شود. من به صورت لیست‌وار و خلاصه برخی از تغییراتی که بعد از خبر اعلام بازدید مقام بلندپایه از پروژه ایجاد می‌شود را در پایین خدمتتان عرض می‌کنم:

۱- به صورت کاملن ناگهانی، برنامه‌ریزی و کنترل پروژه که تا قبل از اعلام خبر بازدید امری لوکس، اضافه و زائد و بی‌فایده بود، مهم می‌شود و تبدیل به قلب تپنده پروژه و عزیز دل مدیر پروه می‌گردد. از طرف مدیر پروژه به واحد برنامه‌ریزی و کنترل پروژه مسئولیت داده می‌شود که تمام تیم پروژه را به خط کند. همه از تاریخ بازدید مطلع شوند و برنامه‌های خود و منابع موردنیاز خود جهت به پایان رساندن تمامی کارها را تا دو ماه آینده و تا روز بازدید بزرگ اعلام نمایند و واحد برنامه‌ریزی نیز موظف است به صورت روزانه و حتی ساعتی و بعضی اوقات لحظه‌ای این پیشرفت در امور را کنترل و مانتیور نماید و به مدیر پروژه اطلاع‌رسانی کند.

۲- ناگهان تمام مشکلات بودجه‌ای و نقدینگی پروژه، مشکلات طراحی و مهندسی، مشکلات تدارکات و تأمین، تداخلات و اختلافات با کارفرما و مشاور، همه و همه در عرض چند ثانیه پاک و حل و فصل می‌شوند و از امروز به بعد همه ارکان پروژه بسیج می‌شوند تا روز موعود بزرگ با سرعت زیاد به انجام کارها بپردازند.

۳- حتی مدیریت پروژه و تیم پروژه که تا قبل از این به همان تکنیک‌ها و فرآیندهای سنتی مدیریت پروژه نیز اعتقاد نداشتند، ناگهان و در عرض چند ثانیه و در چرخشی عجیب و حیرت‌انگیز به استفاده از تکنیک‌های اجایل و اسکرام در پروژه رو می‌آورند و شخصی که تا دیروز حتی به برنامه زمان‌بندی و WBS هم اعتقاد نداشت، مانند اسکرام‌مسترها هر روز جلسه سرپایی (STAND UP MEETING) برگزار می‌کند تا از کارهای روز گذشته هر واحد و دپارتمان و برنامه‌های امروز آن‌ها مطلع شود تا کارها با حداکثر سرعت ممکن پیشرفت کنند تا در روز بازدید پروژه سربلند باشند!

۴- ناگهان تمام ماشین‌آلات خرابی که در تعمیرگاه خاک می‌خوردند، تعمیر و بازسازی می‌ شوند، ماشین‌آلاتی که در طول روز در پروژ شاید در مجموع دو ساعت کار مفید می‌کردند حالا ممکن است تا پاسی از شب و یا حتی به صورت دو شیفت با راندمان بالای ۹۵ درصد مشغول به کار شوند، تمام نیروهای انسانی پروژه که شاید تا قبل از خبر بازدید تنها ۲۰ درصد از زمان روز خود را به کار می‌پرداختند، حالا با تمام توان و انرژی مشغول به کار می‌شوند و همه مرخصی‌ها و رست‌های پرسنل تا اطلاع ثانوی لغو می‌شوند و همه می‌دوند و تلاش می‌کنند تا روز بازدید از پروژه، تمام تیم پروژه سربلند و پیروز باشند.

۵- تا قبل از روز بازدید تمام ضایعات و زباله‌های سایت پروژه جمع‌آوری و به محل انبار ضایعات یا خارج از پروژه منقل می‌شوند، تک تک مناطق سایت پروژه یک آب و جاروی مفصل می‌شود، خیابان‌ها و جاده‌های داخلی پروژه همه جدول‌بندی و حتی آسفالت و خط کشی می‌شوند و تا جایی که می‌شود به سرعت همه جا رنگ‌آمیزی و پرداخت می‌گردد، گیت و دروازه ورودی سایت پروژه که تا قبل از این برنامه‌ای برای ساختش وجود ندشت به سرعت و بسیار زیبا تکمیل می‌شود و حتی دیده شده هزاران درخت و گل تزئینی در جای جای پروژه کاشته می‌شوند و محل کارگاه پروژه تبدیل به یک باغ سرسبز و زیبا و تمیز می‌شود. با این که همه می‌دانند این گل‌ها و درخت‌ها دو هفته بعد از بازدید پژمرده خواهند شد و آسفالت جاده‌های کارگاه نیز تا چند ماه بعد از بازدید، به دلیل رفت و آمد ماشین‌آلات سنگین و دارای چرخ زنجیری و یا حفاری جهت اجرای لوله‌های UG یا کابل‌کشی‌های زیر زمینی تخریب و نابود خواهند شد.

 

 

۶- گزارشات واحد برنامه‌ریزی و کنترل پروژه که تا قبل از آن حتی هرگز خوانده هم نمی‌شد، ناگهان عزیز دل همه مدیران ارشد پروژه و سازمان می‌شود و این واحد باید پرزنتیشن و ارائه‌های زیبا و یا در بعضی اوقات فیلم و کلیپ‌های حماسی از دست آوردهای پروژه جهت ارائه به مسئول محترم در روز بازدید تهیه نمایند.

