برنامه ریزی و کنترل پروژه , مدیریت پروژه , مدیریت منابع

تفاوت نیروهای مستقیم و غیر مستقیم در پروژه

حتمن می‌دونید که در گزارشات مختلف واحد برنامه‌ریزی و کنترل پروژه در پروژه‌های مختلف در بخش گزارش نیروهای انسانی شاغل در پروژه، معمولن یک دسته‌بندی صورت می‌گیره و اون هم تقسیم نیروهای پروژه به دو دسته نیروهای مستقیم و غیر مستقیم هست.

اما تعریف و تفاوت نیروهای مستقیم و غیر مستقیم پروژه چیه؟

نیروهای مستقیم:
این نیروها مستقیمن درگیر کار اجرایی در پروژه هستند. به عبارتی یک فعالیت یا چند فعالیت اجرایی در پروژه را انجام می‌دهند. اجازه بدین من کار شما رو راحت کنم و لیستی از همه نیروهایی که معمولن به عنوان نیروی مستقیم در پروژه‌ها لحاظ میشن رو خدمتتون ارائه بدم. (این لیست ممکنه محدود به همه موارد زیر نباشه)

تیم نقشه‌برداری(شامل نقشه‌بردار و کمک نقشه بردار)/ تیم رانندگان ماشین آلات سنگین(مثل رانندگان جرثقیل،لودر،بیل مکانیکی،کمپرسی و امثالهم)/تیم بچینگ/آرماتوربند /قالب‌بند /بتن‌ریز /بولت‌گذار/جوشکار /فیتر /کمکی جوشکار وکمکی فیتر/سینی‌کار/کابل‌کش/کانکشن کار/مونتاژ کار/تیم خم و برش آرماتور/سنگ‌زن/برش‌کار/کارگر فنی/کارگر ساده/

نیروهای غیر مستقیم:
اما نیروهای غیرمستقیم مستقیمن در کار اجرایی پروژه فعال و درگیر نیستند ولی وجودشون در پروژه ضروریه. در قدیم برخی به اشتباه به نیروهای غیرمستقیم می‌گفتن “نیروهای سربار” که اصلن واژه قشنگی نبود. چون این فراد نه تنها سربار پروژه نیستند، بلکه اگه وجود نداشته باشند عملن پروژه وجود نخواهد داشت.
موارد زیر در پروژه می‌توانند در دسته‌بندی نیروهای غیرمستقیم پروژه قرار بگیرن: (این لیست ممکنه محدود به همه موارد زیر نباشه)
مدیر پروژه /سرپرست کارگاه /تیم اجرا (سرپرست ، کارشناس و تکنسین اجرا)/تیم دفتر فنی (شامل : سرپرست، کارشناس ، تکنسین ، آرشیومن ، صورت وضعیت نویس و پرمیت‌من)/تیم کنترل کیفیت(QC) (شامل سرپرست، کارشناس و کمک کارشناس)/تیم برنامه‌ریزی و کنترل پروژه ( شامل سرپرست و کارشناس و کمک کارشناس( /تیم ایمنی HSE (شامل: سرپرست ، کارشناس و افسر ایمنی)/تیم امور اداری و پشتیبانی(شامل : سرپرست ، کارشناس اداری ، منشی و تکنسین تاسیسات برق و مکانیک تجهیز کارگاه)/تیم امور مالی (سرپرست و کارشناس مالی)/تیم کارپردازی (سرپرست ، کارپرداز و کمک کارپرداز )/تیم نگهبانی و خدمات (شامل : نگهبان ، خدمات و سرایدار و آشپز و کارگر رستوران)/تیم انبارداری تجهیزات (سرپرست ، انباردار ، کمک انباردار و اپراتور کامپیوتر و راننده لیفتراک)/تیم انبارداری مواد و مصالح / تیم ماشین آلات بدون رانندگان سنگین (سرپرست و کارشناس و کارمند و تکنسین و تعمیرکار ماشین آلات و سرویسکار )

اما چرا این دسته‌بندی انجام میشه؟

دلیلش به ماهیت کارکرد نیروهای مستقیم و غیرمستقیم در پروژه برمیگرده. یک راه حل خیلی ساده برای تشخیص نیروهای مستقیم از غیر مستقیم، هنگام تخصیص منابع در برنامه زمان‌بندی است. شما می‌توانید نیروهای مستقیم رو به فعالیت‌های پروژه در برنامه زمان بندی تخصیص بدهید، اما تخصیص نیروهای غیرمستقیم به فعالیت‌های برنامه زمان‌بندی به این راحتی‌ها نیست.

