برنامه ریزی و کنترل پروژه , مدیریت منابع

تعریف و تخصیص منابع در برنامه زمان‌بندی

در مطلب “مهم‌ترین تفاوت‌های برنامه‌های زمان‌بندی در ایران با سایر کشورها“، لیستی از تفاوت‌ها رو ارائه کردم و قرار شد به مرور راجع به هرکدام بنویسم. در اولین مطلب در خصوص برنامه‌ریزی غلتان یا Rolling Wave Planning نوشتم که از این لینک می‌توانید آن را مطالعه کنید:
برنامه‌ریزی غلتان یا Rolling Wave Planning

اما حالا می‌رسیم به یکی از مهم‌ترین ضعف‌های برنامه‌های زمان‌بندی در کشورمان که مشکل عدم تعریف و تخصیص منابع در برنامه زمان‌بندی است. اما چرا اکثر همکاران ما غالبن از تعریف و تخصیص منابع فعالیت‌ها در برنامه زمان‌بندی فراری هستند؟

این دلایل به ذهنم می‌رسد:

۱- برنامه‌ریزی از انتها به ابتدا

روال متداول تهیه برنامه‌ریزی در ایران گاهی با روال عادی آن تفاوت دارد. روال متداول منطقی این است که شما پس از تهیه WBS، مدت زمان فعالیت‌ها و روابط بین آن‌ها و منابع مورد نیاز هر فعالیت را برآورد کنید و پس از تعیین ماکزیمم سطح دسترسی به هر منبع، اضافه تخصیص منابع یا همان OVER ALOCATE ها رو حذف کنید و به اصطلاح تسطیح منابع انجام دهید و آن موقع شما یک برآورد مستدل و منطقی از مدت زمان اجرای پروژه خواهید داشت. اما غالبن این گونه نیست و تاریخ‌های شروع و پایان پروژه و مدت زمان پروژه از قبل مشخص است و شما مجبورید به عنوان یک برنامه‌ریز، برنامه زمان‌بندی را درون آن تاریخ‌های از پیش تعیین شده بگنجانید و یا به اصطلاح SET کنید.

به عنوان مثال خاطرتان هست که در دولت دهم پروژه‌های فازهای عسلویه در قالب پروژه‌های ۳۵ ماهه تعریف شد و همه برنامه‌ریزی‌ها می‌بایستی در قالب همان ۳۵ ماه دستوری از قبل تعیین شده گنجانده می‌شد. یا پروژه‌هایی هستند که تاریخ پایان آن‌ها فارغ از کلیه مسائل برنامه‌ریزی، ۲۲ بهمن یا هفته دولت و امثالهم است.

در چنین حالتی عملن شما نمی‌توانید آن گونه که شایسته است به تعریف و تخصیص منابع بپردازید و حتی اگر منابع را به درستی تعریف کنید و ماکزیمم سطح دسترسی به هر منبع نیز موجود باشد، پس از تسطیح منابع، برنامه زمان‌بندی شما به هم خواهد ریخت و شاید آن Targetهای زمانی مد نظر محقق نشود. در این حالت یا مجبور به اضافه کردن منابع می‌شوید یا حداکثر سطح دسترسی به منابع را تغییر می‌دهید که این کار ممکن است باعث شود برنامه‌ریزی منابع شما غیرواقعی گردد. چرا که اولن تارگت زمانی مشخص شده غیرواقعی بوده و آن تعداد منابع اضافه‌ای که شما در برنامه می‌گنجانید نیز هرگز در پروژه تهیه نخواهد شد.

۲- نامشخص بودن اسکوپ پروژه‌ها و احجام کاری

خیلی اوقات شما واقعن قصد دارید در پروژه منابع را وارد برنامه زمان‌بندی کنید اما اسکوپ پروژه شما به صورت کامل مشخص نیست و یا هنوز نقشه‌های اجرایی و دیتیل کار به دست شما نرسیده است. طبیعی است که در این حالت شما نمی‌توانید برآوردی از احجام کاری داشته باشید و به طبع آن، بدون داشتن احجام کاری نمی‌توانید منابع مورد نیاز فعالیت‌ها را برآورد کنید.