۷- در روز بازدید برای اولین بار در تاریخ پروژه همه با لباس فرم رسمی شرکت و مرتب و اصلاح شده در محل کار حاضر می‌شوند، ابزار و لوازم ایمنی و حفاظت فردی نو و سالم و کامل در اختیار همه است و ماشین آلات پروژه نیز همه تمیز و شسشتو داده شده مشغول به کار هستند و خلاصه همه چیز خوب و مرتب و عالیست.

۸- از نظر تمام تیم پروژه و مدیریت پروژه تنها یک مایل‌استون مهم در پروژه وجود دارد و آن هم مایل استون روز بازدید مقام مسئول بلندپایه از پروژه است و تمام تلاش‌ها و برنامه‌‌ها و حرکت‌ها در راستای تحقق سربلندی پروژه در تاریخ مایل استون مربوطه است.

همان طور که در ابتدای این مطلب گفتم، بومی‌سازی و ایرانیزه کردن مسائل همواره یک نقطه ضعف یا یک اتفاق بد نیست. به عنوان مثال همین “سبک مدیریت پروژه بازدید محور” نیز به نظرآن قدرها بد نیست، حداقل به بهانه بازدید یک مقم بلندپایه دولتی از پروژه، بسیاری از مشکلات پروژه حل و فصل می‌شود و پروژه برای مدتی با سرعت و پیشرفت حیرت‌انگیز به جلو می‌رود و همه جا تمیز و آسفالت و گل‌کاری می‌شود، بنابراین آن قدرها هم سبک مدیریت پروژه بازدید محور چیز بدی نیست و حتی من پیشنهاد می‌کنم در قراردادها و برنامه‌های زمان‌بندی پروژه، مایل استون بازدید مقام بلند پایه در فلان تاریخ درج شود تا شاید از ابتدای پروژه با همین سرعت و راندمان فعالیت‌های پروژه انجام گردد.

خواهش می‌کنم بدون ذکر منبع (نام نویسنده، آدرس سایت و آدرس کانال تلگرام) کپی نکنید!

 

در همین ارتباط بخوانید:

مدیریت پروژه

استفاده از تکنولوژی‌های جدید، جهت کاهش زمان اجرای پروژه‌ها

شرکت‌های ساختمانی چینی با استفاده از تکنولوژی آماده‌سازی و ساخت متریال پیش ساخته در محل کارخانه و نصب سریع در محل اجرای پروژه، برج‌ها و آسمانخراش‌های بلندی را تنها طی سه هفته به اتمام می‌رسانند. ویدئوی زیر را ببینید: (اگر ویدئو را در پایین نمی‌بینید، اینجا کلیک کنید)

 

در منحنی‌های زمان و هزینه پروژه، نقطه‌ای وجود دارد که زمان پروژه در حداقل‌ترین حالت ممکن و بهینه‌ترین شرایط آن است و افزایش سرعت پروژه و عبور از آن نقطه ممکن است سبب ایجاد هزینه‌های بیشتر شود. شرکت‌های چینی با استفاده از تکنولوژی پیش ساخته، این نقطه زمانی را به پایین‌ترین حد ممکن رسانده‌اند و پروژه‌های برج‌های ساختمانی را در کم‌ترین زمان ممکن به اتمام می‌رسانند. اگر ویدئوی بالا را دیده باشید تمام اجزای یک برج در محل کارخانه ساخته می‌شوند و بعد برای نصب به محل پروژه منتقل می‌شوند. حتی اجرای کف و سقف یک طبقه نیز در محل کارخانه انجام می‌شود و کف بتن‌ریزی شده و حتی کاشی و سرامیک شده از کارخانه به محل نصب در پروژه منتقل می‌شود.

شرکت‌های ساختمانی ایرانی نیز اگر به سمت این فن‌آوری بروند، قطعن با بازخوردهای خوبی از جانب کارفرماها روبه‌رو خواهند شد، کدام سرمایه‌گذاری است که از ساخته شدن پروژه‌ش در سه هفته لذت نبرد؟

اجازه بدهید با یک مثال توضیح بدم که چه طور چنین روش اجرایی باعث کاهش هزینه‌های پروژه می‌شود. فرض کنید شما بخواهید یک پروژه ساختمانی را اجرا کنید. در فاز ساخت پروژه شما یک سری پرسنل نگهبان، نیروی ایمنی، سرپرست اجرا، دفتر فنی، مسئولین اداری و مالی و امثالهم دارید. علاوه بر آن هزینه‌هایی مثل برق و آب تجهیز کارگاه هم هست. اینها هزینه‌های غیرمستقیم پروژه هستند و چه پروژه یک ماه طول بکشد و چه ده سال شما در پروژه مجبور به پرداخت این هزینه‌های غیر مستقیم هستید. حال هرچه بتوانیم زمان پروژه را کاهش بدهیم و به آن نقطه بهینه در منحنی زمان-هزینه برسیم، در هزینه‌های غیرمستقیم صرفه‌جویی کردیم. از طرفی هزینه هایی مانند فرصت از دست رفته بابت بهره برداری از پروژه، هزینه اجاره انواع پمپ بتن و امثالهم هم به پروژه تحمیل خواهد شد.