از طرفی در برخی از پروژه‌های Construction، یکی از شاخص‌هایی که بررسی میشه، نسبت نیروهای غیرمستقیم به کل پروژه است. البته استانداردی وجود نداره که بشه گفت نسبت نیروهای غیرمستقیم به کل نیروهای پروژه چقدر باید باشه، اما ترند و روند این نسبت رو در دوره‌های مختلف میشه مانیتور و کنترل کرد. معمولن در ابتدا و انتهای پروژه، نسبت نیروهای غیرمستقیم به نیروهای کل پروژه بیش‌تر از اواسط پروژه خواهد بود. در یک پروژه Construction معمولی(نه چندان بزرگ و نه چندان کوچک) نسبت نرمال نیروهای غیر مستقیم به کل پروژه بین ۱۵ تا ۳۰ درصده. (البته باز هم تأکید می‌کنم هیچ استاندارد و معیاری در این خصوص وجود نداره بگیم طبق اون باید عمل بشه.) از طرفی هرچه این نسبت عدد بزرگتری باشه باید مدیر پروژه یا سرپرست کارگاه به این فکر بیافتند که شاید هزینه‌هاشون در انتهای پروژه بیشتر از درآمدشون بشه.

یک کاربرد دیگه تقسیم نیروهای پروژه به دو بخش نیروهای مستقیم و غیرمستقیم در کلیم‌های مالی پروژه هست. مثلن فرض کنید پروژه شما یکسال بعد از اتمام قرارداد به پایان واقعی خودش رسیده و شما توانستید ده ماه از این یکسال تأخیر رو مجاز کنید و حالا قصد دارید هزینه‌های سربارتون که بابت این تأخیر مجاز به پروژه شما تحمیل شده رو به کارفرما کلیم کنید. در چنین شرایطی کارفرماها معمولن هزینه حقوق و دستمزد نیروهای غیرمستقیم در دوره تأخیرات مجاز رو تقبل می‌کنند و البته بدیهی هم هست، چون بابت کاری که نیروهای مستقیم شما در طول بازه زمانی تأخیرات انجام داده‌اند، صورت وضعیت کردید و پولش رو گرفتید.

در پایان توصیه می‌کنم در گزارشات مختلفی که ارائه می‌دهید، منابع انسانی پروژه را در قالب دسته‌بندی مستقیم و غیرمستقیم ارائه بدید و روند و TREND نسبت تعداد نیروی غیرمستقیم به مجموع کل نیروهای پروژه رو هم در قالب نمودار تحلیل و بررسی کنید.

خواهش می‌کنم بدون ذکر منبع، کپی نکنید!

تأخیرات و ادعا

مجاز کردن تأخیرات پروژه، خدمت یا خیانت؟

مهندس عباس مقدسی در سایت‌شون مطلبی نوشتن با عنوان “خدمت یا خیانت؟!“. در این مطلب ایشان به درستی مواردی رو مطرح کردن که تلاش ما به عنوان پیمانکار برای حداکثر مجاز کردن تأخیرات ایجاد شده در پروژه، شاید نه تنها خدمت به سازمان‌مون نباشه، بلکه ممکنه یک مدل خیانت هم باشه و در صورتی که فقط بر اساس واقعیات لوایح تأخیرات را به کارفرما و مشاور ارائه کنیم، در صورت غیرمجاز شدن بخشی از تأخیرات پروژه، سازمان و مدیران پروژه به این نتیجه می‌رسند که حواسشون بیشتر به تأخیرات پروژه باشه و تو پروژه‌های بعدی بهتر و سریع‌تر کار کنن.