به عنوان مثال فرض کنید شما در پروژه EPC ساخت یک پالایشگاه قصد برآورد منابع جهت برنامه زمان‌بندی بخش Construction را دارید، ولی به دلیل عدم اتمام فاز مهندسی هنوز نمی‌دانید چه فونداسیون‌هایی در پروژه دارید و این فونداسیون‌ها چه ابعادی دارند و به طبع آن نمی‌توانید احجام آیتم‌هایی مانند خاک‌برداری و آرماتوربندی و بتن‌ریزی پروژه را برآورد کنید و خب وقتی برآوردی از این احجام ندارید، نمی‌توانید برآورد منابع مورد نیاز فعالیت‌ها را داشته باشید. در این حالت یک برآورد راف نیز می‌تواند خطای زیاد و اختلاف قابل توجهی با واقعیات پروژه داشته باشد.

۳- حجم زیاد کار تعریف، تخصیص و تسطیح منابع

اگر روزی در یک پروژه بزرگ همانند ساخت یک نیروگاه یا یک مجتمع پتروشیمی یا ساخت یک سد بخواهید در برنامه زمان‌بندی منابع وارد کنید، با حجم زیادی از کار مواجه خواهید شد. شما باید منابع نیروی انسانی، ماشین‌آلات و متریال و مصالح را ابتدا تعریف کنید و بعد ماکزیمم سطح دسترسی به این منابع را نیز تعریف نمایید و به تک‌تک فعالیت‌های پروژه این منابع را تخصیص دهید و سپس منابع را تسطیح کنید و در اکثر مواقع نیز گزینه تسطیح اتوماتیک منابع توسط نرم‌افزار، راهکار مناسبی نیست و شما مجبور می شوید به صورت دستی منابع را تسطیح کنید که خب در پروژه با چند هزار فعالیت چندان کار ساده‌ای نیست و از آن گذشته پس از انجام کلیه مراحل قبل، شما در طول پروژه می‌بایستی هم‌زمان با آپدیت و اصطلاحن actual کردن زمان‌ها و درصد پیشرفت‌ها، مقادیر منابع را نیز آپدیت و مقادیر واقعی آن را نیز وارد کنید که این هم کار زمان‌بری است. به عبارتی هر چه پروژه بزرگ‌تر و پیچیده‌تر باشد، حجم کاری که در خصوص منابع بایستی انجام شود، بزرگ‌تر و پیچیده‌تر خواهد بود و لذا خیلی از همکاران ما به دلیل حجم بالای این کار از انجام آن طفره می‌روند.

از آن گذشته بعضی اوقات واقعن کار تخصیص منابع در پروژه‌ها سخت و پیچیده می‌شود. به عنوان مثال فرض کنید شما در یک پروژه ساختمانی یک دستگاه لودر دارید که دائمن پشت بچینگ مشغول به کار است. در این حالت این منبع لودر را به کدام یک از فعالیت‌های پروژه می‌توانید تخصیص دهید؟ یا دستگاهی همانند باب‌کت در طول یک رو روز شاید در ده جبهه کاری فعالیت کند، اختصاص چنین منابعی به برنامه زمان‌بندی کار ساده‌ای نخواهد بود. یا در خیلی از برنامه‌های زمان بندی فعالیت داربست‌بندی در برنامه زمان‌بندی دیده نمی‌شود، در این حالت نیروهای داربست‌بند را به چه صورت می‌توانید به برنامه زمان‌بندی تخصیص دهید؟

۴- کارفرماها و مشاوران

برخی از همکاران می‌گویند که کارفرمای ما یا مشاور پروژه، از ما برنامه‌ریزی منابع را نمی‌خواهند و چون از ما نمی‌خواهند ‌ما هم انجام نمی‌دهیم! واقعیت امر هم این است که ما تا مجبور به انجام کاری نشویم، آن کار را انجام نمی‌دهیم.