اما چند نکته در کاهش زمان پروژه وجود دارد. تا یک جایی می‌شود زمان پروژه را با افزایش منابع و موازی‌سازی فعالیت‌ها کاهش داد و از آن نقطه بهینه به بعد دیگر کاهش زمان پروژه سبب افزایش شدید هزینه‌ها می‌شود یا اصلن کم‌تر از آن زمان اجرای کار غیرممکن خواهد بود. از طرفی در پروژه‌های ساختمانی بزرگ (مثل ساخت یک برج مسکونی یا اداری) اگر از تکنولوژی پیش ساخته جدید استفاده نشود، اصلن امکان کاهش زمان پروژه به کم‌تر از شش ماه میسر نیست.

به عبارتی شیوه سنتی ساخت ساختمان در ایران که تقریبن اکثریت مطلق پروژه‌ها با آن روش اجرا می‌شوند، جوابگوی کاهش زمان پروژه مشابه عملکرد شرکت‌های چینی نیست. علت این امر هم این است که عمده ساخت و ساز پروژه‌های ساختمانی در ایران یا توسط معماران و سازنده‌های سنتی انجام می‌شود یا توسط خود شخص مالک. شرکت‌های ساختمانی بزرگ سهم کمی از این بازار بزرگ دارند. البته در ایران هم تجربه‌های موفق استفاده از تکنولوژی پیش‌ساخته جهت کاهش زمان پروژه را داشته‌ایم. مثل ساخت پل طبقاتی صدر در شهر تهران که پایه‌های پل و قطعات بتنی آن در محل کارخانه ساخته می‌شد و در اتوبان صدر نصب می‌گشت. فقط تصور کنید اگر قرار بود همانند شیوه‌های سنتی ساخت، پایه ها و قطعات بتنی این این پل در محل پروژه آرماتوربندی، قالب‌بندی و بتن‌ریزی میشد، در آن صورت چقدر زمان پروژه زیادتر می‌گشت و چقدر هزینه‌های سربار و غیرمستقیم دامن‌گیر پروژه و کل شهر تهران می‌شد.

خواهش می‌کنم بدون ذکر منبع (نام نویسنده، آدرس سایت و آدرس کانال تلگرام) کپی نکنید!

در همین ارتباط بخوانید:

مدیریت پروژه

وقتی تیم پروژه، دوست ندارند پروژه به موقع تمام شود

تا کنون دلایل زیادی برای تمام نشدن پروژه‌ها یا اتمام پروژه‌ها با تأخیر شنیده‌اید. دلایلی مثل مشکلات تأمین مالی پروژه، بروز مشکل نقدینگی در پروژه، مشکل طراحی و تأخیر در فاز تولید مدارک مهندسی، مشکلات تأمین و تدارکات و تأخیر در خریدهای پروژه، طراحی اولیه ناقص و یا جانمایی اشتباه پروژه، مطالعلات فاز صفر ناقص و یا اشتباه و صدها دلیل دیگر که باعث می‌شود پروژه‌ها با تأخیر به اتمام برسند یا در برخی موارد هرگز تمام نشوند!

کافیست کمی به اطرافتان نگاه کنید تا ده‌ها پروژه دچار تأخیر را ببینید. پروژه‌هایی مثل ساخت مصلی شهر تهران، اتوبان تهران-شمال، خطوط متروی شهرها، پروژه‌های پل‌ها، تقاطع‌های غیرهمسطح، جاده‌ها، استادیوم‌ها و بیمارستان‌ها. برخی از این پروژه‌ها حتی بیشتر از سی سال قدمت دارند و در حال تبدیل شدن به آثار باستانی هستند.

در این نوشته می‌خواهم در مورد دلیلی صحبت کنم که در هنگام پرداختن به دلایل تأخیر یا به اتمام نرسیدن پروژه‌ها، کم‌تر به آن پرداخته شده است و آن هم تمایل خود تیم پروژه به تمام نشدن پروژه در موعد مقرر است. بله، برخی اوقات خود تیم پروژه از مدیران ارشد گرفته تا پایین‌ترین سطح در اجرای پروژه، تمایل چندانی به اتمام پروژه در موعد مقرر ندارند.

خاطرم هست که در سال‌های ابتدای شروع کارم در پروژه‌ای بزرگ و در سیستم پیمانکار مشغول به کار بودم. تقریبن بخش عمده و اصلی تیم پروژه، هم در پیمانکار، هم در مشاور و هم در کارفرما قبل از آن پروژه، در پروژه مشابه دیگری به مدت حدود ۱۵ سال مشغول به کار بودند و بعد از اتمام آن پروژه به پروژه فعلی آمده بودند و پروژه جدید نیز سال‌ها طول کشیده بود و اعضای تیم پروژه در هر سه رکن قرارداد(یعنی کارفرما، مشاور و پیمانکار) با احتساب مدت زمان پروژه قبلی و پروژه فعلی‌شان، به سن بازنشستگی می‌رسیدند و جالب اینجا بود که خیلی از این وضعیت راضی هم بودند.

عملن در تصمیم‌گیری‌ها، نوع کارکرد و برنامه‌ریزی و اجرای فعالیت‌ها این تمایل به تطویل پروژه در هر سه رکن پیمانکار، کارفرما و مشاور دیده می‌شد و این موضوع تنها شامل حال مدیران ارشد پروژه نبود و حتی در سطوحی مانند کارگران نیز، این رضایت از تطویل و تأخیر پروژه دیده می‌شد!