با نفس سخن ایشان موافق هستم اما مواردی هست که در ادامه این بحث میشه عنوان کرد. این موارد از نظر من این‌ها هستند:

۱- آنالیز تأخیرات در طول پروژه

یک اشتباه مکرری هست که در خیلی از پیمانکارها دیده میشه و اون هم اینه که پرونده توجیه تأخیرات رو در انتهای پروژه و وقتی زمان قرارداد به اتمام رسیده تهیه می‌کنند. در حالی که روال درست اینه که در هر دوره مانیتور و کنترل پروژه که معمولن دوره‌های ماهیانه است، بحث انحراف و تأخیر پروژه آنالیز بشه و سهم کارفرما و مشاور و پیمانکار در تأخیرات، در هر ماه از پروژه محاسبه بشه. لزومی هم نداره این آنالیز رو به کارفرما و مشاور بدیم، اصلن شاید اگر این آنالیز تأخیرات ماهیانه رو بهشون بدیم، جبهه بگیرن و عصبانی بشن و بگن پیمانکار از اول پروژه فقط به فکر کلیمه.

اما انجام این کار باعث میشه اون بخشی از انحرافات یا تأخیرات ایجاد شده در طول پروژه که باعثش خودمون هستیم رو بشناسیم و به کمک تیم پروژه سعی کنیم این درصد رو به صفر برسونیم. به عبارتی به جای اینکه با یک نگاه Re active و در پایان پروژه به دنبال مجاز کردن تأخیرات باشیم، با یک نگاه پیشگیرانه و Pro active و در طول پروژه سعی کنیم سهم خودمون از تأخیرات پروژه رو به صفر برسانیم.

در این حالت سعی ما مبنی بر صفر کردن سهم خودمون از تأخیرات در طول پروژه، نه تنها یک تلاش غیراخلاقی و خیانت به سازمان نیست، بلکه یک خدمت بزرگ به خودمون و پروژه‌مون هست. در پایان پروژه هم در عرض چند روز پرونده توجیه تأخیرات‌مون آماده‌ست(چون همه چیز رو به شب امتحان موکول نکردیم) و به سرعت می‌تونیم یک پرونده توجیه تأخیرات پخته و مستدل و بدون حرف و حدیث به کارفرما و مشاور ارائه کنیم.

۲- ارزیابی واحد برنامه‌ریزی و کنترل پروژه بر اساس میزان تأخیرات مجاز پروژه

در برخی از سازمان‌ها، معیار ارزیابی عملکرد واحد برنامه‌ریزی و کنترل پروژه، در میزان تأخیرات مجاز شده پروژه‌های شرکت توسط این واحد است. به این کار ندارم که آیا این معیار صحیحی جهت ارزیابی واحد برنامه‌ریزی و کنترل پروژه هست یا نه، اما واقعیت اینه که در برخی از سازمان‌ها شرایط این جوریه. یعنی هرچقدر واحد برنامه‌ریزی و کنترل پروژه بتونه مقدار بیشتری از تأخیرات پروژه رو (حالا به هر روشی) مجاز کنه، واحد موفق‌تریه. خب اینجا وقتی خود مدیران ارشد سازمان و استراتژی کلان شرکت، چنین درخواستی از شما دارند، شما هم به عنوان یک حرفه‌ای باید تمام تلاشتون رو در جهت اهداف شرکت بکنید. اما باز هم این امر توجیهی نمیشه که از روش‌های فریبکارانه، حیله‌گرانه و غیراخلاقی برای مجاز کردن تأخیرات استفاده کنیم.

۳- قیمت‌های پایین قراردادی

خیلی از پیمانکاران برای اینکه برنده مناقصه بشن، قیمت‌های پایین و غیرمنطقی ارائه می‌کنند و تنها راهی که با این قیمت پایین در پروژه ضرر نکنن، کلیم‌های مالیه. در این حالت حتی خود کارفرماها هم میدونن که قیمت قرارداد پیمانکار به قدری پایینه که کارش خوب انجام نمیشه و لنگ می‌مونه و در نهایت پروژه خودش متضرر میشه، بنابراین خود کارفرماها هم در این حالت ممکنه به پیمانکار از طریق کلیم کمک کنند. خب در این حالت که کارفرما هم راضیه، مجاز کردن تأخیرات به هر روشی چندان غیر اخلاقی به نظر نمی‌رسه. هر چند میگن اصول اخلاقی نسبی نیستند و یک کار یا اخلاقیه یا غیراخلاقی و حالت خاکستری وجود نداره.