از طرفی برخی نیز می‌گویند این ریسک وجود دارد که در صورتی که منابع و هیستوگرام منابع استخراج شده از برنامه را به کارفرما و مشاور ارائه دهیم، آن‌گاه در طول پروژه از جانب آن‌ها مورد سوال قرار خواهیم گرفت که فلان منبعی که با آن مقدار در برنامه دیده بودید، چرا اکنون در پروژه نیست و حتی ممکن است در کلیم‌ها و بررسی پرونده‌های توجیه تأخیرات ما اثر بگذارد.

اما راهکار چیست؟

از یک جایی باید شروع کرد. بهترین راه حل این است که از همان ابتدا سعی نکنید تمام منابع انسانی و ماشین‌آلات و متریال و مواد و مصالح را در برنامه زمان‌بندی وارد کنید. سعی کنید از سه یا چهار منبع شروع کنید. مثلن اگر جرثقیل تناژ بالا در پروژه دارید که معمولن هزینه‌های زیادی به پروژه تحمیل می‌کنند، این جرثقیل را به عنوان یک منبع در برنامه زمان‌بندی لحاظ کنید و هیستوگرام استفاده از جرثقیل را در پروژه استخراج کنید و اگر احتیاج است، تسطیح منبع هم انجام بدهید و بعد در طول اجرا کارکرد واقعی جرثقیل را با کارکرد برنامه‌ای آن مقایسه کنید. بعد از اینکه در یک پروژه منابع بحرانی را برنامه‌ریزی کردید، سعی کنید در پروژه‌های بعدی به سراغ منابع بیشتری بروید. در هر پروژه سعی کنید متناسب با وقت و نیروی کاری که در اختیار دارید، حتماً بحث برنامه‌ریزی منابع یا چند منبع بحرانی را استفاده کنید تا اثرات فوق العاده آن را در جهت پیشبرد اهداف پروژه‌تان ببینید و بیشتر از قبل احساس مفید بودن در پروژه داشته باشید.

ادامه دارد…
خواهش می‌کنم بدون ذکر منبع، کپی نکنید!

در همین رابطه بخوانید:
مهم‌ترین تفاوت‌های برنامه‌های زمان‌بندی در ایران با سایر کشورها
برنامه‌ریزی غلتان یا Rolling Wave Planning

برنامه ریزی و کنترل پروژه

تخصص‌های مورد نیاز یک کارشناس حرفه‌ای برنامه ریزی و کنترل پروژه:

یک کارشناس حرفه ای برنامه ریزی و کنترل پروژه باید به این موارد اشراف داشته باشه:

– تسلط کامل به دانش و اصول برنامه‌ریزی و کنترل پروژه
– تسلط به مفاهیمی همانند استخراج scope از قرارداد، تهیه WBS، تهیه برنامه زمان‌بندی، تخصیص و تسطیح منابع، مدیریت هزینه پروژه‌ها، مدیریت ریسک، به روز نمودن و کنترل پیشرفت برنامه‌های زمان بندی، تهیه برنامه‌های اجرایی کارگاهی، تهیه برنامه‌های زمان بندی جبرانی
– تسلط به نرم افزار PRIMAVERA P6
– تسلط به نرم افزار Microsoft project
– تسلط کامل به نرم افزارهای بسته آفیس (به خصوص word, PowerPoint و اکسل، و به خصوص اکسل)
– آشنایی با راهنمای PMBOK و متدولوژی PRINCE2
– آشنایی با مباحث قراردادی پروژه‌ها
– توانایی مجاز کردن تأخیرات زمانی پروژه‌ها و تهیه کلیم‌های مالی
– توانایی تهیه و ارائه گزارشات تحلیلی پیشرفت پروژه
– تونایی عکس‌برداری مناسب و آرشیو تصاویر پیشرفت پروژه‌ها
– توانایی آنالیز تأخیرات پروژه و استخراج دلایل ریشه‌ای تأخیرات
– توانایی برقراری ارتباطات و تعامل گسترده با همه ذینفعان پروژه (از ذینفعان داخلی مانند مدیر پروژه و سرپرست کارگاه و همکاران اجرایی و فنی گرفته تا عوامل کارفرما و مشاور) و روابط عمومی مناسب
– توانایی نامه نگاری و مکتوب نمودن صورتجلسات با ادبیات مناسب
– توانایی تهیه دستورالعمل های برنامه ریزی و کنترل پروژه
– دقت و صحت و پشتکار و سرعت و پیگیری بالا در تهیه برنامه‌ها و گزارشات و کلیم‌ها و نامه‌ها و مسئولیت‌پذیری بالا نسبت به پروژه و شرکت
– توانایی کار در پروژه‌های خارج از شهر یا اعزام مأموریت به پروژه های دور
– آشنایی نسبی و کلی با حوزه تخصصی و نوع صنعتی که در آن پروژه فعال است. (به عنوان مثال آشنایی کلی با فعالیت و فرایندهای ساختمانی در پروژه‌های ساختمانی یا آشنایی کلی با فرآیندهای صنعت نفت در پروژه‌های صنعت نفت و گاز)
– این لیست تنها محدود به موارد بالا نیست (شما می‌توانید این لیست را کامل‌تر کنید)