هرگاه که مشکل تأمین بودجه برای پروژه پیش می‌آمد، کارفرما به جای اینکه به آب و آتش بزند و از توقف یا کند شدن پیشرفت پروژه جلوگیری کند، به پیمانکار پیشنهاد می‌داد که شیفت‌ها و ساعت کاری را نصف کند و حتی د رمواردی به پیشنهاد خود کارفرما، پروژه کاملن تعطیل می‌شد تا روزی که پول برسد! مشاور پروژه نیز به نوبه خود از هیچ تلاشی برای تطویل مدت زمان پروژه فروگذار نمی‌کرد، از طراحی‌های over design گرفته تا توقف فعالیت‌های اجرایی به دلایل نه چندان منصفانه و طرح ها و ایده‌های عجیب و اشتباه. جالب اینجا بود که پیمانکار نیز گویی در این سیستم حل شده بود و با توجه به اینکه ضرر و زیان ناشی از تأخیرات پروژه به او پرداخت می‌شد، چندان انگیزه‌ای برای اتمام پروژه نداشت.

آن‌ها برای خود استدلال‌هایی هم داشتند، مثلن:

– اگر پروژه سریع و به موقع به اتمام برسد، عده‌ای زیادی از نان خوردن می‌افتند!
– این پروژه و پروژه قبلی نزدیک شهرهای محل سکونت ماست و خوب است که با کار کردن در دو پروژه به موعد بازنشستگی می‌رسیم و دیگر لازم نیست مثل بقیه افراد شاغل در پروژه‌‌ها، هر یکی دوسال از پروژه‌ای به پروژه دیگر نقل مکان کنیم و اینجا آرامش و ثبات داریم!
– کارکردن سریع در پروژه و به اتمام به موقع آن، سبب افزایش هزینه‌ها می‌شود!

غرض از نوشتن این مطلب این بود که بدانید همیشه دلیل ایجاد تأخیر در پروژه‌ها، مشکلات و موارد مرسوم نیست و گاهی دلیل اصلی، عدم تمایل تیم پروژه، به اتمام به موقع پروژه، خود دلیل اصلی ایجاد تأخیر در اتمام پروژه است. آفتی که پروژه‌های زیادی در ایران با آن روبه‌رو هستند که نحوه مبارزه با این آفت، خود حدیث مفصلی است که سعی می‌کنم در آینده راجع به آن بنویسم. شما هم اگر نظر خاصی در این مورد دارید، خوشحال می‌شوم که بخوانم.

خواهش می‌کنم بدون ذکر منبع (نام نویسنده، آدرس سایت و آدرس کانال تلگرام) کپی نکنید!

 

در همین ارتباط بخوانید:

مدیریت پروژه

انتشار نسخه جدید استاندارد مدیریت پروژه سازمانی توسط PMI

موسسه مدیریت پروژه آمریکا(PMI) نسخه ۲۰۱۸ استاندارد مدیریت پروژه سازمانی یا همون Standard for Organizational Project Management رو منتشر کرده. اگر جزو اعضاء فعال PMI باشید، می‌تونید این استاندارد رو به رایگان از سایت PMI دانلود کنید.

اما اصلن OPM چیه؟

PMI این استاندارد رو این جوری تعریف کرده:
استاندارد مدیریت پروژه سازمانی (OPM) چارچوبیه برای تطبیق پروژه‌ها، طرح‌ها و پورتفولیوها با استراتژی و اهداف سازمانی و سفارشی سازی یا تطبیق این شیوه‌ها با وضعیت یا ساختار سازمانها. این استاندارد برای مدیریت سازمان و کارکنان PMO یک راهنما و به اصطلاح یک BEST PRACTICE است.

استاندارد OPM یکی از جدیدترین استانداردهای پایه PMI است و با PMBOK نسخه ششم و دیگر استانداردهای PMI هماهنگ شده.

 

در همین ارتباط بخوانید:

هفت تغییر اساسی در ویرایش ششم PMBOK در مقایسه با نسخه پنجم

همه آن‌چه که لازم است در مورد اخذ مدرک PMP بدانید.

مدیریت پروژه

مدیریت پروژه در فوتبال

ابتدای بحث باید بگم که یک مسابقه فوتبال دقیقن یک پروژه هست و تمام مشخصات یک پروژه رو داره. اول اینکه محصول و نتیجه منحصر به فردی داره، در طول تاریخ شما نمی‌تونی دو تا مسابقه فوتبال رو پیدا کنی که شبیه هم بوده باشن. دوم اینکه زمان شروع و پایان داره و سوم اینکه وضوح تدریجی هم شاملش میشه، یعنی هرچی به دقیقه نود بازی نزدیک‌تر میشیم، نتیجه بازی واضح‌تر میشه. پس فوتبال یک پروژه هست و این پروژه برخی اوقات خیلی پروژه مهمی هست و در مسابقاتی مثل جام جهانی یا لیگ قهرمانان اروپا، بعضی مسابقات حدود سه میلیارد نفر بیننده زنده تلویزیونی داره و ارقام بسیار بزرگ مالی نیز در هر مسابقه جابه‌جا میشه، یعنی بعضی از مسابقات فوتبال ابر پروژه‌های بسیار مهم و حیاتی هستند، بنابراین شک نکنید برای پروژه هایی با این اهمیت و هزینه،  قطعن از تکنیک‌های مدیریت پروژه هم استفاده میشه.

جالبه که بدونید سرمربی فعلی تیم ملی فوتبال کشورمون، یعنی آقای کارلوس کیروش در فوتبال دنیا معروفه به یکی از اساتید کنترل پروژه فوتبال و از ابزارها و تکنیک‌های مدیرت پروژه برای هر مسابقه فوتبال حداکثر استفاده رو میکنه. بیاین با هم بعضی از این روش‌ها رو مرور کنیم.