۴- تکنیک‌های روانشناسی ارائه کلیم

یک سری تکنیک‌های روانشناسی در مورد کلیم و پرونده توجیه تأخیرات وجود داره، که معروف‌ترین آن‌ها تکنیک “مرگ رو گرفتن، تا به تب راضی شدنه”. به عنوان مثال شما می‌دونید که از ۳۰۰ روز تأخیر پروژه، ۵۰ روز تقصیر شما و ۲۵۰ روز تقصیر کارفرماست. اما تو لایحه‌تون ادعا می‌کنید که ۲۸۰ روز از تأخیرات بر عهده کارفرما و ۲۰ روز بر عهده پیمانکاره.

کارفرمایانی هستند که از خط زدن موارد ادعایی توسط پیمانکار خوششون میاد و اگه اون ۲۸۰ روز ادعایی شما رو خط بزنن و تبدیلش کنن به ۲۶۰ روز، احساس رضایت بهشون دست میده. وجود چنین کارفرماهایی باعث میشه پیمانکاران هم معمولن نه تنها در پرونده توجیه تأخیرات، بلکه در صورت‌وضعیت‌ها و قیمت‌های جدید و امثالهم همواره دست بالا رو بگیرن، چون همیشه یک درصدی از قبل تو ذهنشون برای خط زدن کارفرما و مشاور کنار گذاشتن. در این حالت هم موضوع چندان غیراخلاقی و خیانت محسوب نمیشه. چون شما برای گرفتن حق صد در صدی خودتون از کارفرما، مجبورید مقداری بالاتر ادعا کنید که پس از خط خوردن توسط کارفرما یا مشاور، به اون مقدار منصفانه مدنظر میرسه.

۵- کارفرما و مشاور غیرمنصف

و اما مورد آخر وجود کارفرما و مشاوران غیرمنصفه. در برخی از موارد عملکرد کارفرما در زمینه تحویل زمین، پرداخت صورت وضعیت‌ها، تأیید نقشه‌ها و مدارک و تأمین متریال، تغییرات مداوم و زیاد در اسکوپ و سایر عوامل سبب میشه که پروژه با تأخیر زیاد مواجه بشه و پیمانکار دچار ضرر و زیان بشه و از طرفی هیچ منطقی نیز در خصوص کلیم و توجیه تأخیرات از جانب پیمانکار نپذیره و خیلی محکم و ظالمانه بایسته و بگه: “کلیم بی کلیم” و در تمام صورتجلسات و نامه نگاری‌ها، به no claim بودن تأکید کنه و در مجموع با دیدگاه خیلی غیرمنصفانه و ظالمانه به پیمان دوطرفه نگاه کنه.

در این حالت برای پیمانکار سه راه باقی می‌مونه: اول اینکه کار رو بکشونه به مراجع حقوقی و دادگاه که در نهایت به دلیل تطویل زیاد پرونده‌های قضایی در ایران و تبعات همیشگی شکایت‌های حقوقی، بازنده اصلی همیشه پیمانکاره و نهایتش بتونه مقداری از ضررش رو جبران کنه. راه دوم اینه که بسیار اخلاق‌مدارانه آن چیزی که واقعن هست رو ادعا کنه که در این حالت کارفرمای ظالم پیروز قطعی خواهد بود و حالت سوم اینه که سعی کنه با هر روش و تکنیک و متدی، حداکثر میزان مجاز بودن تأخیرات رو از کارفرما بگیره. در این حالت هم باز هم در مرز بین رفتار اخلاقی و غیراخلاقی حرکت می‌کنیم و تصمیم‌گیری در مورد اخلاقی یا غیراخلاقی بودن این روش دشواره.

سخن پایانی:
اما در پایان باید بگم ریشه اصلی عدم تفاهم کارفرماها، مشاورها و پیمانکارهای ایرانی در مورد موضوع کلیم و ادعا و مجاز بودن و غیرمجاز بودن تأخیرات و مواردی از این دست، قدیمی بودن آیین‌نامه‌ها و شرایط عمومی پیمان و امثالهم است. این آیین‌نامه‌ها و بخش‌نامه‌ها برخی بیش از پنجاه سال پیش نوشته شدند اما هنوز در قراردادهای پیمانکاری استفاده می‌شوند و طبیعیه که بعد از گذشت این همه سال و پیچیدگی بیشتر پروژه‌ها، اون قوانین قدیمی چندان مناسب شرایط روز نباشه و بایستی یک بازنگری اساسی در قوانینی مثل شرایط عمومی پیمان و حتی قوانین مدنی کشوری انجام بشه. به عبارتی ابهامات و عدم شفافیت این قوانین سبب بروز عدم تفاهم و بسیاری از اختلافات بین پیمانکار و کارفرما میشه و به طبع اون ممکنه باعث بشه پیمانکار به روش‌های غیر اخلاقی متوسل بشه.