خبر خوب: شما می‌توانید تمامی این تخصص‌ها رو کسب کنید. وقتی این تخصص‌ها را کسب کردید، دیگر لازم نیست شما به دنبال کار بروید، کار(کارفرماها، مدیران پروژه ها و شرکت‌ها) به دنبال شما خواهند آمد.

خبر بد: کسب این تخصص‌ها یک روزه و یک ماهه و یک ساله امکان پذیر نیست، سال‌ها تلاش و اراده و تجربه می‌خواهد. سال ها مطالعه کتاب و شرکت درکلاس و دوره و سمینار و سوال از متخصصین و تجربه عملی و حتی چند مورد شکست و ناکامی لازم است تا یک کارشناس ساده تبدیل به یک متخصص واقعی شود.

 

پی نوشت۱: سیلابس دروس دانشگاه ها، درسها و واحدهایی که در دانشگاه پاس می کنید، هر روز و هر سال فاصله بیشتری از واقعیات و نیازهای بازار کار می گیرند. این عین واقعیت است که سیستم دانشگاهی ما و اساتید ما نتوانستند متناسب با واقعیات بیرون، خود را به روز و آپدیت کنند. هنوز در دانگشاه ها یک درس سه واحدی به نام کنترل پروژه تدریس می شود که فاصله فراوانی میان آنچه که تدریس می شود و آنچه در دنیای واقعی کار اجرا می شود، وجود دارد. در هیچ دانگشاهی به صورت جدی و عملی نرم افزارهایی مانند پریماورا و پراجکت و یا اکسل کاربردری تدریس نمی شود.

به عبارتی لزوم داشتن مدرک لیسانس یا ارشد از یک دانشگاه خوب و با یک معدل خوب، تضمین کننده شانس خوب شما در بازار کار نیست. در بازار کار به مهارتهای نرم افزاری، تجربی و عملی شما نگاه میکنند و نه نام دانشگاه و معدل و حتی اسم رشته. بنده خودم هنگامی که دنبال یک کارشناس برنامه ریزی و کنترل پروژه جهت استخدام در پروژه می گردم، تنها آیتمی که ذره ای برایم مهم نیست، رشته تحصیلی و معدل و نام دانشگاه و ارشد یا لیسانس بودن اوست. چرا که در پروژه به مهارت ها و تخصص های موردنیاز یک کارشناس برنامه ریزی و کنترل پروژه نیاز داریم و نه مدرک ارشد و یا معدل بالا یا دانشگاه خیلی خوب و حتی نه لزومن مهندس صنایع بودن.

(این مطلب رو در کانال تلگرام فرصتهای شغلی برنامه ریزی و کنترل پروژه نوشته بودم که متأسفانه یک سری دوستان کم لطفی کردند و در بعضی از کانالها و سایت ها بدون ذکر منبع کپی پیست کردند. دیدم حالا که همه دارند کپی می‌کنند، چرا خودم مطلبی که خودم نوشتم رو در سایتم کپی نکنم)

خواهش می‌کنم بدون ذکر منبع، کپی نکنید!