حتمن دیدید که کارلوس کیروش در مسابقات و تورنمنت‌های مختلف از جمله‌های “ما بازی به بازی پیش می‌ریم”، “مهم‌ترین بازی ما، بازی بعدی ماست.” و “هر بازی شرایط خاص خودشو داره” استفاده می‌کنه. ایشون با این جملات دارن تأکید می‌کنند که هر مسابقه فوتبال یک پروژه با محصول منحصر به فرده و باید برای هر مسابقه تمام مراحل آغازین، برنامه‌ریزی، اجرا، مانیتور و کنترل و حتی فاز اختتام رو جداگانه پیاده‌سازی کرد.

برنامه‌ریزی برای منابع، یکی از مهم‌ترین آیتم‌های مدیریت پروژه در فوتبال هست. مهم‌ترین و اصلی‌ترین منبع برای یک مربی که در اینجا نقش مدیر پروژه رو ایفا می‌کنه، بازیکنان هستند. کارلوس کیروش همواره منابع خودش رو به ریزترین شکل ممکن تحت نظر داره و همیشه سعی می‌کنه منابع جوان و با انرژی رو برای استفاده در آینده به تیم خودش تزریق کنه. به عقیده من مدیریت منابع توسط کارلوس کیروش سبب شده همواره بازیکنان تیم ملی حتی فراتر از اون عملکرد و راندمانی که در تیم باشگاهی‌شون دارند، در تیم ملی داشته باشن و این یعنی حداکثر بهره‌وری منابع و استفاده از منابع با بالاترین راندمان و کیفیت ممکن که این امر قطعن بدون برنامه‌ریزی ویژه برای منابع امکان‌پذیر نیست. کیروش تو بررسی‌های خودش متوجه که شد منابع داخلی پروژه‌هاش(یعنی بازیکن‌های شاغل در لیگ داخلی ایران) راندمان و کیفیت بازیکنان لژیونر رو ندارند (به دلیل اختلاف سطح تمرینات و امکانات تیم‌های ایرانی با تیم‌های اروپایی) و به خاطر همین سعی کرد زمان بیش‌تری رو برای بهبود کیفیت منابع داخلیش صرف کنه که البته در این راه مشکلاتی هم براش پیش اومد که از حوصله این بحث خارجه.

کار مهم دیگه‌ای که کارلوس کیروش در بحث مدیریت پروژه فوتبال انجام میده، مدیریت ریسکه. ما همیشه می‌بینیم که کارلوس کیروش از قبل ریسک‌های پیش‌ روی یک پروژه فوتبال رو رصد میکنه و براشون برنامه پاسخ به ریسک و استراتژی می‌چینه. اون همیشه سعی می‌کنه علاج واقعه رو قبل از وقوع بکنه. یک مثال براتون بزنم: بازی مرحله رفت ایران مقابل سوریه در مقدماتی جام‌جهانی ۲۰۱۸ رو یادتونه؟. کیروش از قبل می‌دونست که بازی قراره در کشور مالزی و در یک چمن بی‌کیفیت برگزار بشه و از طریق اطلاعات هواشناسی مطمئن بود که روز بازی بارندگی هم خواهیم داشت. حالا استراتژی کیروش برای مقابله با این وضعیت چی بود؟ اون هر چی بازیکن قدرتی و اغلب شمالی(گیلانی و مازندرانی) رو تو ترکیب اصلی تیمش چید، از امید ابراهیمی گرفته تا سوشا مکانی و عزت‌الله پورغاز. بازیکن‌هایی که در چنین زمین‌هایی سابقه بازی کردن داشتن و اگر بدشانس نبودیم تو اون بازی هم به راحتی پیروز می‌شدیم. حالا فرض کنید اگر یک مربی بدون دانش مدیریت پروژه سرمربی ایران بود. مثلن یک سرمربی سنتی ایرانی! قطعن بدون در نظر گرفتن این ریسک‌ها تیمش رو به زمین مسابقه می‌فرستاد و بعد از اتمام مسابقه هم شروع می‌کرد به غر زدن در مورد کیفیت زمین و وضعیت آب و هوا و گیر دادن به زمین و زمان. یعنی ریسک‌ها رو IGNORE می‌کرد و بعد راجع به همون ریسک‌ها غر میزد!

حتمن می‌دونید که نود درصد زمان یک مدیر پروژه صرف ارتباطات میشه، کارلوس کیروش هم دقیقن برای ارتباطات پروژه‌هاش برنامه‌ریزی دقیقی داره و یک استراتژی مشخص در این زمینه رو دنبال می‌کنه. کافیه به سایت‌های ورزشی سر بزنید و مصاحبه‌های کیروش با رسانه‌های خارجی و داخلی رو مقایسه کنید. کاملن موضوع و سبک صحبت‌هاش با رسانه‌های خارجی و داخلی متفاوته و در هر کدوم دنبال اهداف خاصی می‌گرده و یا جنگ‌های روانی کیروش در برخی از مسابقات رو به یاد بیارید. این که چه طور در آخرین بازی مقدماتی جام جهانی ۲۰۱۴ یک مصاحبه ساده سرمربی کره‌جنوبی رو تبدیل به یک جنگ روانی بزرگ کرد و باعث ایجاد هیجان و انگیزه فراوان بین بازیکنان تیم شد. کیروش در این راه از ابزارهای مختلفی برای ارتباطات استفاده میکنه، از فیس بوک گرفته تا مصاحبه‌های مطبوعاتی یا تلویزیونی و گاهی تنها با نشان دادن چهره عبوس و اخموش و گاهی با هم نشان دادن چهره خندان و شاد خودش. تمام این رفتارها با برنامه و هدف و از قبل برنامه‌ریزی شده است. کیروش به معنی واقعی یک استاد ارتباطاته.