از طرفی هنوز نهاد داوری یا همون Arbitration در ایران جا نیافتاده و معمولن بعد از اینکه کارفرما و پیمانکار در موضوعی به تفاهم نمی‌رسند و کار بالا می‌گیره، مستقیم به مراجع حقوقی و دادگاه مراجعه می‌کنند، در حالیکه در خیلی از کشورها این اختلافات توسط نهاد داوری(Arbitration) حل و فصل میشه(آمار میگه در دنیا بیش از هشتاد درصد اختلافات در نخادی داوری حل و فصل میشه) و داوران به عنوان یک مرجع بی‌طرف (مرضی‌الطرفین) در خصوص اخلاقی بودن یا غیراخلاقی بودن ادعای پیمانکار تصمیم می‌گیرن.

خواهش می‌کنم بدون ذکر منبع، کپی نکنید!

برنامه ریزی و کنترل پروژه , تأخیرات و ادعا

حوادث قهری در پروژه، مسئولیت خسارت با کیست؟

عکس زیر رو یکی از پرسنل دفتر فنی یکی از پیمانکاران شاغل در پروژه‌ای در شهر اهواز از میز کار خودش در کارگاه پروژه منتشر کرده.

حوادث قهری در پروژه

نکته‌ای که در خصوص این عکس به ذهنم رسید آلودگی و وجود ذرات ریزگرد و گرد و غبار شدید در پروژه‌های این استان در چند روز گذشته است. در این حالت معمولن واحد HSE اجازه کار به پیمانکاران رو نمیده و اصلن به جهت کاهش شدید دید امکان کار کردن در پروژه نیست. اما سوالی که پیش میاد اینه که در این شرایط تکلیف این یک یا چند روز بیکاری پیمانکار و تأخیر ایجاد شده در پروژه چیست؟

ماده ۴۳ شرایط عمومی پیمان در خصوص حوادث قهری میگه :
جنگ ، اعم از اعلام شده يا نشده، انقلاب‌ها و اعت.صاب‌هاي عمومي ، شيوع بيماري‌هاي واگيردار ، زلزله ، سيل ، و طغيان‌هاي غير عادي‌ ،‌آتش‌سوزي‌هاي دامنه دار و مهار نشدني، طوفان، و حوادث مشابه خارج از كنترل دو طرف پيمان كه در منطقه اجراي كار وقوع يابد و ادامه كار را براي پيمانكار ناممكن سازد جزء حوادث قهري به شمار مي‌آيد و در صورت بروز آن‌ها، به ترتيب زير عمل مي شود. در بروز حوادث قهري، هيچ يك از دو طرف مسئول خسارت‌هاي وارده به طرف ديگر در اثر اين حوادث نيست.

گرد و غبار این چند روز استان خوزستان دقیقن فورس ماژور و مصداق حوادث قهری و شامل ماده۴۳ میشه. به عبارتی حوادثی این چنینی ACT OF GOD هستند و دو طرف پیمان تقصیری در این خصصوص ندارند.

به عبارتی اگر شما به عنوان پیمانکار بابت تعطیل شدن کارگاه و بیکاری پرسنل خودتون دچار خسارت و زیان شده‌اید، به کارفرما ربطی نداره و تقصیری در این خصوص نداره و از اون طرف پروژه متعلق به کارفرما هم یک روز تعطیل شده و ممکنه اتمامش به تأخیر بیافته و این موضوع تقصیر شما نیست و تأخیر غیرمجاز محسوب نمیشه.

راستی در گزارشات روزانه‌تون حتمن شرایط آب و هوایی رو ذکر می‌کنید دیگه؟

خواهش می‌کنم بدون ذکر منبع، کپی نکنید!