برنامه ریزی و کنترل پروژه

مهم‌ترین تفاوت‌های برنامه‌های زمان‌بندی در ایران با سایر کشورها

شاید متعجب بشید اگه بدونید غالب برنامه‌های زمان‌بندی پروژه‌ها در ایران تفاوت‌هایی گاهی فاحش با برنامه‌های زمان‌بندی پروژه‌های خارج از ایران دارند. کلاً سبک برنامه‌ریزی و کنترل پروژه و این کاری که ما تحت عنوان برنامه‌ریزی و کنترل پروژه در ایران انجام می‌دهیم، تفاوت‌هایی با آنچه در کشورهای دیگر انجام می‌شود دارد. البته این موضوع ذاتن یک عیب نیست. از آن جهت که هر دانش و ابزاری و استانداردی را می‌توان برای هر کشور و هر پروژه بومی‌سازی کرد و لازم نیست دقیقن هرکاری که بقیه انجام می‌دهند ما نیز دقیقن همان را انجام دهیم. به عبارتی تعصب بر یک روال کاری را باید کنار گذاشت و Tailoring را سر لوحه کار خود قرار دهیم.

موارد زیر بر حسب تجارب خودم و تجارب دوستان و همکاران در خصوص تفاوت‌های برنامه‌های زمان‌بندی پروژه‌های ایران با برنامه‌های زمان بندی متعارف پروژه‌های خارج از ایران به ذهنم رسید. فعلن به صورت تیتر این موارد را یادداشت می‌کنم تا در ادامه به صورت مفصل به هر کدوم بپردازیم. (شما هم اگر موردی به ذهنتون می‌رسه، حتمن عنوان کنید.)

۱- عدم اجرای برنامه ریزی غلتان یا Rolling Wave Planning
۲- عدم تعریف و تخصیص منابع در برنامه زمان‌بندی
۳- عدم تعریف هزینه‌ها در برنامه زمان‌بندی
۴- تعداد بسیار زیاد فعالیت‌ها و توجه بیش از اندازه به جزئیات
۵- غیر واقعی بودن و غیر اجرایی بودن برنامه‌های زمان‌بندی
۶- تقویم غیرواقعی برنامه‌های زمان‌بندی
۷- روابط غیرمنطقی، شناوری‌های عجیب و مسیر بحرانی غیرواقعی

خواهش می‌کنم بدون ذکر منبع، کپی نکنید!

برنامه ریزی و کنترل پروژه , عمومی , مدیریت پروژه

برآورد مدت زمان فعالیت‌ها (بخش دوم)

محال است که شما در زمینه برنامه‌ریزی و کنترل پروژه کار کنید و با مشكلی که در پست قبل مطرح کردم روبه رو نشوید. اگر حوصله خواندن آن ماجرا را ندارید، خلاصه‌اش از این قرار است: هنگامی که قرار است يك برنامه‌ي زمان‌بندي بنويسيد، حتمن بايد با مسئولين اجراي هر فعاليت صحبت كنيد و نظر آن‌ها را در مورد تخمين زمان فعاليت‌ها جویا شوید. ولي مسأله‌اي كه مطرح می‌شود اين است كه اغلب اوقات، مسئولين اجرايي هر فعاليت بنا به دلايل مختلف، سعي مي‌كنند، زماني بيش‌تر از پيش‌بيني منطقي يك كار خاص را به شما تحميل كنند. به اصطلاح دچار عارضه Pad estimate هستیم.