ابزار مهمی دیگه‌ای که کارلوس کیروش در مدیریت پروژه فوتبال ازش استفاده می‌کنه، استفاده از تکنیک‌های مدیریت منابع انسانی پروژه‌ست. اون همیشه و به صورت مرتب از تکنیک‌ها و ابزارهای Interpersonal skills/ Training/ Team building/ Ground rules/ Collocation/ Recognition and rewards/ Personnel assessment tools در تیم ملی استفاده می‌کنه. یک نمونه‌ش Ground rules هایی هست که در اردوهای تیم ملی ایجاد کرده، هر بار دیر رسیدن به محل تمرین یک سری جرایم مالی داره و یا برخی از جریمه‌های دیگه که به بهترین شکل ممکن سبب ایجاد نظم گروهی در تیم ملی شده. طی هفت سال گذشته تیم ملی کیروش، منظم‌ترین و بی‎حاشیه‌ترین تیم ملی تاریخ ایران بوده و اصلن از اون باندبازی‌های سابق یا بازیکن‌سالاری‌های قدیم و حاشیه‌های همیشگی تیم ملی در دوران گذشته خبری نیست و این‌ها همه نتیجه استفاده کیروش از تکنیک‌ها و ابزارهای مدیریت منابع انسانی در پروژه‌هاشه. اون در این راه خیلی جدی و مصممه، اون قدری که بازیکن‌های مهمی مثل سید مهدی رحمتی یا هادی عقیلی رو به دلیل همین نظم گروهی از تیم پروژه‌ش برای همیشه کنار گذاشت.

و در نهایت وظیفه اصلی و غایی یک مدیر پروژه، مدیریت یکپارچگی پروژه است و کارلوس کیروش به عنوان یک مدیر پروژه حرفه‌ای تمام توانش رو به کار می‌گیره تا مدیریت یکپارچگی پروژه‌ها و مسابقات فوتبالش رو به بهترین شکل ممکن ارائه بده. مدیریت یکپارچگی اون چیزیه که مدیر پروژه نمی‌تونه تفویض اختیار کنه و تمام مسئولیتش بر عهده خودش هست و کیروش نشون داده که در این کار یک استاد واقعیه.

در حال حاضر مهم‌ترین تفاوت مربی‌های سنتی و مدرن فوتبال همین بحث به‌کار‌گیری مدیریت پروژه در فوتبال هست. مربیان بزرگی مثل گواردیولا، مورینیو و زیدان هم به وضوح از تکنیک‌ها و ابزارهای مدیریت پروژه استفاده می‌کنند. در حالی‌که این دانش هنوز در بین مربیان ایرانی جا نیافتاده و به نظرم آموزش مدیریت پروژه به مربیان فوبتال ایرانی، می‌تونه تأثیر بسیار مثبتی در پیشرفت اونا داشته باشه. چرا که فوتبال یک پروژه است، یک پروژه خیلی مهم، بزرگ، پر بیننده و پر هزینه و البته جذاب.

خواهش می‌کنم بدون ذکر منبع (نام نویسنده، آدرس سایت و آدرس کانال تلگرام) کپی نکنید!

 

در همین ارتباط بخوانید:

مدیریت پروژه , مدیریت ذینفعان پروژه

چه بر سر پروژه‌هایی می‌آید که از مدیریت ذینفعان مخالف غافل می‌شوند؟

مطابق تعریف راهنمای PMBOK ذینفعان هر پروژه از نظر سطح مشارکت در پروژه به پنج دسته زیر تقسیم می‌شوند:

۱- ذینفعان نا آگاه (یا بی‌خبر) از پروژه (Unaware)
۲- ذینفعان مخالف پروژه (Resistant)
۳- ذینفعان خنثی (Neutral)
۴- ذینفعان پشتیبان پروژه (Supportive)
۵- ذینفعان راهبر پروژه (Leading)

راهنمای PMBOK توصیه می‌کند که از طریق ابزارها، تکنیک‌ها و روش‌هایی، هر کدام از این ذینفعان را به آن سطح مشارکتی که مد نظر خودمان و مطلوب پروژه هست برسانیم.

موضوع این نوشته در خصوص آن دسته از ذینفعانی است که با پروژه ما مخالف هستند. هر مدیر پروژه‌ای باید برای این ذینفعان مخالف یک برنامه استراتژی مشخص داشته باشه تا سطح مشارکت آن‌ها را به ذینفعان پشتیبان یا حداقل خنثی برساند. چون در غیر این صورت ممکن است این ذینفعان مخالف مشکلات جدی در پروژه ایجاد کنند و سبب افزایش هزینه و زمان پروژه شوند و یا حتی ممکن است به طور کلی پروژه را متوقف کنند و باعث شکست کامل پروژه شوند.

اما بیاید با هم چند مثال از عدم توجه به مدیریت ذینفعان مخالف پروژه را مرور کنیم:

مثال اول، تخریب یک نیرووگاه خورشیدی در هند

ویدئوی زیر را ببینید.(برای دیدن ویدئو و تصاویر این نوشته باید به لینک اصلی مطلب مراجعه کنید) گروهی در کشور هند مشغول تخریب پنل‌های یک نیروگاه خورشیدی هستند. آن طور که در سایت‌ها نوشته‌اند، این پروژه نیروگاه خورشیدی در کشور هندوستان اجرا شده و در آن منطقه یک فرقه خاص با مذهب خورشیدپرستی ساکن بودند و طی فتوایی که بزرگان آن فرقه دادند، استفاده از انرژی خورشیدی، باعث ناراحتی خدای خورشید خواهد شد و پیروان آن فرقه هم شروع به حمله و تخریب پنل‌های خورشیدی نصب شده کردند.

 

ذینفع مخالف: پیروان فرقه خورشیدپرستی
نتیجه: تخریب تجهیزات پروژه و احتمالن شکست پروژه
تحلیل: مدیر پروژه این نیروگاه می‌بایست قبل از آغاز پروژه در خصوص فرهنگ مردم آن منطقه تحقیق می‌کرد و اگر امکانش بود قبل از شروع پروژه با بزرگان آن قوم مذاکره می‌کرد و در مورد نوع کار کردن یک نیروگاه خورشیدی و مزایایش برای اقتصاد منطقه توضیح می‌داد و اگر هم قانع نمی‌شدن باید از شروع پروژه خودداری می‌کرد.

مثال دوم توقف پروژه ساخت پتروشیمی دشتسان:

در ۴ مرداد خبرگزاری‌ها نوشتند که «مردم مانع کلنگ‌زنی پتروشیمی دشتستان استان بوشهر توسط وزیر صنعت شدند». وزیر صنعت و مقامات استان بوشهر برای کلنگ‌زنی به محل احداث پروژه پتروشیمی دشتسان می‌روند ولی با حدود دو هزار نفر از مردم منطقه مواجه می‌شوند. آن مردم آمده بودند تا مخالفت خود را با احداث این پروژه در آن مکان اعلام کنند و علت آن را هم نداشتن مجوزهای زیست محیطی، نامعلوم بودن محل تأمین آب پروژه و نیز مشخص نبودن بودن محل دفع پساب صنعتی آن ذکر کرده‌اند. در انتهای ماجرا نیز کلنگ‌زنی پروژه که بخشی از فازهای اولیه آن نیز انجام شده بود، در همان مرحله متوقف شد و پروژه برای همیشه تعطیل شد.


ذینفع مخالف: محیط زیست و مردم محلی منطقه که نگران محیط زیست محل خود بودند.
نتیجه: توقف کامل پروژه
تحلیل: مدیران این پروژه بایستی قبل از اینکه جانمایی پروژه را انجام می‌دادند و مطالعات اولیه و اجرای فازهای ابتدایی را شروع می‌کردند و قبل از رسیدن به مرحله کلنگ‌زنی، مطالعات کاملی در خصوص تأثیرات زیست‌محیطی پروژه، نحوه تأمین آب آن و نحوه دفع پساب مجتمع انجام می‌دادند و اگر به نتایج خوبی می‌رسیدند گزارشات و ماحصل مطالعات خود را به اطلاع مسئولین و مقامات محلی و مردم منطقه می‌رساندند تا رضایت آن‌ها را جلب نمایند. اگر هم در مرحله مطالعات زیست محیطی به این نتیجه می‌رسیدند که آسیب کمی به محیط زیست منطقه وارد خواهد شد، اما در ازای آن احداث این مجتمع پتروشیمی، سبب ایجاد کار برای مردم محلی و رونق اقتصادی منطقه خواهد شد، این نتایج را نیز به اطلاع مردم محلی می‌رساندند و رضایت آن‌ها را کسب می‌کردند. کارهایی که متأسفانه انجام نشد.
لینک: اعتراض “زیست محیطی” مردم دشتستان به ساخت پتروشیمی یعنی بلوغ، به قلم دکتر محسن رنانی

مثال سوم: توقف پروژه توسعه ذوب مس سونگون آذربایجان شرقی

ذینفع مخالف: طرفداران محیط زیست به جهت آسیب رساندن پروژه به جنگل‌های ارسباران
نتیجه: توقف کامل پروژه
تحلیل: همانند مثال قبل
لینک: تأملی بر توقف پروژه ذوب مس سونگون

مثال چهارم: پروژه بزرگراه قزوین-رشت

(این مثال را در کلاس درس آقای مهندس کتب زاده شنیدم، اما چون خودم هم گیلانی هستم به عینه مشکلات این پروژه را لمس کرده‌ام)
جاده قدیم و پر رفت و آمد قزوین به رشت از شهرهایی مانند لوشان، منجیل، رودبار و رستم‌آباد عبور می‌کرد. به دلیل تردد زیاد در این جاده‌ها و گذر زیاد خودرو از این شهرها بخشی از اشتغال مردم این شهرها شامل سرویس‌دهی به ماشین‌های عبوری می‌شد. سرویس‌هایی مانند رستوران، تعمیرگاه، پمپ بنزین و فروش محصولات غذایی محلی و سوغاتی به مسافرین. به خصوص در شهر رودبار بخش قابل توجهی از اقتصاد این شهر وابسته به فروش زیتون به مسافران عبوری است.