مثلن شما مطابق تجارب قبلی و فعاليت‌هاي مشابه گذشته كاملاً مطمئنيد كه اجرای چند بلوك لاینینگ یک تونل، نهایتن ۳۰ روز طول خواهد کشید، ولي مسئول اجراي بتن اصرار مي‌كند كه زمان اين فعاليت ۹۰ روز در نظر گرفته شود. حالا اینکه اينجا چرا آن مسئول اجرايي چنين اصراري دارد، موضوع اين بحث نيست ولي مي‌شود حدس زد كه او با این کار، چنین اهدافی را دنبال مي‌كند: ۱- انجام فعاليت مورد نظر زودتر از زمان مقرر در برنامه و مطرح كردن ادعا در مورد پاداش و تشويق شدن ۲- مواخذه نشدن در صورت پايان ديرهنگام فعاليت ۳- تمایل ذاتی افراد (به خصوص ایرانی‌ها) برای انجام دادن امور در آخرین دقایق و نهایت بهره بردن از شناوری‌ها.

مشكل اصلي اين است كه روسا و مديران پروژه معتقدند حتمن بايد رضايت مسئولين اجرايي را در خصوص برنامه زمان‌بندي كسب كنيم و اگر بدون در نظر گرفتن پيشنهادات اغلب غيرمنطقي مديران اجرايي در خصوص زمان‌ها، برنامه را براي مشاور و کافرما ارسال كنیم، از يك طرف از سوي مديران پروژه مواخذه مي‌شویم و از طرف ديگر واحدهاي اجرايي به دليل بي‌توجهي به نظر غيرمنطقي‌شان، هيچ تعهدي در خصوص اجراي صحیح برنامه نمي‌پذيرند. در اصطلاح می گویند بروید این برنامه را به هرکیس که آن را نوشته بگویید خودش هم بیاید اجرا کند

يعني برنامه زمان بندی به معني واقعي شكست مي‌خورد و اگر هم برنامه را مطابق نظر آن‌ها ببندیم، يعني آب بستن بسيار به برنامه که این از نظر من شكست بزرگ‌تري محسوب مي‌شود. حتي نمي‌شود كاري كرد كه نه سيخ بسوزد و نه كباب، بس كه اختلافات فاحش است.

فکر کنم راه حلی اصلی این موضوع فقط و فقط ایجاد اعتماد است. به عبارتی با اعتماد سازی که یکی از وظایف مهم مدیریت پروژه است، می توان از برآوردهای غیرواقعی جلوگیری کرد.

به عبارتی وقتی واحد کنترل پروژه، مطابق سوابق گذشته، نُرم‌ها و راندمان‌های ثبت شده، محاسبه توان ماشین‌آلات و نیروی انسانی و با در نظر گرفتن حجم کلی یک کار، مدت زمانی را برای آن فعالیت پیش‌بینی می‌کند، واحدهای اجرایی نتوانند با زیر سوال بردن آن زمان، عدد مورد نظر خودشان را تحمیل کنند. البته اشتباه نکنید. مقصودم این نیست که با آنها مشورت نشود. چه بسا بهترین راه برای تخمین مدت زمان فعالیت‌ها، استفاده از نظرات کارشناسان فنی و مجریان فعالیت‌هاست. اما در این مورد خاص، این افراد و مجموعه سازمان باید به قدری معتقد به این فرهنگ باشند که یک پیش‌بینی منطقی را از صمیم قبل بپذیرند و حتی هنگام اجرا تمام تلاش خود را جهت اتمام زودتر از موعد مقرر آن فعالیت به کار گیرند.

هر چند کارشناسان فنی پروژه (نه فقط کارشناسان کنترل پروژه) نیز باید تا حد زیادی از مهارت‌های بررسی نُرم‌ها و راندمان‌ها، تکنیک‌های پیش‌بینی و تخمین و محاسبه مدت زمان از طریق حجم کلی فعالیت و توان ماشین‌آلات و نیروی انسانی و همچنین مطالعه ریسک‌های احتمالی و مشکلات و موانع پیش‌روی، برخوردار باشند تا بتوانند بهترین پیش‌بینی ممکن را ارائه دهند. مدینه‌ی فاضله‌ای که بسیاری از سازمان‌های پروژه محور ایرانی (به خصوص بزرگترهایشان)، سال‌ها با آن فاصله دارن.

خواهش می کنم بدون ذکر منبع کپی نکنید.