طراحی بزرگاه قزوین رشت به گونه‌ای بود که بدون عبور بزرگراه از مرکز این شهرها و دور زدن این شهرها، مسیر کوتاه‌تر و خلوت‌تر می‌گشت. بخش عمده‌ای از این پروژه اجرا گشت و شهرهای رستم‌آباد، لوشان و اخیرن منجیل به صورت کامل از مسیر رفت و آمد حذف شدن اما هشت کیلومتر از این مسیر که مربوط به شهر روردبار است هنوز تکمیل نشده است و مشکلاتی در اجرای پروژه پیش آمده است. بسیاری از اهالی رودبار با عبور این بزرگراه از طریق تونل در این بخش گلایه دارند و اقتصاد این شهر را وابسته به فروش زیتون و محصولات وابسته به آن می‌دانند و عقیده دارند با عبور بزرگراه از تونل، شهر رودبار از دید مسافران دور می‌ماند و این مسأله برای مغازه‌داران مسیر فعلی که معیشت آن‌ها به فروش زیتون بستگی دارد از اهمیت حیاتی برخوردار است. حتی در مقاطعی این اعتراضات به خشونت و درگیری فیزیکی با برخی از مدیران این پروژه رسید.

ذینفع مخالف: مردم شهرهای رودبار، منجیل، لوشان، رستم‌آباد
نتیجه: افتتاح نشدن ۸ کیلومتر از مسیر و عدم اتمام کامل پروژه بعد از گذشت سال‌ها
تحلیل: مدیران این پروژه بایستی قبل از شروع پروژه به راهکارهای اخذ رضایت مردم این شهرها می‌اندیشیدند. اما این کار انجام نشد و پس از اعتراضات مردم محلی و در اواخر پروژه شروع به ساخت مجتمع‌هایی در مسیر بزرگراه جدید کردند تا فروشندگان زیتون محلی به آنجا منتقل شوند. کاری که هنوز به اتمام نرسیده و بزرگراه نیز پس از گذشت سال‌ها از آغاز پروژه هنوز به اتمام نرسیده است و مردم نیز مجبورن ترافیک سنگین در مسیرهای ورودی و خروجی شهر رودبار را تحمل کنند.

مثال پنجم: آب رفتن پروژه مونوریل شهر قم

(این مثال را نیز در کلاس درس آقای مهندس کتب‌زاده شنیده‌ام و گروهی که در آن کار می‌کنم، پیمانکار اصلی این پروژه بوده و البته پیمانکار در این قضیه کاملن بی‌تقصیر است)
ذینفع مخالف: آستان حرم حضرت معصومه(س)
نتیجه: اجرای ناقص طرح اولیه پروژه و ناتمام ماندن بخشی از پروژه
راهکار: بخشی از خط مونوریل شهر قم از حریم تاریخی مذهبی حرم حضرت معصومه(س) عبور می‌کرد. بدون در نظر گرفتن این ذینفع بسیار مهم پروژه آغاز شد و در نهایت نیز مجریان پروژه نتوانستند رضایت آستان این مکان مذهبی را جلب نمایند و پروژه بدون اجرای این بخش و به صورت ناقص اجرا گشت. بدیهی بود که شاید با در نظر گفتن این ذینفع مخالف و کلیدی پروژه قبل از شروع پروژه، شاید مجریان به این نتیجه می‌رسیدند که مسیر خط مونوریل به صورت کامل تغییر نماید.
لینک: مونوریل قم ۱۳ کیلومتر آب رفت!

مثال ششم: پروژه انتقال آب زاینده رو به استان یزد

ذینفع مخالف: کشاورزان اصفهانی
نتیجه: انفجار خط لوله انتقال آب

مثال هفتم: توقف پروژه عملیات اجرایی طولانی‌ترین معبر شهر یاسوج

ذینفع مخالف: مالکان زمین‌های منطقه اجرای پروژه
نتیجه: توقف کامل اجرای پروژه

مثال هشتم: پروژه سد سیوند

ذینفع مخالف: طرفداران میراث فرهنگی
نتیجه: بروز درگیری‌های رسانه‌ای شدید و فشار سیاسی زیاد بر پروژه

مثال نهم: پروژه توسعه شرکت اسنپ در کرمان

ذینفع مخالف: رانندگان تاکسی محلی
نتیجه: حمله به دفتر اسنپ در کرمان و تخریب اموال این شرکت

 

جمع‌بندی: مثال‌هایی از این دست را بسیار زیاد دیده و شنیده‌ایم. امیدوارم با بلوغ بیشتر دانش مدیریت پروژه در ایران، مدیران ارشد پروژه‌ها توجه ویژه‌ای به مدیریت ذینفعان مخالف پروژه داشته باشند تا از بروز مشکلات برای پروژه‌هایشان جلوگیری کنند.

پی‌نوشت: ایکاش یک معادل بهتری برای ترجمه عبارت stakeholder پیدا می‌شد. چون “ذینفع” اولن یک کلمه عربی هست و دومن به معنی صاحب منفعت است، در حالی‌که در مثال‌های بالا ذینفعان بیشتر “ذی‌ضرر” بودند. به عبارتی stakeholder پروژه لزومن از پروژه نفع نمی برد و ممکن است بابت اجرای پروژه به او ضرر و زیان برسد.

 

خواهش می‌کنم بدون ذکر منبع (نام نویسنده، آدرس سایت و آدرس کانال تلگرام) کپی نکنید!